ایران روی زمین تشنه ایستاده است بحران آب دیگر فقط کمبود باران نیست
هفت مرحله برای تحقق حق اشتغال و ازدواج؛ پیوند حقوق شهروندی، فناوری و ضمانت اجرا
باشگاه فجر سپاسی پس از جدایی پیروز قربانی، رسول خطیبی را به عنوان سرمربی جدید خود معرفی کرد؛ انتخابی که از یک سو بر پایه تجربه و شناخت او از فوتبال ایران انجام شده و از سوی دیگر، ریسکهای خاص خود را نیز به همراه دارد. فجر پس از بازگشت به لیگ برتر، بیش از هر چیز به سرمربیای نیاز داشت که فضای رقابت در فوتبال ایران را به خوبی بشناسد و بتواند با امکانات محدود، تیمی منسجم و جنگنده بسازد؛ ویژگیهایی که در سالهای گذشته بارها در تیمهای تحت هدایت خطیبی دیده شده است.
رسول خطیبی، مهاجم پیشین تیم ملی فوتبال ایران، پس از خداحافظی از فوتبال حرفهای خیلی زود وارد عرصه مربیگری شد و طی بیش از یک دهه گذشته هدایت تیمهایی چون گسترش فولاد، ماشینسازی، تراکتور، آلومینیوم اراک، پیکان و مس رفسنجان را برعهده داشته است. او اکنون یکی از مربیان باتجربه فوتبال ایران محسوب میشود و یازدهمین تجربه سرمربیگری خود را روی نیمکت فجر سپاسی آغاز خواهد کرد.
شاید مهمترین نقطه قوت کارنامه خطیبی، موفقیت در پروژههای صعود باشد. او در سالهای گذشته توانست گسترش فولاد، ماشینسازی و آلومینیوم اراک را به لیگ برتر برساند و نشان داد در ساختن تیمهایی منسجم با بودجه محدود، توانایی قابل توجهی دارد. همین ویژگی باعث شده بسیاری، انتخاب او را برای تیمی مانند فجر سپاسی که از نظر امکانات مالی با بسیاری از رقبای لیگ برتری فاصله دارد، تصمیمی منطقی بدانند.
از نظر فنی نیز تیمهای خطیبی معمولاً با دوندگی بالا، پرس شدید در میانه میدان و انتقال سریع از دفاع به حمله شناخته میشوند. او علاقه دارد تیمهایش فوتبال پرانرژی و مستقیم ارائه دهند و از ضدحمله به عنوان یکی از سلاحهای اصلی خود استفاده کنند؛ سبکی که برای تیمی با هدف بقا در لیگ برتر، میتواند کارآمد باشد.
با این حال، کارنامه رسول خطیبی تنها نقاط روشن ندارد. هرچند او در پروژههای تیمسازی و صعود موفق عمل کرده، اما در بسیاری از تیمهای لیگ برتری نتوانسته همکاری بلندمدتی را تجربه کند. حضور او در تراکتور، ماشینسازی، پیکان و مس رفسنجان با جدایی زودهنگام همراه شد و همین موضوع نشان میدهد یکی از چالشهای همیشگی این مربی، حفظ ثبات فنی و مدیریتی در طول یک فصل بوده است.
از سوی دیگر، خطیبی جانشین پیروز قربانی شده؛ مربیای که نقش مهمی در بازگرداندن فجر سپاسی به لیگ برتر داشت و تیمی منظم و منسجم ساخته بود. بنابراین انتظار از سرمربی جدید تنها حفظ سهمیه لیگ برتر نیست، بلکه هواداران شیرازی امیدوارند تیمشان ضمن بقا، هویت فنی خود را نیز حفظ کند و به یکی از تیمهای سرسخت مسابقات تبدیل شود.
موفقیت رسول خطیبی در فجر سپاسی بیش از هر چیز به دو عامل وابسته خواهد بود؛ نخست، حمایت مدیریتی باشگاه و دوم، کیفیت جذب بازیکنان در ادامه نقلوانتقالات. اگر او بتواند ترکیبی متناسب با سبک بازی مورد نظرش در اختیار داشته باشد، فجر شانس آن را دارد که فراتر از پیشبینیها ظاهر شود و حتی به یکی از پدیدههای فصل تبدیل شود.
در مقابل، اگر محدودیتهای مالی، ضعف در جذب بازیکن یا تغییرات مدیریتی بر تیم سایه بیندازد، مأموریت خطیبی بسیار دشوار خواهد شد؛ چرا که رقابت در لیگ برتر نسبت به سالهای گذشته فشردهتر شده و اشتباهات کوچک نیز میتواند سرنوشت تیمهای پایین جدول را تغییر دهد.
در مجموع، انتخاب رسول خطیبی را میتوان تصمیمی منطقی اما همراه با ریسک برای فجر سپاسی دانست. او بارها نشان داده در ساختن تیمهای جنگنده و رقابتی مهارت دارد، اما اکنون با چالشی متفاوت روبهرو است؛ اثبات اینکه میتواند علاوه بر رساندن تیمها به لیگ برتر، در سطح نخست فوتبال ایران نیز یک پروژه موفق و پایدار را هدایت کند. اگر خطیبی بتواند ثبات فنی را با مدیریت صحیح رختکن و حمایت باشگاه همراه کند، فجر سپاسی شانس بالایی برای تثبیت جایگاه خود در لیگ برتر خواهد داشت؛ در غیر این صورت، این همکاری نیز ممکن است به یکی دیگر از تجربههای کوتاهمدت او تبدیل شود.
دیدگاهتان را بنویسید