یکشنبه / ۲۲ شهریور / ۱۴۰۵ Sunday / 13 September / 2026
×
تهران - آذربایجان آنلاین - آنچه در مواضع امروز و روزهای اخیر مجلس دیده می‌شود، فقط تکرار یک ادبیات تند نیست؛ پارلمان دارد جنگ تحمیلی علیه ایران را در سه سطح هم‌زمان صورت‌بندی می‌کند: تثبیت خط بازدارندگی، تبدیل تنگه هرمز به یک اهرم عملیاتی-حقوقی، و بستن مسیر سوءاستفاده سیاسی از اختلاف داخلی. هم‌زمان، ترامپ از ادامه حملات در دو تا سه هفته آینده حرف می‌زند، نفت برنت را دوباره تا محدوده ۱۰۸ دلار بالا می‌برد، بازار سهام اروپا را به افت ۱.۲ درصدی می‌کشاند و از کشورهای وابسته به نفت خلیج فارس می‌خواهد خودشان برای هرمز فکری کنند؛ یعنی خودِ بحران، بیش از پیش به نقطه‌ای رسیده که نامش با انرژی جهان گره خورده است.
از بازدارندگی تا هرمز؛ مجلس نقشه جدید تقابل را ترسیم کرد
  • فروردین 14, 1405
  • بدون دیدگاه
  • برچسب ها

    به گزارش آذربایجان آنلاین، خطی که از مجلس دیده می‌شود، خطی است که در ماه‌های گذشته هم از زبان سخنگوی کمیسیون امنیت ملی شنیده شده بود: «کوچک‌ترین حرکت دشمن را محکم و قوی پاسخ می‌دهیم» و «جنگ تمام نشده و همچنان آماده دفاع هستیم». ابراهیم رضایی در همان روزها تأکید کرده بود: «دشمن به اهداف خود در جنگ تحمیلی ۱۲ روزه نرسید» و «آمریکایی‌ها مجبور شدند برای کمک به این رژیم کودک‌کش وارد عمل شوند». او حتی در همان چارچوب گفته بود: «این اقدام فقط آغاز راه است» و «موازنه جنگ به نفع ایران در حال تغییر است». این جملات، اگر کنار هم گذاشته شوند، فقط یک موضع‌گیری لفظی نیستند؛ نشان می‌دهند مجلس، جنگی را که از بیرون بر ایران تحمیل شده، در سطحی می‌بیند که پاسخ به آن باید هم میدانی باشد و هم بازدارنده. در همان دوره، رضایی از «جنگ تحمیلی ۱۲ روزه» یاد کرده و تأکید کرده بود که بعد از پاسخ ایران، آمریکا برای کمک به اسرائیل وارد عمل شد؛ یعنی از نگاه پارلمان، این جنگ از همان ابتدا فقط یک نبرد کوتاه‌مدت نبوده، بلکه وارد فاز فرسایشی و چندلایه شده است.

    از این‌جا به هرمز می‌رسیم؛ جایی که ایده «اخذ عوارض» و «مدیریت عبور» سابقه‌دار است، نه تازه. در تابستان ۱۳۹۸، ۱۶۰ نماینده مجلس طی بیانیه‌ای از دولت خواستند موضوع اخذ عوارض از کشتی‌های عبوری از تنگه هرمز را در دستور کار قرار دهد. همان زمان، علیرضا رحیمی در مجلس قرائت کرد که عبور از این آبراهِ استراتژیک باید ضابطه‌مند شود و «هوشیاری و قاطعیت در برخورد با تخلفات» لازم است. تسنیم نیز همان سال جزئیات طرحی را منتشر کرد که بر مبنای آن، ایران در برابر فشارهای آمریکا باید یک سازوکار متقابل برای هرمز تعبیه کند. بنابراین، اگر امروز دوباره از «اهرم هرمز» حرف زده می‌شود، این بحث از دل یک سابقه روشن پارلمانی بیرون آمده، نه از یک هیجان مقطعی. از نظر عددی هم این بحث کوچک نیست: هرمز حدود ۲۰ میلیون بشکه در روز نفت و فرآورده را جابه‌جا می‌کند، یعنی نزدیک به یک‌چهارم تجارت دریایی نفت جهان، و تقریباً ۱۸ میلیون بشکه نفت در روز برای قیمت‌گذاری به شاخص دبی وابسته است.

    اهمیت این سابقه وقتی روشن‌تر می‌شود که وزن واقعی هرمز در اقتصاد جهان را ببینیم. بلومبرگ از ماه‌ها قبل نوشته بود این تنگه حدود یک‌چهارم تجارت دریایی نفت جهان را جابه‌جا می‌کند و هر اختلالی در آن می‌تواند قیمت‌ها را جهش دهد و اقتصاد جهانی را بی‌ثبات کند. در دوم مارس، بلومبرگ حتی از «تعطیلی مؤثر» هرمز نوشت و توضیح داد که نفت در نتیجه حملات آمریکا و اسرائیل علیه ایران، بیشترین جهش چهار سال اخیر را ثبت کرده است. امروز هم رویترز گزارش داده که اثر این بحران بر انرژی و بازارها دوباره خودش را نشان می‌دهد. به بیان ساده، مجلس وقتی از هرمز حرف می‌زند، روی یک نقطه جغرافیایی معمولی دست نمی‌گذارد؛ روی شریان اصلی انرژی جهان دست می‌گذارد. این شریان در عمل هم تحت فشار است: رویترز گزارش داده دست‌کم ۱۵۰ کشتی در هرمز و آب‌های اطراف لنگر انداخته‌اند، حدود ۲۰۰ نفتکش در همان روزها سرگردان مانده‌اند و عبور روزانه که معمولاً نزدیک ۱۰۰ نفتکش در روز بود، تقریباً به توقف رسیده است.

    سخن امروز ترامپ هم همین معنا را تأیید می‌کند، هرچند از طرف دیگر. او در سخنرانی اصلی خود گفت آمریکا می‌تواند جنگ را ظرف دو تا سه هفته ادامه دهد و هنوز برای پایان آن، زمان‌بندی روشن ندارد. در گزارش رویترز آمده است که او هم‌زمان به زیرساخت‌های انرژی ایران، از جمله برق و نفت، تهدید زده و از کشورهای وابسته به نفت خلیج فارس خواسته برای بازگشایی هرمز «خودشان دست به کار شوند». این گزاره کوچک نیست؛ معنایش این است که واشنگتن عملاً پذیرفته هرمز نقطه مرکزیِ بحران است و جنگ، بدون حل‌وفصل این گلوگاه، نه قابل مهار کامل است و نه قابل جمع‌کردن به‌صورت سریع. بازار هم همین را فهمیده: نفت برنت پس از این اظهارات حدود ۶.۸ درصد جهش کرده و به ۱۰۸ دلار رسیده، نفت وست‌تگزاس ۶.۴ درصد بالا رفته و به ۱۰۶ دلار و ۵۲ سنت رسیده، و بازارهای سهام اروپا هم ۱.۲  درصد افت کرده‌اند؛ فناوری نزدیک ۳ درصد، معدن ۲.۷ درصد و سهام خطوط هوایی مانند ایرفرانس و لوفت‌هانزا بیش از ۳.۷ درصد سقوط کرده‌اند.

    از نگاه تهران، این جنگ تحمیلی دقیقاً به همین دلیل قابل کوتاه‌آمدن نیست. ایران آغازگر بحران نبوده، بلکه با حملات مستقیم آمریکا و اسرائیل وارد جنگ شده است؛ و وقتی جنگ از بیرون بر یک کشور تحمیل می‌شود، طبیعی است که ابزار دفاع هم از میدان صرف نظامی فراتر برود. ابراهیم رضایی در تابستان گذشته صریحاً گفت کشور درگیر «جنگ تحمیلی ۱۲ روزه» شد، روز اول خسارت‌های فراوانی وارد شد و بعد از پاسخ ایران، آمریکا برای کمک به اسرائیل وارد عمل شد. در همان مسیر، او بارها تأکید کرده بود که «جنگ تمام نشده» و «کوچک‌ترین حرکت دشمن» با پاسخ سخت مواجه می‌شود. این ادبیات، اگر از منظر تهران خوانده شود، یعنی هرمز نه یک کارت بازی، بلکه یک تکیه‌گاه مشروع برای افزایش هزینه طرف آغازکننده جنگ است. این نگاه با واقعیت میدانی هم همراه است: رویترز می‌گوید کرایه نفتکش‌های سوئزماکس و آفرامکس در اثر بحران هرمز از حدود ۶۰ هزار دلار به بیش از ۳۰۰ هزار دلار در روز رسیده، یعنی پنج برابر شده است؛ هم‌زمان در خلیج آمریکا، دسترسی به کشتی‌های حمل نفت ۴۱ درصد پایین آمده، تعداد وی‌ال‌سی‌سی‌ها به ۱۰ فروند رسیده و دسترسی سوئزماکس و آفرامکس به ترتیب حدود ۴۰ تا ۴۵ درصد و ۷۰ درصد افت کرده است.

    هم‌زمان، جنگ فقط در میدان و بازار انرژی تعریف نمی‌شود؛ در لایه مالی هم دارد فشار می‌سازد. بانک انگلستان دیروز هشدار داد که جنگ ایران تهدیدهای جدی برای ثبات مالی جهانی را بالا برده، چون یک شوک عرضه منفی در انرژی ایجاد کرده است. این نهاد گفته قیمت گاز در بریتانیا بیش از ۷۰ درصد و قیمت بنزین حدود ۱۰ درصد بالا رفته و اثرات این شوک می‌تواند تا سال‌ها در بازار وام و بدهی بماند. از سوی دیگر، رویترز گزارش داده که فقط در بازار انرژی، کمبود عرضه می‌تواند در آوریل به بیش از ۱۲ میلیون بشکه در روز برسد و آژانس بین‌المللی انرژی نیز از آسیب‌دیدن حدود ۴۰ زیرساخت حیاتی انرژی در خاورمیانه خبر داده است. به‌بیان دیگر، همان چیزی که مجلس در داخل از آن به‌عنوان اهرم دفاعی و بازدارنده حرف می‌زند، از بیرون هم به‌عنوان واقعیت اقتصادی دیده شده است: هرمز فقط یک تنگه نیست، بلکه نقطه‌ای است که اگر بلرزد، قیمت‌ها، تورم و ثبات مالی در غرب هم به‌هم می‌ریزد.

    از طرف دیگر، مسیر دیپلماسی هم امروز شکل تازه‌ای پیدا کرده است. رویترز نوشته پاکستان، ترکیه و مصر در حال پررنگ‌تر شدن به‌عنوان میانجی‌های جدیدند و نقش این کشورها در کانال‌های ارتباطی با تهران و واشنگتن در حال افزایش است. این یعنی بحران از مسیر سنتی و محدود خارج شده و به یک پرونده چندمسیره تبدیل شده است؛ پرونده‌ای که در آن، هر بازیگر تازه‌ای می‌خواهد سهمی از مدیریت بحران داشته باشد. برای ایران، این هم فرصت است و هم هشدار: فرصت از این جهت که شکاف در جبهه مقابل و تعدد میانجی‌ها، فشار یک‌دست علیه تهران را سخت‌تر می‌کند؛ و هشدار از این جهت که هرچه بحران طولانی‌تر شود، تلاش طرف مقابل برای ساختن روایت «فشارِ مشروع» هم بیشتر می‌شود. در همین میان، خودِ ایران هم به‌گفته منابع دریایی، بر کنترل کامل هرمز تأکید کرده و یک مقام نیروی دریایی سپاه گفته بود این آبراه «تحت کنترل کامل» است؛ همچنین گزارش شده که از ابتدای ماه مارس، ۷۱ درصد کشتی‌هایی که از هرمز عبور کرده‌اند با ایران یا شبکه‌های مرتبط با آن پیوند داشته‌اند.

    جمع‌بندی امروز روشن است: مجلس در حال تثبیت یک خط سه‌لایه است؛ خطی که در آن، «قدرت میدانی»، «اهرم هرمز» و «انسجام داخلی» به هم وصل شده‌اند. از داخل مجلس، همان لحنِ «آماده پاسخ قوی» و «جنگ تمام نشده» شنیده می‌شود؛ از بیرون، ترامپ زمان پایان جنگ را مبهم نگه داشته و بازارها را مضطرب کرده؛ و در سطح جهانی، بلومبرگ، رویترز و بانک انگلستان همگی روی یک چیز انگشت گذاشته‌اند: هرمز، قلب تپنده بحران است. برای ایران، این یعنی اگر جنگی بر کشور تحمیل شده، پاسخ هم فقط در خط مقدم نیست؛ در معادله انرژی، در هزینه اقتصادی و در خودِ طراحی زمین بازی هم هست. و همین‌جا است که مجلس، نه فقط به‌عنوان ناظر، بلکه به‌عنوان بخشی از طراحی پاسخ، وارد صحنه شده است. این بار، عددها هم روشن‌اند: ۲۰ میلیون بشکه در روز، ۱۵۰ کشتی سرگردان، کرایه ۳۰۰ هزار دلاری نفتکش، نفت ۱۰۸ دلاری، افت ۱.۲ درصدی بازارهای اروپا و افزایش بیش از ۷۰ درصدی گاز در بریتانیا.

    مطالب مرتبط
    صدیقی: قیمت‌ها بالا رفت، کالابرگ جا ماند؛ مردم نباید هزینه تأخیر دولت را بدهند
    گفت‌وگوی اختصاصی آذربایجان آنلاین با رضا صدیقی، نماینده تبریز،اسکو،آذرشهر و عضو کمیسیون اجتماعی مجلس

    صدیقی: قیمت‌ها بالا رفت، کالابرگ جا ماند؛ مردم نباید هزینه تأخیر دولت را بدهند

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *