پنجشنبه / ۳۰ مهر / ۱۴۰۵ Thursday / 22 October / 2026
×
از سفره‌های کوچک تا اضطراب‌های بزرگ؛ سلامت روان ایرانیان چگونه است؟
یادداشت هساره سلامی به مناسبت ۱۰ اکتبر، روز جهانی سلامت روان

از سفره‌های کوچک تا اضطراب‌های بزرگ؛ سلامت روان ایرانیان چگونه است؟

تهران - آذربایجان آنلاین - هم‌زمان با افزایش فشارهای اقتصادی آمریکا علیه ایران، محدودیت‌های تازه در گذرگاه‌های زمینی عراق و پاکستان و کندی تجارت در مرز ترکیه، پرسش مهمی درباره رفتار همسایگان تهران شکل گرفته است: کشورهایی که تا دیروز از میانجی‌گری برای کاهش تنش‌ها سخن می‌گفتند، چرا در برابر اقداماتی که می‌تواند تجارت ایران را محدودتر کند، موضعی روشن و مؤثر اتخاذ نمی‌کنند؟ پاسخ این پرسش تنها در مناسبات سیاسی نهفته نیست؛ بلکه باید منافع اقتصادی، نگرانی‌های امنیتی و میزان استقلال تصمیم‌گیری این کشورها در برابر فشار واشنگتن را نیز بررسی کرد.
همسایگان میانجی یا مجریان فشار واشنگتن؟ وقتی مرزهای ایران یکی پس از دیگری محدود می‌شوند

به گزارش آذربایجان آنلاین، بسته‌شدن گذرگاه مرزی الشیب عراق در ۲۱ اکتبر و توقف تجارت در گذرگاه‌های تفتان و گبد–ریمدان پاکستان، در کنار گزارش‌ها درباره معطلی کامیون‌ها در مرز ترکیه، زنجیره‌ای از اختلالات تجاری را برای ایران ایجاد کرده است. مقام‌های عراقی از بازبینی ترتیبات امنیتی سخن گفته‌اند و مقام‌های پاکستانی نیز نگرانی‌های امنیتی و مقابله با قاچاق را از دلایل محدودیت‌ها عنوان کرده‌اند. در نتیجه، اگرچه دلایل رسمی این تصمیم‌ها یکسان نیست، هم‌زمانی آن‌ها با تشدید فشار اقتصادی آمریکا، ضرورت بررسی ابعاد سیاسی و راهبردی این تحولات را افزایش می‌دهد.
نخستین تناقض در رفتار همسایگان ایران، فاصله میان نقش دیپلماتیک و عملکرد اقتصادی آن‌هاست. پاکستان در ماه‌های اخیر برای انتقال پیام میان تهران و واشنگتن تلاش کرده و مقام‌های این کشور بر ضرورت کاهش تنش‌ها تأکید داشته‌اند. بااین‌حال، توقف تجارت در دو گذرگاه اصلی با ایران، با وجود تماس‌ها و مذاکرات برای حل مشکل، نشان می‌دهد که نقش میانجی‌گرانه لزوماً به معنای آمادگی برای تحمل هزینه سیاسی مقابله با فشارهای آمریکا نیست.
در عراق نیز روابط اقتصادی و اجتماعی گسترده با ایران، مانع از آن نشده است که یک گذرگاه مهم تجاری به تصمیم دولت بغداد بسته شود. گزارش‌هایی نیز منتشر شده که به فشار آمریکا برای محدودکردن گذرگاه‌های زمینی ایران اشاره دارند؛ بااین‌حال، این ادعاها به‌معنای اثبات اینکه تمام تصمیم‌های مرزی عراق و پاکستان مستقیماً به دستور واشنگتن اتخاذ شده‌اند، نیست. دولت‌های این کشورها دلایل امنیتی و اجرایی خود را مطرح کرده‌اند و برای داوری دقیق‌تر باید شواهد مربوط به نقش فشار خارجی و روند تصمیم‌گیری داخلی روشن شود.

شاهد رِند، مشاور دولت ایالتی بلوچستان پاکستان در امور سیاسی و رسانه‌ای، درباره توقف تجارت با ایران گفته است: «هدف از تعطیلی موقت مرز پاکستان و ایران، رسیدگی به نگرانی‌های امنیتی، جلوگیری از قاچاق و کارآمدتر کردن نظام مرزی است.»
در مقابل، اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، درباره اختلال در مبادلات مرزی با برخی همسایگان توضیح داده است: «به‌دلیل برخی مسائل فنی و ضرورت اجرای اقدامات احتیاطی، تردد و مبادلات فرامرزی به‌طور موقت متوقف شده است.»
این دو موضع نشان می‌دهد که درباره علت و ماهیت محدودیت‌ها، روایت واحدی وجود ندارد. بااین‌حال، حتی اگر ملاحظات امنیتی در تصمیم‌های اخیر نقش داشته باشند، پرسش مهم همچنان پابرجاست: چرا راه‌حل این نگرانی‌ها باید به توقف تجارت و تحمیل هزینه به بازرگانان و رانندگان منجر شود؟ آیا امکان تقویت کنترل‌های مرزی بدون متوقف‌کردن گسترده مبادلات وجود ندارد؟ پاسخ به این پرسش، مسئولیت دولت‌های همسایه در قبال پیامدهای تصمیم‌هایشان را روشن‌تر خواهد کرد.
چرا همسایگان در برابر فشار آمریکا ایستادگی نمی‌کنند؟
واقعیت این است که بسیاری از کشورهای منطقه، هم‌زمان با حفظ روابط اقتصادی و سیاسی با ایران، به همکاری‌های مالی، امنیتی و تجاری با آمریکا نیز وابسته‌اند. تحریم‌های ثانویه واشنگتن می‌تواند بانک‌ها، شرکت‌ها و فعالان اقتصادی کشورهای دیگر را در معرض محدودیت قرار دهد. در چنین شرایطی، دولت‌های همسایه ممکن است برای کاهش خطر تحریم یا حفظ روابط خود با آمریکا، ترجیح دهند از تصمیم‌هایی حمایت کنند که هزینه تقابل مستقیم با واشنگتن را برایشان کاهش می‌دهد.
اما این محاسبه، تناقض موجود را از میان نمی‌برد. کشوری که خود را میانجی کاهش تنش معرفی می‌کند، باید توضیح دهد چگونه می‌خواهد به گفت‌وگو و ثبات منطقه‌ای کمک کند، درحالی‌که تصمیم‌های اقتصادی‌اش می‌تواند فشار بر یکی از طرف‌های مناقشه را افزایش دهد. میانجی‌گری زمانی اعتبار بیشتری پیدا می‌کند که با تلاش برای جلوگیری از تشدید بحران همراه باشد، نه اینکه صرفاً به انتقال پیام میان دو طرف محدود بماند.

البته از دولت‌های همسایه نیز نمی‌توان انتظار داشت تمام ملاحظات امنیتی و اقتصادی خود را نادیده بگیرند. مسئله اصلی این نیست که عراق، پاکستان یا ترکیه باید بدون توجه به منافع ملی خود عمل کنند؛ بلکه این است که آیا تصمیم‌های آن‌ها متناسب، شفاف و مبتنی بر ضوابط روشن است یا خیر. اگر محدودیت‌ها به دلایل امنیتی اعمال شده‌اند، باید دامنه، مدت و معیارهای رفع آن‌ها مشخص باشد. اگر فشار خارجی در این تصمیم‌ها نقش دارد، دولت‌ها باید درباره میزان تأثیر آن بر سیاست‌های مستقل خود پاسخ‌گو باشند.
پاسخ ایران نباید به اعتراض لفظی محدود بماند
در چنین شرایطی، اتکای صرف به اعتراض دیپلماتیک برای حفظ جریان تجارت کافی نیست. ایران باید از یک سو، از مسیر گفت‌وگو با دولت‌های همسایه برای بازگشایی گذرگاه‌ها و رفع موانع استفاده کند و از سوی دیگر، آسیب‌پذیری ساختاری تجارت خارجی خود را کاهش دهد. توسعه مسیرهای جایگزین، تقویت ظرفیت بنادر، هماهنگی گمرکی، ایجاد سازوکارهای پایدار برای ترانزیت و تنوع‌بخشی به شرکای تجاری می‌تواند هزینه استفاده سیاسی از مرزها را برای طرف‌های مقابل افزایش دهد.
در عین حال، باید میان توقف موقت یک گذرگاه و شکل‌گیری محاصره هماهنگ منطقه‌ای تفاوت گذاشت. برای اثبات وجود یک برنامه مشترک علیه تجارت ایران، شواهد روشن درباره هماهنگی تصمیم‌ها و نقش دولت‌های مختلف ضروری است. اما حتی بدون اثبات چنین سناریویی، تعدد اختلالات مرزی نشان می‌دهد که وابستگی به تعداد محدودی از مسیرهای زمینی می‌تواند تجارت کشور را در برابر تصمیم‌های سیاسی، امنیتی و اداری آسیب‌پذیر کند.
آنچه امروز اهمیت دارد، نه صرفاً مواضع دوستانه و وعده‌های میانجی‌گری، بلکه رفتار عملی همسایگان در شرایط دشوار است. اگر عراق و پاکستان دلایل امنیتی برای محدودکردن گذرگاه‌ها دارند، باید راهی برای رفع نگرانی‌ها و ازسرگیری تجارت ارائه کنند؛ اگر فشار آمریکا در تصمیم‌های آن‌ها مؤثر است، باید روشن شود که منافع مستقل منطقه‌ای تا چه اندازه در برابر این فشارها حفظ می‌شود. درباره ترکیه نیز شفافیت در روند پذیرش کامیون‌ها و رفع تأخیرهای تجاری ضروری است.
ایران نیز باید این تحولات را هشداری برای بازنگری در راهبرد تجارت خارجی خود بداند. همسایگی به‌تنهایی تضمین‌کننده همکاری نیست و میانجی‌گری نیز بدون رفتار سازگار با هدف کاهش تنش، نمی‌تواند معیار قابل اتکایی برای سنجش روابط باشد. در نهایت، آنچه به تجارت ایران امنیت می‌دهد، ترکیبی از دیپلماسی فعال، مطالبه‌گری روشن و ایجاد مسیرهایی است که هیچ دولت خارجی نتواند با یک تصمیم، جریان حیاتی مبادلات کشور را مختل کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *