داروخانه یا بازار بیضابطه؟ وقتی بیمار میان بیمه، سامانه و فروش آزاد سرگردان میشود
تئاترِ طبقاتی؛ وقتی هنر به ویترینی برای نمایش ثروت تبدیل میشود
به گزارش آذربایجان آنلاین، آنچه این روزها در برخی مواضع مجلس دیده میشود، صرفاً نقد تورم یا اشاره به نوسانات بازار نیست؛ بلکه تلاشی است برای صورتبندی کل وضعیت اقتصادی در قالب یک شرایط خاص و غیرعادی. در این نگاه، اقتصاد کشور نه در یک چرخه طبیعی، بلکه در بستر فشار خارجی، تحریم و تقابل شکل گرفته و بنابراین تحلیل آن هم باید در همین چارچوب انجام شود.
در همین فضا، فاطمه مقصودی، عضو کمیسیون اقتصادی مجلس، گفته است: «شرایط امروز ما یک جنگ تحمیلی است» و تأکید کرده که «غیر از این راهی وجود ندارد» جز مقاومت. او این مقاومت را «مقاومتی مقدس» دانسته و بر ضرورت «همبستگی، همراهی و همزبانی» در سطح جامعه و جریانهای سیاسی تأکید کرده است. اهمیت این موضع نه در شخص گوینده، بلکه در جایگاهی است که از آن بیان میشود؛ یعنی حتی در سطح کمیسیون اقتصادی نیز، شرایط با ادبیات جنگ و مقاومت توصیف میشود.
این نوع بیان، وقتی در کنار دیگر اظهارات اقتصادی قرار میگیرد، معنای دقیقتری پیدا میکند. در مواضع اخیر، بهروشنی به فشار تورمی، رشد قیمتها و اثر مستقیم نوسانات بازار ارز بر زندگی مردم اشاره شده است؛ جایی که افزایش قیمتها نه یک روند تدریجی، بلکه یک روند فشرده و سریع توصیف میشود. همین توصیفها نشان میدهد مسئله فقط «مدیریت اقتصادی» نیست، بلکه شرایطی شکل گرفته که در آن، فشار بیرونی و التهاب داخلی بهصورت همزمان عمل میکنند.
در چنین چارچوبی، استفاده از واژه «جنگ تحمیلی» فقط یک تعبیر سیاسی نیست؛ بلکه تلاش برای توضیح یک وضعیت پیچیده است. وقتی از تجربه «۴۷ یا ۴۸ سال فشار و تحریم» صحبت میشود و شرایط امروز در امتداد «دوران دفاع مقدس» قرار میگیرد، در واقع یک پیوند تاریخی ساخته میشود: اینکه کشور قبلاً هم با شرایط مشابه روبهرو بوده و از آن عبور کرده است. این نوع روایت، اقتصاد را از یک مسئله کوتاهمدت به یک تجربه بلندمدت ملی تبدیل میکند.
از منظر تحلیلی، این تغییر لحن یک کارکرد مشخص دارد. در شرایطی که بازار با نوسان، تورم با فشار و جامعه با نگرانی مواجه است، تبدیل اقتصاد به بخشی از یک «مقاومت» بزرگتر، تلاش میکند همزمان دو کار انجام دهد: هم توضیح دهد چرا شرایط دشوار است، و هم چارچوبی برای عبور از آن ارائه دهد. در این نگاه، اقتصاد فقط نیازمند اصلاح سیاستها نیست، بلکه نیازمند «تابآوری اجتماعی» هم هست.
در عین حال، این نوع صورتبندی یک پیام بیرونی هم دارد. وقتی اقتصاد در قالب جنگ تحمیلی تعریف میشود، یعنی بخشی از مشکلات بهصورت مستقیم به فشار خارجی نسبت داده میشود و در نتیجه، پاسخ نیز فقط در داخل جستوجو نمیشود. این همان نقطهای است که اقتصاد، سیاست خارجی و امنیت ملی به هم متصل میشوند.
جمعبندی این روند نشان میدهد مجلس در حال حرکت به سمت یک روایت متفاوت از اقتصاد است؛ روایتی که در آن، معیشت مردم، بازار ارز، تورم و حتی انتظارات عمومی، در چارچوب یک تقابل گستردهتر تحلیل میشود. در این چارچوب، اقتصاد دیگر یک حوزه جدا از سیاست نیست، بلکه بخشی از همان معادلهای است که در آن، فشار خارجی، انسجام داخلی و توان عبور از بحران، همزمان تعیینکنندهاند.
این تغییر نگاه، اگرچه میتواند به تقویت همبستگی کمک کند، اما در عین حال نشان میدهد که شرایط اقتصادی از سطح عادی عبور کرده و وارد مرحلهای شده که برای توضیح آن، دیگر فقط زبان اقتصاد کافی نیست.
دیدگاهتان را بنویسید