شنبه / ۲۵ مهر / ۱۴۰۵ Saturday / 17 October / 2026
×
از سفره‌های کوچک تا اضطراب‌های بزرگ؛ سلامت روان ایرانیان چگونه است؟
یادداشت هساره سلامی به مناسبت ۱۰ اکتبر، روز جهانی سلامت روان

از سفره‌های کوچک تا اضطراب‌های بزرگ؛ سلامت روان ایرانیان چگونه است؟

در میان تمام مفاهیمی که انسان را با مرگ روبه‌رو می‌کنند، شاید هیچ‌چیز به اندازه «اهدای عضو» مرز میان پایان و ادامه را تغییر ندهد. جایی که مرگ، دیگر فقط خاموش شدن یک زندگی نیست؛ می‌تواند آغاز دوباره چند زندگی دیگر باشد.
مرگی که پایان نشد؛ اهدای عضو، آخرین شکلِ ادامه زندگی
  • اردیبهشت 31, 1405
  • بدون دیدگاه
  • روز اهدای عضو، فقط یک مناسبت پزشکی یا تقویمی نیست. این روز، یادآور یکی از انسانی‌ترین تصمیم‌هایی است که می‌توان در سخت‌ترین لحظه ممکن گرفت؛ تصمیمی که از دل فقدان، امید می‌سازد.

    در جامعه‌ای که مرگ اغلب با اندوه، سکوت و پایان تعریف می‌شود، اهدای عضو معنای دیگری به رفتن می‌دهد. انسانی که دیگر در میان خانواده‌اش نیست، می‌تواند در تپش قلب کودکی ادامه پیدا کند، در چشمان بیماری دوباره نور برگرداند یا به انسانی که سال‌ها در انتظار پیوند بوده، فرصت دوباره زندگی بدهد. اینجا، مرگ متوقف نمی‌شود؛ تغییر شکل می‌دهد.

    با این حال، اهدای عضو در ایران هنوز فقط یک مسئله درمانی نیست؛ موضوعی فرهنگی، اجتماعی و حتی عاطفی است. بسیاری از خانواده‌ها در کوتاه‌ترین و سنگین‌ترین لحظات زندگی خود، باید تصمیمی بگیرند که میان احساس، باور، شوک و امید قرار دارد. همین پیچیدگی، اهدای عضو را از یک فرآیند پزشکی ساده فراتر می‌برد.

    واقعیت این است که پشت هر عضو اهدایی، یک خانواده ایستاده که در اوج اندوه، تصمیم گرفته بخشی از زندگی عزیزش را به دیگران ببخشد. این تصمیم، آسان نیست. هیچ پدر، مادر، همسر یا فرزندی در آن لحظه، صرفاً با منطق تصمیم نمی‌گیرد؛ آنچه این انتخاب را ممکن می‌کند، نوعی نگاه انسانی عمیق به مفهوم زندگی است.

    در سوی دیگر، هزاران بیمار وجود دارند که هر روز با امید به تماس یک بیمارستان زندگی می‌کنند؛ بیمارانی که برای آن‌ها، اهدای عضو فقط یک عمل جراحی نیست، مرز میان بودن و نبودن است. برای بسیاری، زمان دیگر با روز و ماه سنجیده نمی‌شود؛ با تعداد نفس‌هایی که باقی مانده اندازه گرفته می‌شود.

    شاید مهم‌ترین ویژگی اهدای عضو همین باشد که انسان را از فردیت فراتر می‌برد. در جهانی که بسیاری از روابط انسانی روزبه‌روز سردتر و منفعت‌محورتر شده‌اند، اهدای عضو هنوز یکی از خالص‌ترین شکل‌های بخشش است؛ بخششی که نه دیده می‌شود، نه بازگشتی دارد و نه حتی اهداکننده، نتیجه آن را خواهد دید.

    در سال‌های اخیر، آگاهی عمومی درباره اهدای عضو در ایران بیشتر شده، اما هنوز فاصله قابل توجهی میان نیاز بیماران و تعداد پیوندهای انجام‌شده وجود دارد. بسیاری از بیماران، پیش از رسیدن عضو مناسب، جان خود را از دست می‌دهند. این یعنی مسئله فقط پزشکی نیست؛ مسئله زمان، فرهنگ‌سازی و اعتماد اجتماعی است.

    شاید ارزش واقعی اهدای عضو، دقیقاً در همین نقطه آشکار شود؛
    جایی که انسان، در آخرین لحظه حضورش در این جهان، هنوز می‌تواند دلیل ادامه یافتن زندگیِ دیگری باشد.

    در روزگاری که آدم‌ها بیش از هر زمان دیگری نگران نجات خود هستند، اهدای عضو یادآور یک حقیقت فراموش‌شده است:
    گاهی بزرگ‌ترین شکلِ زندگی، در لحظه‌ای اتفاق می‌افتد که انسانی تصمیم می‌گیرد حتی بعد از رفتنش هم برای دیگران بماند.

    و شاید به همین دلیل است که بعضی نام‌ها، هرگز با مرگ تمام نمی‌شوند؛
    چون در رگ‌های انسان دیگری، هنوز ادامه دارند.

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *