از سفرههای کوچک تا اضطرابهای بزرگ؛ سلامت روان ایرانیان چگونه است؟
دلار بالا میرود، مسئولیت پاسکاری میشود؛ درد مردم بالاخره به چه کسی ربط دارد؟
به گزارش آذربایجان آنلاین، چه باشکوه است زمانی که یک هنرمند، در اوج افتخار، بهجای سخن گفتن از موفقیت خویش، از دردهای سرزمینش میگوید؛ از مادرانی که هنوز چشمانتظارند، از کلاسهایی که نیمکتهایشان خالی مانده و از رؤیاهای کودکانهای که زیر آوار جنگ برای همیشه خاموش شدند.
مجیدی عزیز! شما فقط نماینده سینمای ایران نبودید؛ نماینده وجدان زخمی یک ملت بودید.
شما به جهانیان یادآوری کردید که پشت آمار قربانیان جنگ، هزاران آرزوی ناتمام، هزاران لبخند خاموش و هزاران قلب داغدار نهفته است.
آن لحظه که از مظلومیت کودکان میناب سخن گفتید، هنر به رسالت حقیقی خود بازگشت؛ رسالتی فراتر از جایزه، شهرت و تشویق.
و چه زیبا گفتید: «ما تا آخر خواهیم ایستاد.»
آری، ایران سرزمین ایستادگی است؛ اما آرزوی بزرگ این ملت، جهانی است که در آن هیچ کودکی قربانی جنگ نشود و هیچ مادری برای بازگشت فرزندش چشم به در ندوزد.
درود بر هنرمندی که در لحظه افتخار، وطنش را فراموش نکرد؛ درود بر انسانی که اجازه نداد فریاد مظلومیت کودکان میناب در هیاهوی جهان گم شود.
تندیسها روزی در ویترینها جای میگیرند، اما این سخنان شما در حافظه تاریخی ملت ایران ماندگار خواهد شد.
آقای مجیدی! جایزه را شما گرفتید، اما این ملت بود که به شرافت و انسانیت شما افتخار کرد.
یاد کودکان شهید میناب جاودانه باد.
دیدگاهتان را بنویسید