این سردار ایرانی را دنیا فراموش نخواهد کرد؛ خاک میخوریم، اما خاک نمیدهیم
از سفرههای کوچک تا اضطرابهای بزرگ؛ سلامت روان ایرانیان چگونه است؟
به گزارش آذربایجان آنلاین، سفر عاصم منیر به تهران در شرایطی انجام شد که تلاشهای دیپلماتیک برای مهار تنشها و احیای گفتوگوهای ایران و آمریکا با موانع جدی روبهرو است. پاکستان در ماههای گذشته نقش واسطه میان دو کشور را بر عهده داشته و توافق موقت حاصل از تلاشهای میانجیگرانه در ماه ژوئن نیز نتوانست به توقف پایدار درگیریها منجر شود. به گزارش رویترز، مقامهای ایرانی در دیدارهای اخیر با فرمانده ارتش پاکستان تأکید کردهاند که تهران تا زمان برآوردهشدن مطالباتش، آمادگی ورود به مذاکرات با واشنگتن را ندارد.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، با اشاره به تجربه دورهای قبلی گفتوگوها، بر این مسئله تأکید کرده است که مذاکرات گذشته نتوانسته مانع وقوع درگیری نظامی شود. از نگاه دستگاه دیپلماسی ایران، مسئله فقط اختلاف بر سر مفاد یک توافق نیست؛ بلکه این پرسش نیز مطرح است که چه تضمینی وجود دارد توافق احتمالی آینده به اقدام نظامی یا فشار تازه منتهی نشود.
محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، نیز در دیدار با عاصم منیر بر شروط هفتگانه ایران برای بازسازی اعتماد تأکید کرده است. مطابق گزارشهای منتشرشده از این دیدار، رفع محاصره بنادر ایران، لغو تحریمهای مربوط به صادرات نفت و توقف اقدامات خصمانه در جبهههای منطقهای از جمله مطالبات مطرحشده تهران است. این شروط نشان میدهد که ایران موضوع مذاکرات را صرفاً به پرونده هستهای محدود نمیبیند و خواهان رسیدگی همزمان به ابعاد امنیتی و اقتصادی بحران است.
مسعود پزشکیان، رئیسجمهور، نیز در دیدار با فرمانده ارتش پاکستان بر بیاعتمادی ایران به آمریکا تأکید کرده و درباره تلاشهای میانجیگرانه و تحولات منطقهای گفتوگو کرده است. محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، نیز بر باقیماندن مواد غنیشده هستهای در داخل کشور تأکید داشته است. کنار هم قرار گرفتن این مواضع، از وجود یک پیام محوری مشترک حکایت دارد: تهران حاضر نیست بدون تغییر ملموس در شرایط موجود، صرفاً بر پایه وعدههای سیاسی وارد مرحله تازهای از مذاکرات شود.
چرا تکرار این موضع اهمیت دارد؟
تأکید همزمان چهار مقام از حوزههای دیپلماسی، دولت، مجلس و امنیت ملی را میتوان تلاشی برای روشنکردن چارچوب موضع رسمی ایران دانست. چنین پیامی به میانجی پاکستانی نشان میدهد که پیشبرد مذاکرات مستلزم پاسخگویی به مجموعهای از نگرانیهای تهران است، نه صرفاً فراهمکردن زمینه برگزاری یک نشست جدید.
بااینحال، تکرار یک موضع مشترک بهتنهایی به معنای حل اختلافات داخلی یا تضمین موفقیت مذاکرات نیست. اهمیت اصلی این همصدایی در آن است که خطوط قرمز اعلامشده را برای طرف میانجی روشن میکند و هزینه نادیدهگرفتن مطالبات ایران را در محاسبات دیپلماتیک افزایش میدهد.
از سوی دیگر، تجربه توافق موقت ماه ژوئن و بازگشت درگیریها پس از آن، مسئله تضمین اجرای تعهدات را به یکی از موانع اصلی دیپلماسی تبدیل کرده است. زمانی که یک توافق نتواند ثبات لازم را ایجاد کند، مذاکرات بعدی ناگزیر با پرسشهایی دشوارتر درباره ضمانت اجرا، ترتیب اقدامات و امکان بازگشت به وضعیت پیشین روبهرو میشود. از همین رو، اختلاف کنونی فقط بر سر اصل گفتوگو نیست؛ بلکه درباره شرایطی است که میتواند توافق را از یک تفاهم موقت به چارچوبی قابل اتکا تبدیل کند.
پاکستان؛ میانجی با ظرفیت و محدودیت
نقش پاکستان در این میان اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا اسلامآباد با تهران و واشنگتن ارتباط دارد و میتواند پیامها را منتقل کند، زمینه گفتوگو را فراهم سازد و برای کاهش تنشها ابتکار دیپلماتیک ارائه دهد. بااینحال، میانجیگری بهتنهایی قادر به حل اختلافات بنیادین نیست. موفقیت این مسیر به میزان آمادگی دو طرف برای پذیرش ترتیبات عملی و پایبندی به تعهدات بستگی دارد.
برای تهران، آزمون میانجیگری پاکستان این است که آیا این تلاشها میتوانند به تغییر شرایط میدانی و اقتصادی منجر شوند یا در حد تبادل پیام باقی میمانند. برای واشنگتن نیز مسئله این است که آیا میتواند اعتماد ازدسترفته را از طریق اقداماتی قابل سنجش بازسازی کند یا همچنان انتظار دارد ایران پیش از دریافت تضمینهای مورد مطالبه خود، به میز مذاکره بازگردد.
پیام مشترک چهار مقام ایرانی پس از سفر عاصم منیر را باید در چارچوب تلاش تهران برای پیوندزدن دیپلماسی با تضمینهای عملی ارزیابی کرد. ایران از یک سو مسیر میانجیگری را کاملاً کنار نگذاشته و از سوی دیگر، بازگشت به مذاکرات را بدون رسیدگی به مطالبات امنیتی و اقتصادی خود نمیپذیرد.
در نهایت، معیار سنجش موفقیت این تحرک دیپلماتیک نه تعداد دیدارها و نه تکرار مواضع رسمی، بلکه میزان تغییر در شرایطی است که به بنبست کنونی انجامیده است. اگر میانجیگری پاکستان بتواند زمینه اقدامهای متقابل، قابل راستیآزمایی و پایدار را فراهم کند، امکان حرکت به سوی گفتوگو تقویت خواهد شد؛ در غیر این صورت، تکرار پیام بیاعتمادی میتواند نشانه تداوم فاصله میان دو طرف باشد، نه نزدیکشدن آنها به توافق.
دیدگاهتان را بنویسید