کارت زرد به یک وزیر یا نادیده گرفتن دو سال جهاد برای امنیت غذایی؟
ایران روی زمین تشنه ایستاده است بحران آب دیگر فقط کمبود باران نیست
هفت مرحله برای تحقق حق اشتغال و ازدواج؛ پیوند حقوق شهروندی، فناوری و ضمانت اجرا
به گزارش آذربایجان آنلاین، خداداد عزیزی با مرور بخشی از زندگی خود گفت از ۹ سالگی همراه پدرش در اطراف حرم دستفروشی میکرد؛ تجربهای که به گفته او گاهی با احساس خجالت در برابر دوستان و هممحلهایهایی همراه میشد که با خانوادههایشان برای زیارت به حرم میآمدند.
عزیزی درباره شرایط اقتصادی خانوادهاش روایت کرد که تابستانها همراه پدرش برای گچکاری میرفت و پس از ساعتها کار، زمانی که خسته به خانه بازمیگشت، گاهی چیزی در یخچال پیدا نمیکرد. او گفت در چنین روزهایی تکهای نان برمیداشت، مقداری رب روی آن میمالید و همان را به عنوان غذا میخورد.
مهاجم سابق تیم ملی همچنین از محدودیتهای مالی خانواده برای فوتبال بازی کردن گفت. به روایت او، پدرش در ابتدا با فوتبال رفتن فرزندانش مخالف بود؛ نه از سر مخالفت با خود فوتبال، بلکه به این دلیل که کفشها در بازی پاره میشدند و خرید کفش جدید هزینهای بود که خانواده به سختی میتوانست از عهده آن برآید.
خداداد گفت خودش حتی با کفش کتانی در زمین چمن فوتبال بازی کرده و برادر بزرگترش نیز گاهی پس از بازگشت از فوتبال با مخالفت شدید پدر مواجه میشد.
بخش دیگری از خاطرات عزیزی به سفره خانواده در آن سالها مربوط میشود. او گفت برنج و مرغ غذایی نبود که به طور معمول در خانه آنها وجود داشته باشد و خانواده تنها سالی یکبار و در آستانه عید امکان خوردن برنج و مرغ را پیدا میکردند.
او همچنین گفت تا حدود ۱۷ یا ۱۸ سالگی حتی چلوکباب نخورده و زمانی که برای نخستینبار با آن مواجه شده، شناختی از این غذا نداشته است.
نقطه تغییر زندگی خداداد عزیزی اما با فوتبال رقم خورد. او از نخستین قرارداد خود با ابومسلم و دریافت اولین حقوق فوتبالیاش به عنوان اتفاقی یاد کرد که نگاه خانواده، بهویژه پدرش، به ادامه مسیر فوتبال را تغییر داد.
عزیزی با وجود تلخی این خاطرات تأکید کرد علاقهای به پنهان کردن گذشتهاش ندارد. او معتقد است یادآوری آن روزها باعث شده ارزش موقعیتی را که بعدها به دست آورده بهتر بداند؛ مسیری که از دستفروشی و کارگری در کودکی آغاز شد و سرانجام او را به یکی از چهرههای ماندگار فوتبال ایران رساند.
دیدگاهتان را بنویسید