یکشنبه / ۲۶ مهر / ۱۴۰۵ Sunday / 18 October / 2026
×
از سفره‌های کوچک تا اضطراب‌های بزرگ؛ سلامت روان ایرانیان چگونه است؟
یادداشت هساره سلامی به مناسبت ۱۰ اکتبر، روز جهانی سلامت روان

از سفره‌های کوچک تا اضطراب‌های بزرگ؛ سلامت روان ایرانیان چگونه است؟

تهران- آذربایجان آنلاین- ماجرای تیراندازی در محفل شام دونالد ترامپ در کاخ سفید، فارغ از جزئیات امنیتی و پلیسی آن، بیش از هر چیز یادآور الگوی تکراری رفتاری او در سیاست آمریکاست؛ الگویی که در آن، «ترور نمایشی»، «تهدید ساختگی» و «دشمن خارجی» به ابزاری برای جلب ترحم، بازسازی محبوبیت فرسوده و مشروعیت‌بخشی به ماجراجویی‌های احتمالی بدل می‌شود.
تیراندازی در محفل شام ترامپ؛ تئاتر ترحم یا تهدید واقعی؟
  • اردیبهشت 7, 1405
  • بدون دیدگاه
  • برچسب ها

    به گزارش آذربایجان آنلاین، ماجرای تیراندازی در محفل شام ترامپ، در نگاه اول یک حادثه امنیتی در قلب قدرت سیاسی آمریکا به‌نظر می‌رسد؛ اما وقتی این رخداد را در بستر رفتارشناسی سیاسی ترامپ و سابقه‌ی او در استفاده از بحران به‌عنوان ابزار تبلیغات شخصی بررسی کنیم، تصویر متفاوتی شکل می‌گیرد. ترامپ بارها نشان داده هرگاه منحنی محبوبیتش سیر نزولی می‌گیرد یا پایگاه رأی سنتی‌اش دچار تردید می‌شود، به سمت سناریوهایی می‌رود که او را قربانی، هدف توطئه و در عین حال منجی معرفی کند.

    ترامپ از ابتدای ورود به قدرت دریافته بود که در فضای رسانه‌ای آمریکا، قربانی بودن به‌معنای دیده شدن است و دیده شدن، خود به‌خودی به سرمایه سیاسی تبدیل می‌شود. از همین‌رو، تئاتر ترور و نمایش تهدید برای او تنها یک حاشیه امنیتی نیست، بلکه بخشی از استراتژی اصلی او برای ماندن در کانون توجه افکار عمومی و تحریک عواطف هواداران است. حادثه تیراندازی در شام کاخ سفید، حتی اگر در سطح امنیتی جدی تلقی شود، در سطح سیاسی تبدیل به خوراک آماده‌ای برای بازتولید همین روایت قربانی_‌منجی می‌شود.

    این الگو را می‌توان در مقاطع مختلفی از کارنامه ترامپ دید. پس از درگیری لفظی و رسانه‌ای او با پاپ و واکنش منفی بخش مهمی از جامعه مسیحیان، به‌ویژه کاتولیک‌ها، فاصله قابل‌توجهی میان او و بخشی از رأی‌دهندگان مذهبی شکل گرفت. همزمان، حواشی دیگر از پرونده‌های اخلاقی و مالی گرفته تا مواضع جنجالی موجب شد بخش‌هایی از پایگاه سنتی جمهوری‌خواهان نسبت به او مردد شوند. در چنین فضایی، ترامپ نیاز به سناریویی دارد که احساس همدردی، ترحم و تهدید مشترک را در میان حامیانش دوباره زنده کند.

    استفاده از الگوی «من هدف ترورم، پس حق با من است» دقیقاً در همین نقطه عمل می‌کند. او با قرار دادن خود در جایگاه فردی که از سوی دشمنان داخلی یا خارجی، مخالفان لیبرال، یا حتی دشمنان خارجی فرضی تحت تهدید است، سعی می‌کند مرزبندی «ما و آن‌ها» را بازتعریف کند و حامیانش را به این نتیجه برساند که دفاع از ترامپ، دفاع از خودشان، ارزش‌های‌شان و حتی آمریکا است. تیراندازی در محفل شام، در روایت ترامپی، از یک حادثه به نماد مظلومیت و مقاومت تبدیل می‌شود.

    یکی دیگر از اهداف چنین سناریوهایی، القای وجود تهدید خارجی برای مشروعیت‌بخشی به سیاست‌های تهاجمی است. ترامپ به‌خوبی می‌داند که در نظام سیاسی آمریکا، امنیت ملی همچنان یکی از قوی‌ترین توجیه‌ها برای بسیج افکار عمومی، همراه کردن کنگره و کاهش حساسیت‌ها نسبت به جنگ و تحریم است. تجربه جورج بوش پسر پس از ۱۱ سپتامبر، نمونه کلاسیک همین الگوست؛ حمله تروریستی، بهانه‌ای برای حمله به افغانستان و عراق، تصویب قوانین محدودکننده حقوق شهروندی و بازتعریف سیاست خارجی آمریکا شد. تفاوت در این است که بوش برای اقناع کنگره و جامعه، هزینه سنگینی پرداخت و از واقعی‌ترین نوع فاجعه بهره گرفت؛ اما ترامپ تلاش می‌کند نسخه‌ سبک‌تری از همین روش را، با حوادث مشکوک و نمایش‌های پر سر و صدا، شبیه‌سازی کند.

    در این چارچوب، پرونده‌هایی مثل حضور فرد مسلح حتی با یک سلاح بادی در نزدیکی محل حضور ترامپ، همان‌طور که اندکی پیش از تهدید نظامی علیه ایران رخ داد، به عناصر روایی یک داستان بزرگ‌تر تبدیل می‌شوند: داستانی که در آن ترامپ در محاصره دشمنان است و برای دفاع از آمریکا مجبور است دست بالا را در سیاست خارجی حفظ کند. این نوع روایت، در افکار عمومی بخشی از جامعه آمریکا، زمینه روانی لازم برای پذیرش سیاست‌های سخت‌گیرانه‌تر، تحریم، تهدید و حتی اقدامات نظامی را فراهم می‌کند.

    با این حال، نکته مهم این است که بخش قابل توجهی از این ماجراها، شکل یک نمایش سیاسی به خود می‌گیرد؛ نمایشی که در آن مرز میان واقعیت و صحنه‌سازی، عمداً مبهم نگه داشته می‌شود. ترامپ و تیم رسانه‌ای‌اش بهره‌گیری از این ابهام را به یک هنر تبدیل کرده‌اند: حادثه امنیتی واقعی را پررنگ می‌کنند، حوادث جزئی را به سطح تهدید ملی ارتقاء می‌دهند و هر نشانه‌ای از مخالفت یا انتقاد را در چارچوب توطئه علیه ترامپ بازخوانی می‌کنند. خروجی این روند، فضای قطبی‌شده‌ای است که در آن، پرسش درباره اصالت تهدید، خود به‌عنوان همراهی با دشمن برچسب می‌خورد.

    در نهایت، ماجرای تیراندازی در محفل شام ترامپ، چه بخشی از یک تهدید واقعی باشد و چه تا حدی با اغراق و نمایش همراه شده باشد، حلقه‌ای از زنجیره طولانی «سیاست نمایش» در عصر ترامپ است. سیاستی که در آن، حادثه امنیتی نه فقط یک خبر بلکه ابزار مهندسی افکار عمومی، بازسازی محبوبیت و آماده‌سازی زمین بازی برای تصمیم‌های سخت‌تر در داخل و خارج است. برای افکار عمومی جهان، به‌ویژه در منطقه‌ای مانند خاورمیانه که بارها هزینه سیاست‌های تهاجمی آمریکا را پرداخته، مهم است که پشتِ صحنه این تئاتر را ببیند: هر بار که روایت ترامپِ در محاصره دشمنان پررنگ می‌شود، باید پرسید هدف بعدی این نمایش کجاست و قرار است کدام بحران جدید، به نام امنیت آمریکا، به صحنه بیاید؟

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *