کارت زرد به یک وزیر یا نادیده گرفتن دو سال جهاد برای امنیت غذایی؟
ایران روی زمین تشنه ایستاده است بحران آب دیگر فقط کمبود باران نیست
هفت مرحله برای تحقق حق اشتغال و ازدواج؛ پیوند حقوق شهروندی، فناوری و ضمانت اجرا
به گزارش آذربایجان آنلاین، فرزانه صادق، وزیر راه و شهرسازی، با اشاره به حملات اخیر آمریکا به برخی زیرساختهای حملونقل ایران، اعلام کرد هدف اصلی این حملات، خارج کردن ایران از شبکههای ترانزیتی منطقهای و بینالمللی است. وی با توصیف وضعیت کنونی به عنوان «جنگ کریدورها» تأکید کرد رقابت کشورها دیگر صرفاً بر سر منابع انرژی نیست، بلکه بر سر کنترل مسیرهایی است که کالا، انرژی و سرمایه از آنها عبور میکنند.
او همچنین گفت: «مختل کردن مسیرهای ترانزیتی ایران بخشی از راهبرد گستردهتر برای کاهش نقش ژئوپلیتیکی کشور در منطقه است و بازسازی سریع زیرساختهای آسیبدیده در اولویت وزارت راه قرار دارد.»
این اظهارات در حالی مطرح میشود که در حملات دو روز گذشته، بخشی از پلها، خطوط راهآهن، تونلها و محورهای ارتباطی، بهویژه در استان هرمزگان، آسیب دیدهاند. در حالی که آمریکا اعلام کرده هدف این حملات، مختل کردن شبکههای پشتیبانی نظامی بوده است، ایران تأکید دارد بخش مهمی از زیرساختهای غیرنظامی و عمومی هدف قرار گرفتهاند.
آنچه این تحولات را مهمتر میکند، تغییر ماهیت رقابتهای منطقهای است. اگر تا یک دهه پیش نفت و گاز محور اصلی رقابتهای ژئوپلیتیکی بودند، امروز مسیرهای انتقال این منابع و همچنین کریدورهای تجاری، ارزش راهبردی بیشتری پیدا کردهاند. کشوری که بتواند مسیر کوتاهتر، ارزانتر و امنتری برای انتقال کالا فراهم کند، نه تنها درآمد ترانزیتی قابل توجهی کسب میکند، بلکه به بازیگری اثرگذار در معادلات سیاسی و اقتصادی منطقه تبدیل میشود.
ایران دقیقاً در قلب این معادله قرار دارد. موقعیت جغرافیایی کشور، اتصال خلیج فارس به آسیای مرکزی، قفقاز، روسیه، شبهقاره هند و اروپا را ممکن کرده است. کریدور بینالمللی شمال ـ جنوب، مسیرهای شرق به غرب، بنادر جنوبی و شبکه ریلی کشور، ظرفیتهایی هستند که در صورت تکمیل و توسعه، میتوانند ایران را به یکی از مهمترین هابهای لجستیکی منطقه تبدیل کنند.
از همین منظر، برخی تحلیلگران معتقدند حمله به زیرساختهای حملونقل، صرفاً تخریب چند پل یا خط آهن نیست؛ بلکه تلاشی برای کاهش قابلیت اطمینان ایران در شبکه تجارت بینالمللی است. در اقتصاد حملونقل، اعتماد مهمترین سرمایه است. شرکتهای کشتیرانی، صاحبان کالا و سرمایهگذاران، مسیرهایی را انتخاب میکنند که از امنیت، ثبات و قابلیت پیشبینی بیشتری برخوردار باشند. هرگونه ناامنی یا اختلال مکرر، میتواند مسیرهای جایگزین را برای فعالان اقتصادی جذابتر کند.
از سوی دیگر، این تحولات را باید در چارچوب رقابت بزرگتر کریدورهای منطقه نیز ارزیابی کرد. طی سالهای اخیر، پروژههایی مانند کریدور هند ـ خاورمیانه ـ اروپا، توسعه بنادر عربستان، سرمایهگذاری امارات در شبکههای لجستیکی، توسعه مسیر میانی از طریق قفقاز و پروژههای حملونقلی ترکیه، همگی با هدف جذب سهم بیشتری از تجارت جهانی دنبال شدهاند. در چنین شرایطی، هرگونه کاهش نقش ایران، به معنای افزایش فرصت برای رقبای منطقهای خواهد بود.
اما نکته مهمتر آن است که آسیب به زیرساختهای حملونقل، تنها پیامد عمرانی ندارد. هر پل تخریبشده، هر خط ریلی از مدار خارجشده و هر محور مواصلاتی آسیبدیده، زنجیرهای از آثار اقتصادی ایجاد میکند؛ از افزایش هزینه حمل کالا و تأخیر در تحویل محمولهها گرفته تا رشد هزینه بیمه، کاهش جذابیت سرمایهگذاری، اختلال در صادرات و واردات و کاهش درآمدهای ترانزیتی. به همین دلیل، بسیاری از اقتصاددانان معتقدند حمله به زیرساختهای لجستیکی، در واقع حمله به موتور گردش اقتصاد است.
در مقابل، تجربه کشورهای مختلف نشان داده است که بازسازی پس از بحران، اگر با نگاه آیندهنگر انجام شود، میتواند به فرصتی برای نوسازی تبدیل شود. استفاده از فناوریهای نوین، هوشمندسازی مدیریت ترافیک، افزایش تابآوری پلها، ایجاد مسیرهای جایگزین و توسعه شبکه ریلی، میتواند قدرت لجستیکی کشور را نسبت به گذشته نیز افزایش دهد. بنابراین، مسئله امروز فقط جبران خسارت نیست؛ بلکه ارتقای زیرساختها متناسب با تهدیدهای جدید است.
کارشناسان حوزه ژئوپلیتیک بر این باورند که آینده رقابت قدرتها، بیش از آنکه در میدانهای نبرد رقم بخورد، در مسیرهای تجاری و کریدورهای بینالمللی تعیین خواهد شد. هر کشوری که بتواند جایگاه خود را در این شبکهها تثبیت کند، از نفوذ اقتصادی و سیاسی بیشتری برخوردار خواهد شد و هر کشوری که از این شبکهها کنار گذاشته شود، بخشی از مزیت راهبردی خود را از دست خواهد داد.
آنچه امروز از آن با عنوان «جنگ کریدورها» یاد میشود، صرفاً یک تعبیر سیاسی نیست؛ بلکه توصیفی از واقعیتی است که اقتصاد، امنیت و ژئوپلیتیک را به یکدیگر گره زده است. اگر ایران بتواند ضمن بازسازی سریع زیرساختهای آسیبدیده، پروژههای نیمهتمام ریلی، بندری و لجستیکی خود را با سرعت بیشتری تکمیل کند، نهتنها آثار حملات اخیر را جبران خواهد کرد، بلکه موقعیت ژئوپلیتیکی خود را نیز تثبیت میکند. اما اگر توسعه این زیرساختها با تأخیر، کمبود سرمایهگذاری یا کاهش اعتماد بینالمللی همراه شود، رقبا آمادهاند تا جای خالی ایران را در نقشه تجارت منطقه پر کنند. به همین دلیل، نبرد امروز تنها بر سر چند کیلومتر ریل یا چند پل نیست؛ بلکه رقابتی بر سر آینده اقتصاد، امنیت و جایگاه راهبردی ایران در نظم جدید منطقهای است.
دیدگاهتان را بنویسید