چهارشنبه / ۲۸ مرداد / ۱۴۰۵ Wednesday / 19 August / 2026
×
تهران - آذربایجان آنلاین - هشدار تازه مسعود تجریشی درباره بحران گاز در زمستان پیش‌رو، فقط یک پیش‌بینی فنی درباره کمبود انرژی نیست؛ این اظهارات در واقع تصویری نگران‌کننده از تلاقی هم‌زمان بحران انرژی، خشکسالی، فرسودگی زیرساخت‌ها و ضعف حکمرانی منابع در ایران ارائه می‌دهد. به گفته او، مدلی که دولت در سال‌های گذشته با قطع گاز صنایع کمبود را مدیریت می‌کرد، دیگر پاسخگو نیست و کشور ممکن است برای نخستین بار با فشار مستقیم بر مصرف خانگی وارد زمستان شود.
هشدار درباره زمستان سخت ایران؛ بحران گاز از صنعت عبور کرده و به خانه‌ها رسیده است
  • اردیبهشت 31, 1405
  • بدون دیدگاه
  • به گزارش آذربایجان آنلاین، مسعود تجریشی، رئیس دانشگاه صنعتی شریف، هشدار داده است ایران در زمستان پیش‌رو با بحران جدی گاز روبه‌رو خواهد شد و دولت احتمالاً ناچار می‌شود بخشی از کمبود را از طریق محدود کردن مصرف خانگی جبران کند.

    تجریشی توضیح داده در سال‌های گذشته، دولت عمدتاً با قطع یا محدود کردن گاز صنایع، نیروگاه‌ها و مجتمع‌های پتروشیمی موفق می‌شد کمبود ۲۰ تا ۲۵ درصدی گاز را مدیریت کند، اما امسال حتی آن حاشیه جبرانی نیز تا حد زیادی از بین رفته و شرایط به‌مراتب دشوارتر شده است.

    او تأکید کرده ادامه روند فعلی می‌تواند زمستانی سخت برای شهروندان رقم بزند؛ هشداری که در صورت تحقق، به معنای ورود بحران انرژی از سطح صنایع و کارخانه‌ها به زندگی روزمره مردم خواهد بود.

    اهمیت این هشدار در آن است که ایران با وجود در اختیار داشتن دومین ذخایر بزرگ گاز جهان، طی سال‌های اخیر بارها با کسری گاز در فصل سرد مواجه شده و اکنون نشانه‌ها حاکی از آن است که این بحران از حالت مقطعی خارج شده و به یک مشکل ساختاری تبدیل شده است.

    در سال‌های گذشته، دولت معمولاً برای جلوگیری از قطعی گسترده گاز خانگی، ابتدا گاز صنایع فولادی، سیمان، پتروشیمی و نیروگاه‌ها را محدود می‌کرد؛ اقدامی که هرچند مانع بحران فوری در بخش خانگی می‌شد، اما هم‌زمان خسارت‌های سنگینی به تولید، صادرات و اشتغال وارد می‌کرد.

    اکنون اما به گفته تجریشی، ظرفیت این مدل مدیریتی نیز تقریباً به پایان رسیده است.

    برخی برآوردهای رسمی و کارشناسی نشان می‌دهد ناترازی گاز ایران در روزهای اوج مصرف زمستانی، در برخی مقاطع به بیش از ۲۵۰ تا ۳۰۰ میلیون مترمکعب در روز رسیده است؛ عددی که نشان می‌دهد فاصله میان تولید و مصرف به‌تدریج در حال تبدیل شدن به یک تهدید جدی اقتصادی و اجتماعی است.

    از منظر کارشناسی، بحران گاز ایران فقط ناشی از افزایش مصرف نیست، بلکه مجموعه‌ای از عوامل هم‌زمان در شکل‌گیری آن نقش داشته‌اند؛ از فرسودگی زیرساخت‌ها و کاهش سرمایه‌گذاری در توسعه میادین گرفته تا رشد مصرف خانگی، راندمان پایین ساختمان‌ها، اتلاف گسترده انرژی و وابستگی شدید کشور به گاز طبیعی.

    ایران یکی از بالاترین شدت‌های مصرف انرژی در جهان را دارد؛ به این معنا که برای تولید هر واحد از تولید ناخالص داخلی، انرژی بسیار بیشتری نسبت به متوسط جهانی مصرف می‌شود.

    بخش قابل توجهی از این مصرف نیز به دلیل فرسودگی شبکه، استاندارد پایین ساختمان‌ها، تجهیزات گرمایشی ناکارآمد و قیمت پایین حامل‌های انرژی رخ می‌دهد.

    در همین حال، تحریم‌ها و محدودیت‌های مالی نیز روند توسعه زیرساخت‌های انرژی را کند کرده‌اند.

    برخی کارشناسان معتقدند کاهش سرمایه‌گذاری در میدان گازی پارس جنوبی، افت فشار طبیعی مخازن و تأخیر در پروژه‌های تقویت فشار، در سال‌های آینده می‌تواند بحران گاز را حتی شدیدتر کند.

    در چنین شرایطی، هشدار تجریشی درباره احتمال محدود شدن مصرف خانگی، اهمیت مضاعفی پیدا می‌کند؛ زیرا تاکنون دولت‌ها تلاش کرده بودند بحران انرژی مستقیماً به زندگی روزمره خانوارها منتقل نشود.

    از سوی دیگر، بحران گاز فقط مسئله‌ای فنی یا اقتصادی نیست، بلکه می‌تواند پیامدهای اجتماعی و حتی امنیتی نیز داشته باشد.

    تجربه سال‌های گذشته نشان داده هرگونه اختلال گسترده در تأمین انرژی، به‌ویژه در فصل سرما، می‌تواند نارضایتی عمومی، فشار بر اقشار ضعیف و اختلال در خدمات عمومی را تشدید کند.

    هم‌زمان، محدودیت گاز صنایع نیز تبعات اقتصادی گسترده‌ای دارد.

    صنایع پتروشیمی، فولاد و سیمان ایران به‌شدت وابسته به گاز هستند و هرگونه محدودیت در این بخش‌ها مستقیماً بر تولید، صادرات غیرنفتی و درآمد ارزی کشور اثر می‌گذارد.

    برخی گزارش‌ها نشان می‌دهد طی زمستان‌های گذشته، محدودیت انرژی میلیاردها دلار خسارت به صنایع کشور وارد کرده است.

    تجریشی در بخش دیگری از گفت‌وگوی خود، به موضوع تغییرات اقلیمی و برخی ادعاهای مطرح‌شده درباره تأثیر جنگ، رادارها یا پارازیت‌ها بر بارش‌ها نیز پرداخت.

    او تأکید کرد از نظر علمی، دستکاری اقلیم در مقیاس یک کشور تقریباً غیرممکن است و ارتباط دادن تغییرات بارندگی به جنگ یا از کار افتادن رادارها، پایه علمی ندارد.

    به گفته او، تنها اقدام ممکن در این حوزه، بارورسازی محدود ابرهاست که آن هم در بهترین شرایط می‌تواند بین ۵ تا ۱۵ درصد بر میزان بارش اثر بگذارد.

    تجریشی توضیح داد تغییرات بارش در ایران بیشتر تحت تأثیر پدیده‌های اقلیمی جهانی مانند ال‌نینو و لانینا قرار دارد و نه سناریوهای امنیتی یا نظامی.

    این بخش از اظهارات او نیز از آن جهت مهم است که در سال‌های اخیر، هم‌زمان با تشدید خشکسالی و بحران آب، برخی روایت‌های غیرعلمی درباره «دستکاری آب‌وهوا» یا «سرقت ابرها» در فضای عمومی مطرح شده بود.

    رئیس دانشگاه صنعتی شریف همچنین درباره دریاچه ارومیه هشدار داد افزایش اخیر سطح آب به معنای احیای واقعی دریاچه نیست و تا زمانی که حقابه آن به‌صورت پایدار و منظم تأمین نشود، خطر بازگشت بحران همچنان وجود دارد.

    او تضاد منافع میان نهادهای مختلف، فشارهای سیاسی و ملاحظات انتخاباتی را از عوامل اصلی ناکامی برنامه‌های احیای دریاچه ارومیه دانست.

    این بخش از سخنان تجریشی نیز اهمیت ویژه‌ای دارد؛ زیرا نشان می‌دهد بحران‌های محیط‌زیستی ایران صرفاً ناشی از کمبود منابع طبیعی نیستند، بلکه بخشی از آن‌ها ریشه در ضعف حکمرانی، تعارض منافع و نبود تصمیم‌گیری بلندمدت دارد.

    به گفته تجریشی، خشک شدن دریاچه ارومیه فقط یک مسئله زیست‌محیطی نیست، بلکه آثار انسانی و بهداشتی گسترده‌ای نیز ایجاد کرده است.

    او اعلام کرد بر اساس برخی مطالعات، میزان ابتلا به بعضی بیماری‌ها در مناطق اطراف دریاچه تا ۳۵ درصد افزایش یافته است؛ موضوعی که نشان می‌دهد بحران محیط‌زیستی می‌تواند مستقیماً به بحران سلامت عمومی تبدیل شود.

    از منظر کلان، اظهارات تجریشی یک تصویر کلی از شرایط فعلی ایران ارائه می‌دهد؛ کشوری که هم‌زمان با بحران انرژی، بحران آب، فرسودگی زیرساخت‌ها، فشار تحریم‌ها و تغییرات اقلیمی روبه‌روست.

    در چنین شرایطی، بسیاری از کارشناسان معتقدند ادامه مدیریت کوتاه‌مدت و واکنشی دیگر پاسخگو نیست و کشور نیازمند بازنگری جدی در الگوی مصرف انرژی، سیاست‌های توسعه‌ای، مدیریت منابع آب و ساختار تصمیم‌گیری است.

    سخنان رئیس دانشگاه صنعتی شریف نشان می‌دهد ایران در آستانه زمستانی قرار دارد که ممکن است فقط یک بحران فصلی نباشد، بلکه نشانه‌ای از ورود کشور به مرحله‌ای جدید از ناترازی انرژی و فشار زیرساختی باشد؛ مرحله‌ای که در آن، دیگر صرفاً صنایع قربانی کمبود گاز نخواهند بود و احتمال انتقال بخشی از بحران به مصرف خانگی نیز افزایش یافته است.

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *