چهارشنبه / ۲۸ مرداد / ۱۴۰۵ Wednesday / 19 August / 2026
×
اختصاصی آذربایجان آنلاین

آیا میتوان تنگه هرمز را تصرف کرد؟

تهران - آذربایجان آنلاین - در هفته‌های اخیر، همزمان با تشدید تنش‌ها میان ایران و آمریکا، بار دیگر موضوع تنگه هرمز به یکی از مهم‌ترین محورهای تحلیل‌های نظامی و سیاسی تبدیل شده است. برخی سناریوها از احتمال تلاش آمریکا برای بازگشایی یا حتی تسلط نظامی بر تنگه سخن می‌گویند؛ اما پرسش اصلی اینجاست که آیا چنین هدفی از منظر نظامی اساساً قابل تحقق است یا بیشتر یک ابزار فشار سیاسی و روانی به شمار می‌رود؟
آیا میتوان تنگه هرمز را تصرف کرد؟

به گزارش آذربایجان آنلاین، تنگه هرمز تنها یک آبراه باریک نیست. این گذرگاه راهبردی که حدود ۲۰ درصد تجارت دریابرد نفت جهان از آن عبور می‌کند، بخشی از یک جغرافیای پیچیده نظامی، دریایی و ساحلی است. کنترل چنین منطقه‌ای صرفاً با استقرار ناوهای جنگی یا حملات هوایی امکان‌پذیر نیست؛ بلکه نیازمند تسلط همزمان بر دریا، سواحل، جزایر و عمق سرزمینی است.
بر اساس برآوردهای منتشرشده در تحلیل‌های نظامی، اگر نیرویی بخواهد امنیت کامل عبور و مرور در تنگه را از طریق عملیات زمینی تضمین کند، باید حدود ۲۰۰ کیلومتر از سواحل ایران را تحت پوشش قرار داده و تا ده‌ها کیلومتر در عمق خاک استقرار یابد. چنین عملیاتی به ده‌ها هزار نیروی رزمی، پشتیبانی گسترده، خطوط تدارکاتی پایدار و برتری هوایی و دریایی مستمر نیاز خواهد داشت؛ الزامات سنگینی که اجرای آن را به یکی از پیچیده‌ترین عملیات‌های نظامی جهان تبدیل می‌کند.
تجربه جنگ‌های عراق و افغانستان نیز نشان داد که اشغال و نگهداری یک منطقه، به‌مراتب دشوارتر از آغاز عملیات نظامی است. آمریکا در هر دو تجربه، با وجود برتری مطلق هوایی و فناوری، سال‌ها درگیر هزینه‌های انسانی، مالی و امنیتی شد. از همین رو بسیاری از تحلیلگران نظامی معتقدند که هرگونه عملیات زمینی گسترده در سواحل جنوبی ایران، با چالش‌هایی بسیار فراتر از نمونه‌های پیشین روبه‌رو خواهد بود.
از سوی دیگر، جغرافیای تنگه هرمز به گونه‌ای است که حتی بدون کنترل کامل دو ساحل، می‌تواند بر امنیت کشتیرانی اثر بگذارد. همین ویژگی باعث شده است که در اغلب مطالعات راهبردی، به جای سناریوی «تصرف تنگه»، بیشتر درباره «تأمین امنیت کشتیرانی» یا «کاهش تهدیدها» بحث شود؛ زیرا تصرف کامل یک منطقه با این وسعت، هزینه‌ای بسیار فراتر از منافع احتمالی آن خواهد داشت.
نباید فراموش کرد که هرگونه درگیری گسترده در تنگه هرمز، تنها ایران و آمریکا را درگیر نخواهد کرد. اقتصاد جهانی، بازار انرژی، کشورهای حاشیه خلیج فارس و مسیرهای اصلی تجارت بین‌المللی نیز به‌طور مستقیم از آن تأثیر خواهند پذیرفت. به همین دلیل، بسیاری از قدرت‌های اقتصادی جهان همواره بر حفظ امنیت این آبراه از مسیرهای سیاسی و دیپلماتیک تأکید کرده‌اند.
تنگه هرمز بیش از آنکه یک هدف صرفاً نظامی باشد، یک اهرم ژئوپلیتیکی است. در چنین پرونده‌ای، وزن سیاست، اقتصاد و بازدارندگی، گاه بسیار بیشتر از قدرت آتش و تعداد نیروهای نظامی است. به همین دلیل، هرچند سناریوهای نظامی همواره روی میز اتاق‌های فکر قرار دارند، اما تبدیل آن‌ها به یک عملیات زمینی گسترده، مستلزم پرداخت هزینه‌هایی است که تصمیم‌گیران به‌سادگی از کنار آن عبور نخواهند کرد.
شاید به همین دلیل باشد که در اغلب بحران‌های چند دهه گذشته، تنگه هرمز بیش از آنکه صحنه یک اشغال نظامی باشد، به ابزاری برای بازدارندگی، فشار سیاسی و چانه‌زنی راهبردی تبدیل شده است؛ جایگاهی که همچنان مهم‌ترین ویژگی این گذرگاه حساس بین‌المللی به شمار می‌رود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *