جمعه / ۱ خرداد / ۱۴۰۵ Friday / 22 May / 2026
×
تهران-آذربایجان آنلاین-محققان در یک مطالعه کیفی تلاش کرده‌اند از زاویه نگاه مادرانی که در کودکی آسیب دیده‌اند، به پیامدهای بلندمدت بدرفتاری بپردازند؛ پیامدهایی که هنوز در روابط عاطفی و خانوادگی آن‌ها دیده می‌شود.
زخم‌های کودکی؛ سایه‌ای تاریک بر نقش مادری

به گزارش آذربایجان آنلاین، سوءرفتار با کودکان، یکی از چالش‌های جدی اجتماعی و بهداشتی در بسیاری از جوامع به شمار می‌رود. پژوهش‌های متعدد نشان داده‌اند کودکانی که در معرض آزار جسمی، عاطفی یا جنسی قرار می‌گیرند، ممکن است در همان سال‌ها یا حتی دهه‌ها بعد با مشکلات عاطفی، رفتاری و روان‌شناختی مواجه شوند. این پیامدها همیشه آشکار نیستند و گاهی به شکل اضطراب، افسردگی، کاهش اعتماد به نفس یا دشواری در برقراری روابط سالم بروز می‌کنند. اهمیت این موضوع زمانی بیشتر می‌شود که بدانیم بسیاری از این کودکان در آینده نقش‌های مهمی مانند والدگری را بر عهده می‌گیرند و تجربه‌های گذشته می‌تواند به‌طور ناخواسته بر شیوه تعامل آن‌ها با فرزندانشان اثر بگذارد.

از سوی دیگر، مادر به‌عنوان نخستین مراقب کودک، نقشی اساسی در رشد هیجانی و شکل‌گیری شخصیت فرزند دارد. اگر این رابطه اولیه دچار اختلال باشد، احتمال بروز مشکلات روانی و رفتاری در کودک افزایش می‌یابد. پژوهش‌ها نشان می‌دهند تجربه‌های ناخوشایند کودکی، مانند تحقیر، تنبیه مداوم، بی‌توجهی عاطفی یا خشونت، می‌توانند احساس ناامنی و بی‌ارزشی را در فرد نهادینه کنند. این احساسات در بزرگسالی ممکن است به شکل ترس از طرد شدن، دشواری در صمیمیت عاطفی یا تردید نسبت به توانایی‌های فردی ظاهر شوند. به همین دلیل، بررسی وضعیت روانی و عاطفی مادرانی که خود در کودکی آسیب دیده‌اند، می‌تواند گامی مهم در پیشگیری از تداوم چرخه بدرفتاری و ارتقای سلامت خانواده باشد.

پژوهشگران تأکید کرده‌اند که اضطراب مزمن، ترس از طرد شدن، افسردگی و احساس تنهایی در این مادران، بازتاب مستقیم زخم‌های عاطفی دوران کودکی است. این زخم‌ها باعث می‌شود آن‌ها در روابط خود احساس ناامنی کنند و مدام نگران ناکافی بودن باشند. چنین احساسی می‌تواند بر کیفیت رابطه با همسر و فرزند تأثیر بگذارد و حتی تصمیم‌گیری‌های روزمره را دشوارتر کند.

نتایج این مطالعه که در «مجله مطالعات ناتوانی» منتشر شده‌اند، همچنین نشان می‌دهند بسیاری از این مادران به دلیل تجربه دلبستگی ناایمن در کودکی، تصویری مخدوش از خود و دیگران دارند. آن‌ها اغلب احساس می‌کنند دوست‌داشتنی نیستند یا توانایی لازم برای مادر خوب بودن را ندارند. از سوی دیگر، چون در محیط‌های آسیب‌زا رشد کرده‌اند، فرصت یادگیری مهارت‌های سالم تنظیم هیجان را نداشته‌اند و همین مسئله در مواجهه با فشارهای زندگی، احساس ناتوانی و ناامیدی را تشدید می‌کند.

یافته‌های فوق حاکی از آن هستند که برخی از این مادران، ناخواسته الگوهای رفتاری دوران کودکی خود را در رابطه با فرزندان تکرار می‌کنند یا برعکس، با حساسیت و کنترل‌گری بیش از حد تلاش می‌کنند از تکرار آن تجربه‌ها جلوگیری کنند. هر دو حالت می‌تواند بر رشد عاطفی کودک اثر منفی بگذارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *