از سفرههای کوچک تا اضطرابهای بزرگ؛ سلامت روان ایرانیان چگونه است؟
دلار بالا میرود، مسئولیت پاسکاری میشود؛ درد مردم بالاخره به چه کسی ربط دارد؟
امروز، دهم اکتبر، روز جهانی سلامت روان است؛ مناسبتی که در ایران نباید به چند توصیه درباره مثبتاندیشی، آرامش و دوری از استرس محدود شود. سلامت روان تنها مسئلهای فردی نیست که بتوان مسئولیت آن را بر دوش خود افراد گذاشت. وضعیت اقتصادی، امنیت شغلی، روابط اجتماعی، تجربه بحرانها و امکان دسترسی به درمان، همگی در سلامت روان جامعه نقش دارند.
آمارها نیز از اهمیت مسئله حکایت میکنند. بر اساس پیمایش ملی سلامت روان سال ۱۴۰۰، حدود ۲۵ درصد از جمعیت مورد بررسی با دستکم یک اختلال روانپزشکی مواجه بودهاند؛ یعنی تقریباً از هر چهار نفر، یک نفر. افسردگی و اختلالات اضطرابی نیز در شمار شایعترین مشکلات گزارش شدهاند.
نگرانکنندهتر آنکه به گفته آفرین رحیمیموقر، رئیس مرکز ملی مطالعات اعتیاد دانشگاه علوم پزشکی تهران، تقریباً تنها یکسوم افراد دارای مشکلات روانپزشکی از خدمات درمانی استفاده میکنند. این فاصله میان نیاز به درمان و مراجعه واقعی، نشان میدهد که مسئله فقط شیوع اختلالات نیست؛ دسترسی به خدمات، هزینه درمان، آگاهی عمومی و ترس از قضاوت دیگران نیز اهمیت دارد.
در جامعهای که خانوادهها برای تأمین هزینههای ضروری خود ناچار به حذف بخشی از مخارج هستند، مراجعه به روانشناس یا روانپزشک ممکن است به انتهای فهرست اولویتها منتقل شود. حال آنکه اضطراب درماننشده، افسردگی و فرسودگی روانی میتوانند بر کیفیت زندگی، روابط خانوادگی، توان کاری و حتی سلامت جسم اثر بگذارند.
از سوی دیگر، نمیتوان درباره سلامت روان ایرانیان سخن گفت و تأثیر فشار معیشتی، نااطمینانی اقتصادی، نگرانیهای شغلی و تجربه جنگ و بحران را نادیده گرفت. هرچند هر نگرانی یا اندوهی به معنای ابتلا به اختلال روانی نیست، تداوم فشارهای اجتماعی و اقتصادی میتواند زمینه آسیبپذیری روانی را افزایش دهد.
پژوهشی درباره بار اختلالات روانی در ایران نشان داده سهم این اختلالات از مجموع بار بیماریها، از ۴.۶ درصد در سال ۱۹۹۰ به ۱۰.۳ درصد در سال ۲۰۱۹ رسیده است؛ روندی که ضرورت تقویت خدمات سلامت روان را برجسته میکند.
وزارت بهداشت در اردیبهشت ۱۴۰۵ از فعالیت حدود سههزار و ۵۰۰ کارشناس سلامت روان در شبکه خدمات سلامت و برنامه افزایش مراکز سلامت روانی و اجتماعی جامعهنگر خبر داد. با این حال، گسترش خدمات زمانی اثرگذار خواهد بود که مراجعه به متخصص برای مردم، بهویژه اقشار کمدرآمد و ساکنان مناطق محروم، واقعاً امکانپذیر باشد.
شعار جهانی امسال نیز بر شنیدهشدن تجربه زیسته افراد دارای مشکلات سلامت روان و مشارکت آنان در تصمیمگیریها تأکید دارد. این نگاه برای ایران هم پیام روشنی دارد: سیاستگذاری درباره سلامت روان نباید بدون شنیدن صدای کسانی انجام شود که هر روز با اضطراب، افسردگی، انگ اجتماعی یا دشواری تأمین هزینه درمان زندگی میکنند.
سلامت روان را نمیتوان صرفاً با توصیه به آرامش تأمین کرد. جامعه به خدمات درمانی در دسترس، پوشش بیمهای مؤثر، آموزش عمومی، محیط کار سالم و سیاستهایی نیاز دارد که از شدت ناامنی اقتصادی و اجتماعی بکاهند.
روز جهانی سلامت روان فرصتی است برای یادآوری یک حقیقت مهم: مردمی که برای تأمین نیازهای اولیه زندگی زیر فشارند، نباید برای حفظ آرامش روان خود نیز تنها بمانند.
شاید وقت آن رسیده باشد در کنار تمام شاخصهای اقتصادی، یک پرسش انسانی را هم جدی بگیریم: وقتی از قیمت دلار، تورم، دستمزد و هزینه زندگی سخن میگوییم، چه کسی هزینه اضطراب و فرسودگی روانی مردم را محاسبه میکند؟
زندگی فقط به معنای دوام آوردن نیست؛ مردم حق دارند علاوه بر نان، سهمی از آرامش هم داشته باشند.
دیدگاهتان را بنویسید