سه شنبه / ۵ خرداد / ۱۴۰۵ Tuesday / 26 May / 2026
×
تهران - آذربایجان آنلاین - انتخابات هیئت‌رئیسه سومین اجلاسیه مجلس شورای اسلامی را نباید صرفاً یک رأی‌گیری داخلی برای تعیین رئیس و نواب مجلس دانست. آنچه در بهارستان رخ داد، در واقع یکی از مهم‌ترین وزن‌کشی‌های سیاسی جریان اصولگرا پس از جنگ و تحولات پرتنش ماه‌های اخیر بود؛ انتخاباتی که نشان داد اگرچه محمدباقر قالیباف هنوز توان حفظ ائتلاف اکثریت را دارد، اما شکاف‌های درونی اردوگاه اصولگرایان عمیق‌تر از گذشته شده و مجلس دوازدهم وارد مرحله تازه‌ای از رقابت‌های پنهان و آشکار بر سر قدرت، مدیریت کشور و حتی آینده سیاسی جریان حاکم شده است.
از ریاست قالیباف تا نبرد پایداری‌ها؛ پشت‌پرده روز پرتنش مجلس

به گزارش آذربایجان آنلاین، انتخابات هیئت‌رئیسه سومین اجلاسیه مجلس شورای اسلامی برگزار شد و محمدباقر قالیباف بار دیگر توانست ریاست مجلس را حفظ کند؛ انتخابی که در ظاهر، ادامه همان آرایش مدیریتی سال‌های اخیر به نظر می‌رسد، اما در لایه‌های عمیق‌تر، حامل پیام‌های سیاسی مهمی درباره آینده مجلس، وضعیت جریان اصولگرا و حتی معادلات قدرت در ساختار سیاسی کشور است.

فضای مجلس از روزها پیش تحت‌تأثیر رایزنی‌های فشرده، جلسات پشت‌پرده، ائتلاف‌سازی‌های موقت و رقابت میان طیف‌های مختلف اصولگرا قرار داشت.

برخلاف ظاهر آرام صحن علنی، آنچه در راهروهای بهارستان جریان داشت، نوعی رقابت سنگین برای بازتعریف موازنه قدرت در مجلس بود.

گزارش‌های پارلمانی نشان می‌داد برای بسیاری از کرسی‌های هیئت‌رئیسه، تعداد نامزدها چند برابر ظرفیت نهایی بوده و همین مسئله نشان می‌داد نبرد اصلی فقط بر سر ریاست نیست، بلکه بر سر کنترل ساختار اداره مجلس است.

در انتخابات ریاست، علاوه بر قالیباف، چهره‌هایی مانند محمدتقی نقدعلی و عثمان سالاری نیز وارد رقابت شدند، اما از روزهای قبل مشخص بود قالیباف همچنان شانس اصلی حفظ کرسی ریاست است.

با این حال، اهمیت این انتخابات در ابقای قالیباف خلاصه نمی‌شود.

مسئله اصلی، نوع آرایش نیروها و پیام سیاسی ترکیب جدید هیئت‌رئیسه است.

هیئت‌رئیسه مجلس صرفاً یک ساختار اداری یا تشریفاتی نیست.

این نهاد عملاً مرکز فرماندهی پارلمان محسوب می‌شود؛ نهادی که زمان‌بندی بررسی طرح‌ها، اولویت‌های قانون‌گذاری، نحوه مواجهه با دولت، مدیریت بحران‌های سیاسی، فضای رسانه‌ای مجلس و حتی میزان تنش یا همکاری میان جریان‌های مختلف را تعیین می‌کند.

به همین دلیل، رقابت بر سر کرسی‌های نایب‌رئیسی، دبیری و نظارت گاهی از رقابت برای ریاست هم حساس‌تر می‌شود.

در اجلاسیه سوم نیز دقیقاً چنین وضعیتی شکل گرفت.

چندین طیف مختلف اصولگرا تلاش می‌کردند سهم بیشتری از ساختار مدیریتی مجلس را به دست آورند؛ از طیف نزدیک به قالیباف گرفته تا جریان‌های رادیکال‌تر، نیروهای نزدیک به جبهه پایداری، اصولگرایان مستقل و حتی گروهی از نمایندگان جوان‌تر که معتقدند مجلس باید وارد فاز تهاجمی‌تر و کم‌محافظه‌کارانه‌تری شود.

همین مسئله باعث شده مجلس دوازدهم بیش از هر زمان دیگری به میدان رقابت درون‌اصولگرایی تبدیل شود.

در واقع، برخلاف برخی دوره‌های گذشته که شکاف اصلی میان اصولگرایان و اصلاح‌طلبان تعریف می‌شد، اکنون نبرد واقعی در درون جریان اکثریت شکل گرفته است.

این رقابت فقط درباره افراد نیست؛ بلکه درباره مدل حکمرانی، شیوه اداره کشور، نحوه مواجهه با دولت، نوع مدیریت بحران‌های اقتصادی و حتی آینده سیاسی جریان اصولگراست.

قالیباف طی سال‌های اخیر تلاش کرده خود را چهره‌ای عمل‌گرا، مدیریتی و فراجناحی معرفی کند؛ شخصیتی که به‌جای درگیری‌های فرسایشی سیاسی، بر حل مسائل اجرایی و اقتصادی تمرکز دارد.

او پس از انتخاب مجدد خود نیز تأکید کرد:
«مجلس باید هم انقلابی بماند و هم کارآمد عمل کند و اولویت اصلی ما حل مسائل اقتصادی و معیشتی مردم است.»

قالیباف همچنین در ماه‌های گذشته بارها گفته بود:
«مردم از مجلس دعوای سیاسی نمی‌خواهند؛ مطالبه اصلی جامعه حل مشکلات واقعی کشور است.»

این ادبیات نشان می‌دهد او همچنان تلاش می‌کند تصویر یک مدیر بحران و چهره‌ای قابل تعامل با بخش‌های مختلف حاکمیت را حفظ کند.

اما مخالفان او در مجلس نگاه دیگری دارند.

بخشی از جریان‌های تندتر اصولگرا معتقدند مجلس فعلی در موضوعاتی مانند نظارت بر دولت، برخورد با بحران اقتصادی، کنترل بازار، مدیریت فضای مجازی، اجرای سیاست‌های فرهنگی و مقابله با فساد، بیش از حد محافظه‌کارانه عمل کرده است.

همین انتقادها طی ماه‌های اخیر باعث شده شکاف‌های داخلی مجلس پررنگ‌تر شود.

برخی نمایندگان نزدیک به جریان‌های رادیکال‌تر، خواهان تغییر جدی‌تر در ترکیب مدیریتی مجلس بودند و تلاش داشتند هیئت‌رئیسه را از وضعیت ائتلاف نزدیک به قالیباف خارج کنند.

اما نتیجه انتخابات نشان داد این جریان‌ها هنوز به انسجام لازم برای تغییر رأس هرم مدیریتی مجلس نرسیده‌اند.

با این حال، ابقای قالیباف را نباید به معنای پایان اختلافات تفسیر کرد.

برعکس، بسیاری از تحلیلگران معتقدند مجلس تازه وارد مرحله حساس‌تر رقابت‌های درونی شده است.

اجلاسیه سوم معمولاً نقطه‌ای است که نگاه نمایندگان به آینده سیاسی، انتخابات‌های بعدی و تثبیت جایگاه فردی و جناحی جدی‌تر می‌شود.

به‌ویژه در شرایطی که بخشی از جریان اصولگرا از هم‌اکنون به معادلات انتخابات ریاست‌جمهوری آینده فکر می‌کند.

از همین منظر، حفظ ریاست مجلس توسط قالیباف فقط یک پیروزی پارلمانی نیست؛ بلکه تثبیت موقت موقعیت سیاسی او در معادلات آینده نیز محسوب می‌شود.

قالیباف اکنون تنها رئیس مجلس نیست؛ او یکی از مهم‌ترین چهره‌های مدیریتی جریان اصولگرا به شمار می‌رود؛ فردی که هم سابقه امنیتی و نظامی دارد، هم تجربه اجرایی در شهرداری تهران و هم اکنون در رأس قوه مقننه قرار گرفته است.

به همین دلیل، انتخابات هیئت‌رئیسه فقط در چارچوب مجلس معنا پیدا نمی‌کند.

برخی تحلیلگران معتقدند بخشی از مخالفان قالیباف در مجلس، نگران افزایش وزن سیاسی او در سال‌های آینده هستند و تلاش می‌کنند حداقل در بدنه هیئت‌رئیسه، توازن متفاوتی ایجاد کنند.

همین مسئله باعث شد رقابت بر سر نواب رئیس، دبیران و ناظران اهمیت فوق‌العاده‌ای پیدا کند.

از سوی دیگر، شرایط فعلی کشور نیز باعث شده حساسیت انتخابات هیئت‌رئیسه افزایش یابد.

مجلس در سال جدید اجلاسیه با مجموعه‌ای از پرونده‌های پیچیده و سنگین روبه‌رو خواهد بود؛ از بحران معیشت و تورم گرفته تا مذاکرات خارجی، بودجه، سیاست‌های حمایتی، بحران انرژی، وضعیت اینترنت، حکمرانی فضای مجازی و تنش‌های منطقه‌ای.

در چنین شرایطی، نوع مدیریت مجلس می‌تواند مستقیماً بر فضای سیاسی و اقتصادی کشور اثر بگذارد.

به همین دلیل، هر طیف سیاسی تلاش می‌کند از طریق هیئت‌رئیسه بر اولویت‌های پارلمان اثر بگذارد.

همچنین نباید فراموش کرد که این انتخابات در فضایی برگزار شد که کشور همچنان تحت تأثیر تحولات امنیتی و منطقه‌ای قرار دارد.

طی هفته‌های اخیر حتی درباره نحوه برگزاری انتخابات نیز ابهام‌هایی مطرح شده بود و برخی نمایندگان درباره امکان برگزاری وبیناری انتخابات به‌دلیل شرایط امنیتی صحبت کرده بودند.

این مسئله نشان می‌دهد فضای سیاسی کشور همچنان تحت تأثیر تحولات منطقه‌ای، جنگ و بحران‌های امنیتی قرار دارد و مجلس نیز از این وضعیت جدا نیست.

از منظر کلان‌تر، انتخابات هیئت‌رئیسه یک واقعیت مهم را دوباره آشکار کرد؛ اینکه مجلس دوازدهم دیگر صرفاً محل رقابت جناح‌های سنتی نیست، بلکه به صحنه بازآرایی قدرت درون جریان اصولگرا تبدیل شده است.

این رقابت فقط بر سر چند کرسی مدیریتی نیست؛ بلکه درباره آینده جریان حاکم، مدل اداره کشور و نحوه پاسخ به بحران‌های بزرگ اقتصادی و اجتماعی است.

در چنین شرایطی، هر رأی‌گیری داخلی مجلس عملاً به بخشی از معادلات بزرگ‌تر قدرت در کشور تبدیل می‌شود.

تجربه مجالس قبلی نیز نشان داده تغییرات در ترکیب هیئت‌رئیسه می‌تواند نشانه تغییر وزن سیاسی جریان‌ها باشد.

برای مثال، در مجلس یازدهم حذف برخی چهره‌ها از ترکیب هیئت‌رئیسه، به‌عنوان نشانه افزایش قدرت جریان‌های رادیکال‌تر تفسیر شده بود.

به همین دلیل، بسیاری از ناظران فقط به ریاست قالیباف نگاه نمی‌کنند، بلکه آرایش کلی هیئت‌رئیسه را معیار سنجش توازن واقعی قدرت در مجلس می‌دانند.

در نهایت، انتخابات هیئت‌رئیسه نشان داد اگرچه قالیباف فعلاً توانسته جایگاه خود را در رأس مجلس حفظ کند، اما زیر پوست این پیروزی، شکاف‌ها و رقابت‌های عمیقی جریان دارد که احتمالاً در ماه‌های آینده آشکارتر خواهد شد.

اجلاسیه سوم مجلس نه‌فقط یک دوره قانون‌گذاری، بلکه مرحله‌ای تعیین‌کننده برای آرایش آینده قدرت در جریان اصولگرا و حتی فضای سیاسی کشور خواهد بود؛ مرحله‌ای که می‌تواند بر انتخابات‌های آینده، رابطه مجلس با دولت و حتی مسیر تصمیم‌گیری‌های کلان کشور اثر مستقیم بگذارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *