شنبه / ۲۵ مهر / ۱۴۰۵ Saturday / 17 October / 2026
×
از سفره‌های کوچک تا اضطراب‌های بزرگ؛ سلامت روان ایرانیان چگونه است؟
یادداشت هساره سلامی به مناسبت ۱۰ اکتبر، روز جهانی سلامت روان

از سفره‌های کوچک تا اضطراب‌های بزرگ؛ سلامت روان ایرانیان چگونه است؟

تهران-آذربایجان آنلاین-من پدر علی‌اکبرم، پدر شهید علی‌اکبر زارعی هستم. با قساوت و نامردی بچه‌های ما را شهید کردند؛ آن‌ها را سوزاندند، با گاز اشک‌آور کورشان کردند، جگرشان از دود پر شد و تکه‌تکه شد. در نهایت، با ریختن مواد مذاب (یونولیت سقف) پیکر بچه‌های ما با فرش یکی شدند...
روایت تلخ پدری که پیکر ذوب‌شده پسرش را در مسجد دید؛ جزئیات جلسه دادگاه

به گزارش آذربایجان آنلاین، آن شب فقط علی‌اکبر نسوخت، طا‌ها نسوخت، بلکه دل پدر و مادرشان، حاصل عمرشان، سوخت. مسجد را به آتش کشیدند؛ با قرآن‌هایش، با خاطره‌هایش و با نمازگزارانش…

شامگاه ۱۸ دی ۱۴۰۴، مسجد سیدالشهدا(ع) در شهرستان پاکدشت به صحنه یکی از تلخ‌ترین حوادث آن شب بدل شد. مهاجمان با سلاح سرد و کوکتل مولوتوف به سمت مسجد حرکت کردند.

در طبقه پایین مسجد، تعدادی از نمازگزاران حضور داشتند. در همان دقایق پرالتهاب، دو جوان خادم مسجد، علی‌اکبر و طاها، مقابل در ورودی ایستادند تا مانع ورود مهاجمان شوند و همزمان مسیر خروج حاضران را باز نگه دارند. به گفته شاهدان، آنها کوشیدند با سد کردن راه، فرصتی برای نجات افراد گرفتار فراهم کنند.

روایت های زیادی از آن شب باقی مانده، روایت پدر علی اکبر، مادر طاها، یگ شاهد عینی، روایت اهالی که مسجد پناهگاهشان بود.

یکی از اهالی پاکدشت در صفحه مجازی خود، با انتشار تصاویری از مسجد پیش از آتش‌سوزی و مراسم‌هایی که با حضور نوجوانان و جوانان برگزار می‌شد، و همچنین تصاویر پس از حادثه، نوشت: «مسجدی که زندانی آزاد می‌کرد، جهیزیه تهیه می‌کرد و هیچ نیازمندی از آن دست خالی برنمی‌گشت… مسجدی به نام امام حسین.»

در جریان آتش‌سوزی، علی اکبر و طاها که مشغول کمک به دیگران و دفاع از مسجد بودند، جان خود را از دست دادند. آنان پس از تلاش برای نجات افراد حاضر در طبقه پایین، در میان شعله‌ها گرفتار شدند.

پس از شناسایی و دستگیری متهمان اصلی، نخستین جلسه رسیدگی به پرونده در دادگاه انقلاب تهران برگزار شد. ۳۸ روز پس از آن شب تلخ، روز گذشته اولین جلسه رسیدگی به اتهامات سه متهم اصلی حمله و آتش‌سوزی مسجد سیدالشهدا(ع) پاکدشت ـ حادثه‌ای که به جان‌باختن دو جوان خادم مسجد انجامید ـ در دادگاه انقلاب برگزار شد.
احسان حسینی‌پور حصارلو، متین محمدی و عرفان امیری متهمان این پرونده هستند. نماینده دادستان در ابتدای جلسه دادگاه با حضور در جایگاه، روایت کرد که سه متهم مذکور در پی فراخوان‌های فضای مجازی، ابتدا قصد داشتند در اغتشاشات تهران شرکت کنند، اما سپس تصمیم گرفتند مسیر خود را تغییر داده و در اغتشاشات شهرستان پاکدشت حضور یابند. متهمان پیش از رسیدن به محل جرم، با هماهنگی قبلی اقدام به اتخاذ تدابیر فنی و حفاظتی کردند تا از شناسایی و ردیابی جلوگیری شود، هرچند یک خطای لحظه‌ای از سوی یکی از متهمان، نخستین سرنخ کشف ابعاد پرونده را فراهم کرد.نماینده دادستان افزود که متهمان نقش مؤثر در حمله به مأموران داشته‌اند و همراه داشتن سلاح سرد از جمله قمه و چاقو و همچنین حمل و استفاده از کوکتل مولوتوف توسط آن‌ها محرز است. متهمان همچنین حضور خود مقابل مسجد سیدالشهدا (ع) و پرتاب کوکتل مولوتوف به داخل مسجد را پذیرفته‌اند؛ مکانی که در جریان این تحرکات گسترده، دو تن از مدافعان حریم مسجد به نام‌های علی‌اکبر و طا‌ها به شهادت رسیدند.
وی سپس به تشریح اتهامات متهمان پرداخت و گفت: اقدام عملیاتی علیه امنیت داخلی با حضور مؤثر در اغتشاشات روز ۱۸ دی در شهرستان پاکدشت، اجتماع و تبانی برای حضور و اقدام علیه امنیت داخلی کشور پیرو فراخوان‌های فضای مجازی معاندین، بالاخص رئیس‌جمهور آمریکا و رژیم صهیونیستی، مشارکت در قتل دو جوان حافظ امنیت کشور در ماه حرام، تحریق عمدی مسجد سیدالشهدا (ع) و تخریب اموال عمومی از جمله اتهامات مطرح‌شده در کیفرخواست است.
در ادامه جلسه، پدر یکی از شهدا به‌عنوان یکی از اولیای دم در جایگاه حاضر شد و گفت: «تقاضای اشد مجازات برای متهمان دارم، زیرا با قساوت و بی‌رحمی بچه‌های ما را شهید کردند. آن‌ها را با گاز اشک‌آور خفه کردند و سوزاندند، و پیکر مطهر این شهیدان به مواد مذاب چسبیده بود.»
وی افزود: «فیلم موجود نشان می‌دهد که این بچه‌ها چگونه از درب مسجد برای جلوگیری از ورود اغتشاشگران محافظت می‌کردند، در حالی که اغتشاشگران همزمان با پرتاب کوکتل مولوتوف، گاز اشک‌آور نیز به داخل مسجد انداختند.»پدر شهید زارعی ادامه داد: «متهمان تا پشت در آبدارخانه مسجد نیز پیش رفتند. فرزندان ما از سه خانمی که در طبقه پایین مسجد حضور داشتند محافظت می‌کردند. فرزندم تنها باتوم داشت و هیچ سلاحی برای دفاع از خود نداشت.»وی در پایان خطاب به دادگاه خواستار قصاص عامل شهادت فرزندش شد. در ادامه، مادر یکی دیگر از شهدا در جایگاه حاضر شد و گفت: «طا‌ها دانشجوی ترم هفتم رشته شیمی بود. بچه نبود، همه سرمایه زندگی من بود، حاصل ۲۳ سال زحمت و تلاش. درسش نزدیک به اتمام بود و تازه مشغول به کار شده بود. من همه وجودم را از دست دادم، همه زندگیم را از دست دادم و هیچ امیدی به زندگی ندارم. شب که می‌خوابم می‌گویم، اگر دستت باز است دعا کن هرچه زودتر مادر بیاید پیشت.»وی ادامه داد: «از شما تقاضا دارم مسببین این حادثه به اشد مجازات برسند و سرگروه‌هایی که به این افراد خط دادند، پیدا شده و به سزای اعمالشان برسند.»
سپس یکی از خادمین مسجد که به‌عنوان شاهد عینی در حادثه حضور داشت، در جایگاه حاضر شد.چطور می‌گویند نمی‌دانستند کسی در مسجد است؟ وی گفت: «اغتشاشگران بنزین ریختند و درب مسجد را آتش زدند و ناسزا می‌گفتند. اینجا گفته شد که ما فکر کردیم کسی داخل مسجد نیست؛ چطور وقتی فکر می‌کردند کسی نیست، گاز اشک‌آور می‌زدند؟»خادم مسجد ادامه داد: «اغتشاشگران فضا را طوری آماده کرده بودند که کسی زنده از مسجد خارج نشود. من بعد از باز کردن در به خانه یکی از همسایه‌ها رفتم، اما اغتشاشگران به آنجا نیز حمله کردند. ما به طبقه پنجم رفتیم تا در امان باشیم، اما بچه‌ها نتوانستند از مسجد خارج شوند و اغتشاشگران آن‌ها را به شهادت رساندند.»نماینده دادستان با اشاره به اظهارات شاهد گفت: «در فاصله ۲۵ تا ۳۰ دقیقه، افرادی به در مسجد هجوم آورده و آن را می‌شکنند و کسی موفق به خروج نشده بود. همان‌طور که شاهد پرونده هم بیان کرد، اغتشاشگران هنگام ورود فریاد می‌زدند و به افراد داخل مسجد دشنام می‌دادند، و آگاه بودند که افرادی در مسجد حضور دارند.»نماینده دادستان افزود: «متهمان با برنامه‌ریزی قبلی هم‌پیمان شدند که ابتدا نحوه تهیه کوکتل مولوتوف را تعیین کنند. احسان و متین صراحتاً اقرار کردند که نحوه تولید و استفاده از کوکتل مولوتوف را از فضای مجازی مشاهده کرده‌اند، سپس به پاکدشت رفتند، به سمت مسجد حرکت کردند، کوکتل مولوتوف‌ها را با فندک روشن کرده و به داخل مسجد پرتاب کردند.»
در ادامه جلسه دادگاه، احسان حسینی‌پور، متهم ردیف اول پرونده، در جایگاه قرار گرفت و قاضی اتهامات را تفهیم کرد و از او خواست تا از خود دفاع کند.قاضی پرسید: «چطور توانستید کوکتل مولوتوف درست کنید؟»متهم پاسخ داد: «طرز ساخت کوکتل مولوتوف‌ها را از فضای مجازی، در اینستاگرام، یاد گرفتم. آموزشش را که دیده بودم، دیگر تست نکردم.»قاضی سپس پرسید: «زمان پرتاب، حدس نمی‌زدید کسی داخل مسجد باشد؟»متهم مدعی شد: «من اطلاع نداشتم کسی داخل مسجد حضور دارد. گول فضای مجازی را خوردم.»
در جلسه، متهم اظهارات ضد و نقیضی ارائه کرد که با پخش مستندات حادثه و اظهار نظر شاهد، مجبور شد حقیقت را بیان کند: «کوکتل مولوتوف‌ها را در کاپشن قایم کردیم و از فاصله یک متری به داخل مسجد پرتاب کردیم. وقتی رسیدیم، مسجد آتش گرفته بود و در شکسته بود. کوکتل مولوتوف‌هایی که با متین درست کرده بودیم، پرتاب کردیم و رفتیم. من دو عدد و متین هم دو عدد داشت. وقتی در شکسته شد و افراد داخل رفتند، فکر کردم شاید از در دیگری فرار کردند.»پس از دفاعیات متهم، وکیل او در جایگاه قرار گرفت و گفت: «من از اقدام این افراد دفاع نمی‌کنم، بلکه از شخص آن‌ها دفاع می‌کنم. قطعا اتفاقی که شاهد آن هستیم رخ داده است و موکل من در کنار جمع دیگری در این حادثه مقصر است. موکل من نادم است.»کاش پشیمانی احسان، علی‌اکبر و طاها را باز می‌گرداند…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *