اینستاگرام؛ دادگاهی که شبانهروز در آن محاکمه و شکنجه میشوید
برخط یا آنلاین؛ کاربران در سرگردانی پیامرسانهای داخلی و خارجی
به گزارش آذربایجان آنلاین، تازهترین تحولات مذاکرات ایران و آمریکا نشان میدهد برخلاف فضای خوشبینانهای که طی روزهای اخیر در برخی رسانههای غربی شکل گرفته بود، مسیر دستیابی به توافق نهایی همچنان با پیچیدگیهای قابل توجهی روبهرو است.
اکسیوس به نقل از منابع آگاه گزارش داده است که دونالد ترامپ پس از بررسی پیشنویس توافقی که تیم مذاکرهکننده آمریکا با طرف ایرانی درباره آن به تفاهم رسیده بودند، خواستار اعمال اصلاحات و تغییراتی در برخی بندهای کلیدی شده است.
این درخواست باعث شده روند مذاکرات وارد مرحله جدیدی شود و تبادل دیدگاهها میان دو طرف برای چند روز دیگر ادامه پیدا کند.
اهمیت این تحول از آن جهت است که نشان میدهد حتی در داخل ساختار تصمیمگیری آمریکا نیز هنوز درباره برخی ابعاد توافق اجماع کامل وجود ندارد.
ترامپ در ماههای گذشته بارها اعلام کرده بود که تنها توافقی را خواهد پذیرفت که از نگاه او منافع ایالات متحده را به طور کامل تأمین کند. همین مسئله اکنون به یکی از عوامل کند شدن روند نهاییسازی توافق تبدیل شده است.
بر اساس گزارش منابع آمریکایی، بخش عمده تغییرات مورد نظر ترامپ به دو پرونده حساس بازمیگردد؛ نخست نحوه رسیدگی به ذخایر اورانیوم غنیشده ایران و دوم ترتیبات مربوط به تنگه هرمز و امنیت کشتیرانی در این آبراه راهبردی.
در ظاهر ممکن است این موضوعات صرفاً اختلافاتی فنی به نظر برسند، اما در واقع هر دو پرونده به مسائل بنیادینتر یعنی توازن تعهدات و میزان امتیازاتی که هر طرف حاضر است بپذیرد مربوط میشوند.
دولت آمریکا تلاش میکند در مرحله پایانی مذاکرات، محدودیتهای بیشتری را در حوزه هستهای به توافق اضافه کند؛ موضوعی که از نگاه تهران نیازمند دریافت امتیازات متقابل و تضمینهای عملی است.
همین نکته باعث شده بسیاری از تحلیلگران معتقد باشند مذاکرات کنونی بیش از آنکه بر سر اصل توافق باشد، بر سر نحوه اجرای آن و میزان توازن میان تعهدات دو طرف متمرکز شده است.
واقعیت این است که جمهوری اسلامی ایران با تجربهای متفاوت از دورههای قبلی وارد این مذاکرات شده است.
خروج یکجانبه آمریکا از برجام، بازگشت تحریمها، مسدود ماندن بخش مهمی از داراییهای ایران و عدم تحقق بسیاری از وعدههای اقتصادی گذشته، باعث شده نگاه تهران به توافقات احتمالی صرفاً حقوقی یا سیاسی نباشد، بلکه بر مبنای نتایج عملی و قابل راستیآزمایی شکل بگیرد.
به همین دلیل نیز منابع نزدیک به روند مذاکرات بارها تأکید کردهاند که ایران بیش از هر چیز به دنبال دریافت تضمینهای اجرایی است.
در چنین شرایطی، درخواست ناگهانی ترامپ برای بازنویسی برخی بندهای توافق از نگاه بسیاری از ناظران نشانهای از همان مشکل قدیمی در سیاست خارجی آمریکا است؛ یعنی فاصله میان توافقات مذاکرهکنندگان و تصمیمات نهایی کاخ سفید.
همین مسئله سبب شده در تهران نیز خوشبینی مطلق نسبت به پایان سریع مذاکرات وجود نداشته باشد.
از سوی دیگر، اظهارات اخیر ترامپ در گفتوگو با شبکه فاکسنیوز نیز حاوی پیامهای مهمی بود.
رئیسجمهور آمریکا در این مصاحبه گفت:
«به دستیابی به یک توافق بسیار خوب با ایران نزدیک شدهایم.»
اما بلافاصله افزود:
«اگر به آنچه میخواهیم نرسیم، به شیوهای دیگر این مسئله را حل خواهیم کرد.»
این دو جمله در کنار یکدیگر به خوبی نشان میدهد که دولت آمریکا همچنان سیاست ترکیبی فشار و مذاکره را دنبال میکند.
با این حال، نکته مهم آن است که حتی شخص ترامپ نیز در همین مصاحبه بار دیگر تأکید کرد که راهحل مورد ترجیح او توافق است نه درگیری نظامی.
این موضوع از منظر تحلیلی اهمیت زیادی دارد.
زیرا اگرچه مقامهای آمریکایی همچنان از گزینه نظامی سخن میگویند، اما واقعیت این است که شرایط امروز با ماههای ابتدایی بحران تفاوت قابل توجهی پیدا کرده است.
جنگی که قرار بود به سرعت اهداف مورد نظر واشنگتن را محقق کند، به یکی از پرهزینهترین پروندههای سیاست خارجی آمریکا تبدیل شده است.
گزارشهای منتشرشده در رسانههای آمریکایی از افزایش شدید هزینههای نظامی، فشار بر بودجه دفاعی و نگرانی بخشی از نخبگان سیاسی آمریکا نسبت به ادامه تنشها حکایت دارد.
همزمان، تحولات میدانی نیز نشان داده است که ایران برخلاف برخی برآوردهای اولیه، توانسته بخش مهمی از ظرفیتهای راهبردی خود را حفظ کند.
گزارشهای رسانههای غربی درباره بازسازی سریع زیرساختهای دفاعی و موشکی ایران طی هفتههای اخیر نیز بر همین واقعیت تأکید دارد.
به همین دلیل، بسیاری از کارشناسان معتقدند واشنگتن امروز بیش از آنکه به دنبال تشدید بحران باشد، در تلاش است از موقعیت فعلی برای دستیابی به توافقی استفاده کند که بتواند آن را یک موفقیت سیاسی معرفی کند.
در این میان، موضوع داراییهای مسدودشده ایران نیز همچنان یکی از محورهای اصلی اختلاف باقی مانده است.
در حالی که برخی رسانهها از احتمال آزادسازی بخشی از این منابع سخن گفتهاند، کاخ سفید تاکنون این گزارشها را تأیید نکرده است.
با این حال، از نگاه تهران، مسئله داراییهای بلوکهشده صرفاً یک موضوع مالی نیست.
این داراییها بخشی از حقوق اقتصادی ملت ایران محسوب میشوند و نحوه برخورد آمریکا با این پرونده میتواند معیاری برای سنجش میزان جدیت واشنگتن در اجرای تعهدات احتمالی باشد.
در کنار این موارد، مسئله تنگه هرمز نیز به یکی از مهمترین پروندههای راهبردی مذاکرات تبدیل شده است.
هرگونه توافق درباره امنیت این آبراه نه تنها بر روابط ایران و آمریکا، بلکه بر بازار جهانی انرژی، امنیت دریانوردی و اقتصاد بینالمللی تأثیر مستقیم خواهد داشت.
به همین دلیل، بسیاری از قدرتهای جهانی از جمله چین، روسیه و کشورهای اروپایی با دقت روند گفتوگوها را دنبال میکنند.
آنچه امروز از مجموع تحولات قابل برداشت است، این است که مذاکرات وارد مرحلهای شده که موفقیت یا شکست آن بیش از هر زمان دیگری به جزئیات وابسته است.
اگر در ماههای گذشته بحث اصلی بر سر توقف جنگ و آغاز گفتوگوها بود، اکنون مسئله اصلی چگونگی شکلگیری توافقی است که بتواند هم نگرانیهای طرفین را مدیریت کند و هم از تکرار بحرانهای گذشته جلوگیری نماید.
به همین دلیل، درخواست ترامپ برای تغییر متن توافق را نباید صرفاً یک اختلاف فنی تلقی کرد.
این اتفاق در واقع نشان میدهد نبرد اصلی اکنون از میدان سیاست به میدان جزئیات منتقل شده است؛ جایی که هر بند، هر واژه و هر جدول زمانی میتواند سرنوشت یکی از مهمترین مذاکرات سالهای اخیر را تغییر دهد.
در نهایت، آنچه بیش از همه جلب توجه میکند این است که با وجود ماهها تنش، تهدید، فشار نظامی و جنگ روانی، واشنگتن همچنان توافق را به رویارویی ترجیح میدهد و تهران نیز با وجود بیاعتمادی عمیق نسبت به رفتارهای گذشته آمریکا، مسیر مذاکره را باز نگه داشته است.
همین واقعیت نشان میدهد که پرونده ایران و آمریکا اکنون به نقطهای رسیده که نه با تهدید قابل حل است و نه با امتیازگیری یکطرفه؛ بلکه تنها از مسیر توافقی متوازن و قابل اجرا میتواند به نتیجه برسد.
دیدگاهتان را بنویسید