از سفرههای کوچک تا اضطرابهای بزرگ؛ سلامت روان ایرانیان چگونه است؟
دلار بالا میرود، مسئولیت پاسکاری میشود؛ درد مردم بالاخره به چه کسی ربط دارد؟
به گزارش آذربایجان آنلاین، مهمترین واقعیت فعلی این است که دیپلماسی هنوز نمرده است، اما هنوز هم به نتیجه نرسیده است. قطر در روزهای اخیر اعلام کرده که میان تهران و واشنگتن پیامهایی در حال تبادل است و تلاشهای میانجیگرانه برای ایجاد پیشرفت در مذاکرات متوقف نشده است. این موضوع نشان میدهد حتی در شرایطی که مواضع دو طرف فاصله زیادی با یکدیگر دارد، کانال ارتباطی برای جلوگیری از فروپاشی کامل مذاکرات حفظ شده است.
سناریوی اول؛ بازگشت شکاف دیپلماتیک
اولین سناریو این است که مذاکرات بار دیگر به نقطه بنبست برسد. مشکل اصلی فقط اصل مذاکره نیست؛ اختلاف بر سر ترتیب اقدامات است. تهران میخواهد پیش از برداشتن محدودیتهای مرتبط با تنگه هرمز، اقداماتی از سوی آمریکا انجام شود؛ در مقابل، واشنگتن میخواهد پیش از عقبنشینی از فشارهای خود، امتیازات مشخصی دریافت کند.
گزارش رویترز نیز پیشتر نشان داده بود که دو طرف در حال بررسی یک مسیر مرحلهای برای پایان جنگ و بازگشایی هرمز بودهاند، اما هیچکدام حاضر نیستند نخستین اهرم فشار خود را واگذار کنند.
اینجا خطر اصلی این است که هر طرف تصور کند زمان به سود اوست. اگر تهران تصور کند ادامه فشار اقتصادی و اختلال در انرژی، آمریکا و متحدانش را به عقبنشینی وادار میکند و واشنگتن نیز معتقد باشد فشار بیشتر ایران را به پذیرش شروط خود نزدیک خواهد کرد، مذاکره به جای حل اختلاف، به مسابقه فرسایشی تبدیل میشود.
در این وضعیت، میانجیها اهمیت بیشتری پیدا میکنند. نقش میانجی دقیقاً در همین نقطه است؛ ایجاد فرمولی که به دو طرف اجازه دهد بدون آنکه شکست را بپذیرند، از مواضع اولیه خود فاصله بگیرند.
سناریوی دوم؛ فشار بیشتر، بدون ورود فوری به جنگ تمامعیار
سناریوی دوم شاید در کوتاهمدت محتملترین مسیر باشد: تهدید افزایش یابد، اما حمله گسترده بلافاصله آغاز نشود.
در این مدل، فشار نظامی و اقتصادی ادامه پیدا میکند، حضور نظامی آمریکا در منطقه افزایش مییابد و همزمان از کانالهای غیرمستقیم برای مذاکره استفاده میشود. هدف چنین رویکردی میتواند افزایش هزینههای تهران و وادار کردن آن به پذیرش توافقی باشد که از نظر واشنگتن امتیازات بیشتری در آن وجود دارد.
نشانههایی از این وضعیت اکنون دیده میشود. از یک طرف، کانال میانجیگری قطر همچنان فعال است؛ از طرف دیگر، گزارشهای اخیر حاکی از آن است که ارتش آمریکا برای عملیات احتمالی گستردهتر در ایران آمادهسازیهایی انجام داده، هرچند تصمیم نهایی برای آغاز چنین عملیاتی اعلام نشده است.
این سناریو برای هر دو طرف یک مزیت و یک خطر دارد. مزیت آن این است که هنوز امکان عقبنشینی از لبه جنگ وجود دارد؛ اما خطر آن، اشتباه محاسباتی است. وقتی نیروهای نظامی در وضعیت آمادهباش قرار دارند و حملات دریایی ادامه پیدا میکند، یک حادثه محدود میتواند به زنجیرهای از واکنشها تبدیل شود که کنترل آن از اختیار طرفین خارج شود.
هرمز؛ نقطهای که میتواند هر دو سناریو را تغییر دهد
تنگه هرمز در این میان فقط یک موضوع اقتصادی نیست؛ به یکی از مهمترین اهرمهای مذاکرات تبدیل شده است.
گزارشهای اخیر نشان میدهد عبور کشتیها از هرمز به پایینترین سطح در بیش از دو ماه رسیده و حملات به نفتکشها در هفته گذشته به بالاترین سطح از آغاز جنگ رسیده است. در همین حال، قیمت نفت برنت در معاملات امروز از ۱۰۰ دلار عبور کرده است.
این وضعیت نشان میدهد تداوم جنگ برای هیچیک از طرفها بدون هزینه نیست. ایران از فشار اقتصادی و محدودیتهای ناشی از جنگ آسیب میبیند، اما طرف مقابل نیز با افزایش هزینه انرژی، حملونقل و امنیت دریایی مواجه است.
به همین دلیل، هرمز همزمان اهرم فشار و نقطه آسیبپذیری هر دو طرف است.
سناریوی سوم؛ بازگشت به رویارویی نظامی
بدترین سناریو، شکست کامل کانال دیپلماتیک و بازگشت به حملات گسترده است.
این سناریو زمانی جدیتر میشود که یکی از طرفین به این نتیجه برسد که مذاکره دیگر نمیتواند اهدافش را تأمین کند. گزارشهای اخیر نشان میدهد ایران برای واکنش شدیدتر در صورت حمله مجدد آماده میشود و در مقابل، آمریکا نیز گزینه عملیات نظامی گستردهتر را بررسی کرده است.
اما تفاوت این مرحله با دورهای قبلی در این است که جنگ اکنون فقط میان دو کشور محدود نمانده است. حملات دریایی، حضور نیروهای آمریکایی در منطقه، درگیریهای یمن و تهدید زیرساختهای انرژی باعث شده هر حمله جدید امکان گسترش جغرافیایی بحران را بیشتر کند.
در چنین شرایطی، آغاز یک حمله لزوماً به معنای دستیابی به نتیجهای سریع نیست. حتی ممکن است یک عملیات محدود، واکنشهایی ایجاد کند که در نهایت هزینه آن از برآورد اولیه طرف آغازکننده بیشتر شود.
چرا سناریوی چهارم وجود ندارد؟
یک سناریوی مهمتر را نیز نباید فراموش کرد: توافق مرحلهای.
این گزینه نه صلح کامل است و نه ادامه جنگ؛ بلکه میتواند شامل اقداماتی محدود و همزمان باشد. برای مثال، کاهش بخشی از فشارها در برابر کاهش بخشی از محدودیتهای هرمز و سپس ورود به مذاکرات گستردهتر.
پیشتر نیز گزارشهای دیپلماتیک از بررسی چنین مسیر مرحلهای میان دو طرف خبر داده بودند.
مزیت این مدل برای هر دو طرف این است که مجبور نیستند در همان مرحله نخست درباره همه اختلافات، از پرونده هستهای گرفته تا تحریمها و مسائل منطقهای، به توافق نهایی برسند.
جنگ در نقطه فرسایش
واقعیت این است که جنگ طولانی، برخلاف جنگهای کوتاه، معادلات را تغییر میدهد. بعد از چند ماه، دیگر فقط توان نظامی تعیینکننده نیست؛ اقتصاد، بازار انرژی، افکار عمومی، توان حفظ ائتلافها و حتی تحمل سیاسی دولتها نیز وارد محاسبه میشود.
تحلیل منتشرشده از سوی مرکز سوفان نیز بر همین مسئله تأکید دارد که تهران و واشنگتن هر دو احساس میکنند اهرم کافی برای رسیدن به حداکثر خواستههای خود را دارند؛ همین برداشت متقابل یکی از دلایل دشوار شدن توافق است.
مشکل اینجاست که اگر هر دو طرف همزمان تصور کنند طرف مقابل بیشتر تحت فشار است، انگیزه برای دادن امتیاز کاهش پیدا میکند.
در شرایط فعلی، نه میتوان گفت جنگ حتماً به پایان نزدیک شده و نه میتوان بازگشت قطعی به رویارویی گسترده را پیشبینی کرد.
سناریوی نخست، شکاف دوباره در مذاکرات است؛ سناریویی که در صورت شکست میانجیگری میتواند دوباره فعال شود. سناریوی دوم، ادامه فشار و تهدید برای گرفتن امتیاز بدون آغاز فوری جنگ گسترده است. سناریوی سوم نیز بازگشت به رویارویی نظامی است؛ مسیری که با توجه به وضعیت هرمز و افزایش حملات به کشتیها، خطر گسترش بحران را به همراه دارد.
اما در کنار این سه مسیر، یک مسیر چهارم نیز همچنان روی میز است: توافق مرحلهای و محدود. ادامه فعالیت کانال قطر نشان میدهد این امکان هنوز از بین نرفته است.
شاید مهمترین مسئله در روزهای آینده این نباشد که کدام طرف تهدید بیشتری میکند؛ بلکه این است که کدام طرف حاضر میشود نخستین گام عملی را بردارد بدون آنکه احساس کند در برابر طرف مقابل عقبنشینی کرده است.
در نهایت، خطرناکترین وضعیت زمانی شکل میگیرد که دیپلماسی هنوز به نتیجه نرسیده باشد، اما ابزارهای نظامی پیش از آنکه مذاکره کاملاً شکست بخورد وارد عمل شوند. در چنین نقطهای، یک حادثه در هرمز یا هر نقطه دیگر منطقه میتواند فاصله میان «تهدید» و «جنگ» را به چند ساعت کاهش دهد.
دیدگاهتان را بنویسید