از سفرههای کوچک تا اضطرابهای بزرگ؛ سلامت روان ایرانیان چگونه است؟
دلار بالا میرود، مسئولیت پاسکاری میشود؛ درد مردم بالاخره به چه کسی ربط دارد؟
به گزارش آذربایجان آنلاین، اعظم شاهعلی در گفتوگوی اختصاصی، درباره تأثیر فشارهای اقتصادی بر سلامت روان اظهار کرد: هر نوع فشار میتواند بر روان فرد اثر بگذارد و فشار اقتصادی نیز یکی از مهمترین این عوامل است.
وی افزود: امروز اثر مشکلات مالی را حتی در مراجعه مردم به مراکز درمانی میتوان مشاهده کرد و برخی پزشکان نیز از کاهش توان بیماران برای مراجعه و پرداخت هزینه درمان سخن میگویند.
این متخصص سلامت روان گفت: همکاران ما در بخشهای مختلف درمان با بیمارانی مواجهاند که حتی برای مراجعه به پزشک یا ادامه درمان با مشکل مالی روبهرو هستند و این مسئله نشان میدهد فشار اقتصادی مستقیماً بر سلامت جسم و روان مردم نیز تأثیر گذاشته است.
شاهعلی با اشاره به تجربه خود در مواجهه با مراجعان اظهار کرد: گاهی فردی برای درمان فرزندش مراجعه میکند، اما توان پرداخت هزینه جلسات را ندارد. برای مثال بازنشستهای به من مراجعه کرده که با چشمانی اشکآلود میگوید تنها درآمدش حقوق بازنشستگی است و میخواهد بداند آیا میتوان هزینه درمان فرزندش را کاهش داد تا بتواند جلسات را ادامه دهد.
وی تأکید کرد: چنین مواردی نشان میدهد فشار اقتصادی را نمیتوان فقط در کاهش مصرف خوراک، پوشاک یا تفریح خلاصه کرد. این فشار بر دسترسی به درمان نیز اثر میگذارد و کل چرخه زندگی و فعالیت اقتصادی افراد را تحت تأثیر قرار میدهد.
این متخصص سلامت روان افزود: وقتی یک فرد توان مالی لازم برای دریافت خدمات درمانی را ندارد، همین مسئله بر فعالیت درمانگر، پزشک، تولیدکننده و دیگر بخشهای اقتصادی نیز اثر میگذارد؛ زیرا همه اجزای اقتصاد و زندگی اجتماعی مانند حلقههای یک زنجیر به یکدیگر متصلاند.
کاهش «امید مالی» به آینده زندگی سرایت میکند
شاهعلی با اشاره به پیامدهای روانی فشار اقتصادی گفت: یکی از اتفاقاتی که در چنین شرایطی رخ میدهد، کاهش امید مالی افراد به آینده است.
وی توضیح داد: وقتی فرد احساس میکند توانایی مالی او بهطور مداوم کاهش پیدا میکند، این مسئله فقط به حساب بانکی او محدود نمیماند و وارد سبک زندگی و تصمیمهای مهم زندگی میشود.
این متخصص سلامت روان افزود: فرد ممکن است در تصمیم برای ازدواج، انتخاب یا تغییر شغل، برنامهریزی برای آینده فرزندان و حتی تلاش برای رشد و پیشرفت شغلی خود دچار تردید شود.
شاهعلی گفت: نگرانی اقتصادی باعث میشود فرد دائماً با این پرسش مواجه باشد که آیا میتواند برنامهای را که برای آینده دارد اجرا کند یا خیر و همین ابهام میتواند بخش بزرگی از انرژی روانی او را مصرف کند.
وی فشارهای مداوم روانی را به لایههایی تشبیه کرد که بهتدریج روی یکدیگر انباشته میشوند و افزود: ممکن است فرد فشار اول را تحمل کند، فشار دوم را هم مدیریت کند و با فشار سوم نیز کنار بیاید، اما وقتی این مشکلات یکی پس از دیگری جمع میشوند، در نقطهای احساس میکند دیگر ظرفیت مقابله ندارد.
این متخصص سلامت روان اظهار کرد: در چنین مرحلهای فشارها میتوانند روی رفتار و ارتباطات فرد نیز اثر بگذارند، بهویژه زمانی که فرد مسئولیت خانواده و فرزند را نیز برعهده دارد.
شاهعلی افزود: فشار روانی شدید میتواند کیفیت ارتباط فرد با همسر و فرزند را مختل کند، تعارضهای خانوادگی را افزایش دهد و حتی زمینه آسیبهای گستردهتر در خانواده را فراهم کند.
وی گفت: کودکان نیز از این شرایط جدا نیستند و وقتی فضای خانه مملو از نگرانی و تنش اقتصادی باشد، آثار آن به شکلهای مختلف به فرزندان منتقل میشود.
اخبار جنگ، اضطراب آینده را تشدید میکند
شاهعلی در ادامه درباره تأثیر اخبار جنگ، ناامنی و بحرانهای پیاپی بر روان مردم اظهار کرد: خود خبر جنگ ذاتاً میتواند در فرد احساس نگرانی و ناامنی ایجاد کند.
وی افزود: بخش بزرگی از اضطراب، مربوط به آینده و اتفاقی است که هنوز رخ نداده است. فرد نمیداند چه خواهد شد و همین ابهام، فشار روانی ایجاد میکند.
این متخصص سلامت روان گفت: ممکن است فرد قصد شروع یک کار جدید، برنامهریزی مالی یا تصمیمگیری درباره آینده خود را داشته باشد، اما وقتی دائماً با اخبار ناامنی مواجه است، نمیداند آیا باید برنامه خود را اجرا کند یا آن را به تعویق بیندازد.
شاهعلی ادامه داد: همین وضعیت ابهام میتواند کیفیت زندگی، کار و حتی درس خواندن افراد را بهطور مستقیم تحت تأثیر قرار دهد.
وی درباره کودکان نیز اظهار کرد: در کودکان، فشار روانی ناشی از اخبار جنگ میتواند بر خواب، تمرکز و کیفیت تحصیل تأثیر بگذارد.
این متخصص سلامت روان گفت: نوجوانان شرایط حساستری دارند؛ زیرا در سنی قرار گرفتهاند که در حال شکلدادن به هویت خود و پاسخ به پرسشهایی مانند «من چه کسی هستم؟»، «قرار است چه کاری انجام دهم؟» و «آینده من چگونه خواهد بود؟» هستند.
شاهعلی افزود: اگر نوجوان در خانه، مدرسه و محیط اطراف خود دائماً با این سؤال مواجه شود که «قرار است چه اتفاقی بیفتد؟» و فضای عمومی نیز پر از ابهام باشد، این وضعیت میتواند حتی بر روند شکلگیری هویت او اثر بگذارد.
اخبار را لحظهبهلحظه دنبال نکنید
وی درباره راههای کاهش آثار روانی اخبار جنگ بر خانوادهها گفت: نخستین اقدام این است که افراد عادت دنبالکردن لحظهبهلحظه اخبار را کنار بگذارند.
شاهعلی افزود: خانوادهها بهویژه باید مراقب باشند در حضور کودکان و نوجوانان دائماً درباره جنگ، افزایش قیمتها، نرخ ارز و نگرانیهای مربوط به آینده صحبت نکنند.
وی گفت: اینکه بزرگسالان در حضور کودک مرتب درباره احتمال جنگ، قیمت دلار یا جدیدترین خبرهای بحران صحبت کنند، عملاً ذهن کودک را وارد فضایی میکند که ظرفیت کافی برای تحلیل و مدیریت آن ندارد.
این متخصص سلامت روان تأکید کرد: بزرگسالان نیز بهتر است خودشان را از پیگیری وسواسگونه اخبار دور کنند. دانستن کلیت اتفاقات کافی است و نیازی نیست فرد در تمام ساعات روز اخبار را بررسی کند.
شاهعلی افزود: دنبالکردن مداوم خبر نهتنها الزاماً اطلاعات مفیدتری به فرد نمیدهد، بلکه میتواند اضطراب را تشدید کند و ذهن را در وضعیت آمادهباش دائمی قرار دهد.
خواب کافی دارید اما همچنان خستهاید؟ ممکن است انرژی روانی شما تخلیه شده باشد
شاهعلی در بخش دیگری از این گفتوگو درباره افرادی که با وجود خواب و استراحت کافی همچنان احساس خستگی، بیحوصلگی یا کاهش انرژی دارند اظهار کرد: همیشه خستگی را نمیتوان صرفاً با میزان خواب یا تغذیه توضیح داد.
وی گفت: ممکن است فرد به اندازه کافی بخوابد، تغذیه مناسبی داشته باشد و از نظر جسمی نیز استراحت کند، اما باز هم صبح با احساس خستگی از خواب بیدار شود.
این متخصص سلامت روان افزود: در چنین شرایطی باید به موضوعی به نام «انرژی روانی» توجه کرد.
شاهعلی توضیح داد: وقتی انرژی روانی فرد تخلیه میشود، انگیزه او پایین میآید، توان انجام کارها کاهش پیدا میکند و احساس خستگی مداوم شکل میگیرد.
وی یکی از عوامل مهم تخلیه انرژی روانی را نشخوار فکری دانست و گفت: بعضی افراد تصور میکنند هرچه بیشتر درباره یک مسئله نگران باشند و آن را در ذهن خود تکرار کنند، بیشتر بر آن مسلط میشوند یا راهحل بهتری پیدا خواهند کرد.
شاهعلی افزود: در حالی که در بسیاری از موارد، این فکرکردنهای مکرر هیچ راهحلی ایجاد نمیکند و فقط انرژی روانی فرد را مصرف میکند.
وی ادامه داد: افکار خودکار منفی نیز نقش مهمی دارند؛ فکرهایی که بدون اراده وارد ذهن میشوند، ضربه خود را میزنند و بدون آنکه راهحلی ارائه دهند، فرد را خستهتر میکنند.
«باز هم خراب کردم»؛ صدای انتقادگری که انرژی روانی را میگیرد
این متخصص سلامت روان با اشاره به نمونههایی از افکار منفی گفت: جملاتی مانند «ای کاش این کار را طور دیگری انجام میدادم»، «چرا نتوانستم؟»، «باز هم خراب کردم» یا «باز هم از عهدهاش برنیامدم» نمونههایی از خودانتقادگری هستند.
شاهعلی افزود: تکرار چنین افکاری نهتنها انرژی روانی فرد را تخلیه میکند، بلکه میتواند عزت نفس و احترامی را که فرد برای خودش قائل است نیز کاهش دهد.
وی گفت: تجربههای گذشته نیز میتوانند ادراک و شناخت فرد از موقعیتهای جدید را تغییر دهند و باعث شوند او اتفاقات را از دریچهای منفیتر تفسیر کند.
این متخصص سلامت روان افزود: مجموعه این افکار، باورها و ادراکها میتوانند بدون آنکه فعالیت جسمی زیادی صورت گرفته باشد، فرد را از نظر روانی خسته کنند.
چه زمانی خستگی میتواند نشانه یک مشکل جدیتر باشد؟
شاهعلی درباره مرز میان خستگی معمول و نیاز به دریافت کمک تخصصی اظهار کرد: یکی از نشانههای مهم این است که عملکرد روزانه فرد کاهش پیدا کند.
وی افزود: اگر تمرکز و حافظه فرد افت کرده، توان انجام کارهای معمول خود را ندارد و احساس میکند دیگر نمیتواند فعالیتهای روزانه را به شکل طبیعی انجام دهد، لازم است این شرایط را جدی بگیرد.
این متخصص سلامت روان گفت: زمانی که فرد خودش احساس میکند «یک جای کار میلنگد» و متوجه میشود برای مدیریت شرایط به کمک نیاز دارد، مراجعه به متخصص میتواند ضروری باشد.
وی تأکید کرد: نمیتوان صرفاً با یک نشانه تشخیص افسردگی یا اختلال روانی داد، اما کاهش محسوس عملکرد، تمرکز، انگیزه و توان انجام امور روزانه از علائمی است که نباید نادیده گرفته شود.
گرانی رواندرمانی؛ برخی درمان را نیمهکاره رها میکنند
شاهعلی در ادامه درباره هزینه بالای رواندرمانی و محدودشدن دسترسی بخشی از مردم به خدمات تخصصی اظهار کرد: در مجموعههایی مانند بهزیستی و مراکز بهداشت، روانشناسان و درمانگرانی فعالیت میکنند که خدمات را با هزینه پایینتری ارائه میدهند و افراد کمبرخوردار میتوانند از این ظرفیت استفاده کنند.
وی افزود: البته نوع خدمات در این مراکز همیشه معادل رواندرمانی تخصصی و طولانیمدت برای همه اختلالها نیست و بخشی از خدمات بیشتر در قالب مشاوره، آموزش مهارتها و مداخلات عمومی ارائه میشود.
این متخصص سلامت روان تأکید کرد: همین خدمات نیز میتواند مفید باشد، اما واقعیت این است که برخی اختلالها به درمان تخصصیتر نیاز دارند.
شاهعلی با اشاره به تجربه مراجعان خود گفت: بارها پیش آمده مراجعهکنندهای بپرسد آیا میتواند به جای هر هفته، یک هفته در میان مراجعه کند، هزینه را در پایان ماه و بعد از دریافت حقوق بپردازد یا حتی فقط ماهی یک بار جلسه داشته باشد.
وی افزود: شنیدن این جملهها برای درمانگر نیز ناراحتکننده است، زیرا مشخص است فرد به درمان نیاز دارد اما مسئله اصلی او نه نداشتن انگیزه، بلکه نداشتن توان مالی است.
این متخصص سلامت روان ادامه داد: در مواردی تا حد امکان هزینه درمان را کاهش میدهیم، اما باز هم افرادی هستند که به دلیل مشکلات مالی درمان را نیمهکاره رها میکنند.
تأخیر در درمان فقط مشکل شخصی نیست؛ هزینه اجتماعی دارد
شاهعلی تأکید کرد: درماننشدن یا مراجعهنکردن بهموقع صرفاً یک مشکل فردی نیست و میتواند برای جامعه نیز هزینه ایجاد کند.
وی توضیح داد: فردی که از نظر روانی حال مناسبی ندارد ممکن است نتواند کار خود را بهدرستی انجام دهد یا در روابط خانوادگی و اجتماعی دچار مشکل شود.
این متخصص سلامت روان افزود: وقتی کیفیت عملکرد نیروی فعال جامعه کاهش پیدا میکند، این مسئله در سطح کلان نیز اثر میگذارد.
شاهعلی گفت: سلامت روان نیروی کار با کیفیت فعالیت اقتصادی و اجتماعی ارتباط دارد و اگر این بخش نادیده گرفته شود، هزینه آن فقط متوجه فرد بیمار یا خانواده او نیست.
وی افزود: بنابراین دسترسی به خدمات سلامت روان را باید بخشی از سرمایهگذاری اجتماعی دانست، نه صرفاً یک هزینه شخصی برای مراجعهکننده.
«اگر کسی من را جلوی مطب روانشناس ببیند چه؟»
شاهعلی در بخش دیگری از این گفتوگو به انگ اجتماعی مراجعه به روانشناس اشاره کرد و گفت: یکی از مشکلات مهم این است که برخی افراد از ترس قضاوت دیگران مشکلات روانی خود را پنهان میکنند.
وی افزود: در بسیاری از موارد حتی خود خانوادهها مانع مراجعه فرد میشوند و به او میگویند «چرا برای خودت برچسب میزنی؟ زندگیات را بکن.»
این متخصص سلامت روان گفت: بنابراین پیش از هر چیز، خود خانوادهها باید درباره سلامت روان آگاهی بیشتری پیدا کنند.
شاهعلی با اشاره به تجربهای از خانوادههای دارای تحصیلات پزشکی اظهار کرد: حتی گاهی افرادی از کادر درمان نیز درباره مراجعه به روانشناس نگرانی دارند و میگویند اگر فرد آشنایی آنها را در این محل ببیند، چه برداشتی خواهد کرد.
وی افزود: وقتی حتی فرد تحصیلکرده در حوزه درمان چنین نگرانیای دارد، روشن است که هنوز در جامعه برای عادیسازی مراجعه به متخصص سلامت روان کار زیادی باقی مانده است.
رواندرمانی باید مانند مراجعه به سایر پزشکان عادی تلقی شود
شاهعلی تأکید کرد: مراجعه به روانشناس یا رواندرمانگر نباید متفاوت از مراجعه برای یک مشکل جسمی تلقی شود.
وی گفت: وقتی چشم فرد ضعیف میشود از عینک استفاده میکند، برای درد گوش به متخصص گوش و حلق و بینی مراجعه میکند، برای دنداندرد سراغ دندانپزشک میرود و برای بیماری قلبی نزد متخصص مربوط میرود.
این متخصص سلامت روان ادامه داد: مغز نیز بخشی از بدن انسان است و افکار، هیجانها و رفتارهای ما نیز میتوانند نیازمند بررسی و درمان تخصصی باشند.
وی افزود: بنابراین نباید برای مراجعه به روانشناس برچسب منفی ایجاد کرد یا آن را نشانه ضعف فرد دانست.
با زور کسی را به رواندرمانی نفرستید
شاهعلی درباره نحوه تشویق فرد به دریافت کمک تخصصی گفت: خانوادهها نباید کسی را با اجبار، فشار، تحقیر یا ایجاد احساس گناه به رواندرمانی بفرستند.
وی افزود: فردی که به اجبار وارد جلسه درمان شود، ممکن است همکاری لازم را نداشته باشد و نتیجه مطلوب نیز حاصل نشود.
این متخصص سلامت روان تأکید کرد: مهم این است که ابتدا آگاهی و بینش در فرد ایجاد شود تا خودش متوجه نیاز به دریافت کمک شود.
شاهعلی گفت: میتوان از فرد خواست درباره مسئله خود مطالعه کند یا حتی پیشنهاد داد یک جلسه با متخصص صحبت کند و بعد خودش درباره ادامه مسیر تصمیم بگیرد.
وی افزود: خانواده حتی میتواند رویکردی همدلانهتر داشته باشد و بگوید شاید بخشی از مشکل به رفتار خود ما نیز مربوط باشد و بهتر است درباره آن با یک متخصص صحبت کنیم.
«اجازه هست پیشنهادی بدهم؟»
شاهعلی درباره شیوه صحیح ارائه پیشنهاد به فرد گفت: یکی از روشهای مؤثر این است که پیش از توصیه، از خود فرد اجازه بگیریم.
وی توضیح داد: میتوان از او پرسید «اجازه هست یک پیشنهاد به تو بدهم؟» و اگر موافقت کرد، پیشنهاد مراجعه به روانشناس یا درمانگر را مطرح کرد.
این متخصص سلامت روان افزود: سپس باید تأکید کرد که این فقط یک پیشنهاد است و فرد اختیار دارد آن را بپذیرد یا نپذیرد.
شاهعلی گفت: بعد از ارائه پیشنهاد، خانواده باید فرصت بدهد فرد خودش فکر کند و تصمیم بگیرد.
وی تأکید کرد: این شیوه معمولاً اثر بیشتری از نصیحت، دستور، تحقیر و فشار دارد؛ زیرا فرد احساس نمیکند دیگری قصد تحمیل خواسته خود را دارد.
این متخصص سلامت روان در پایان گفت: سلامت روان تحت تأثیر مجموعهای از عوامل اقتصادی، اجتماعی، خانوادگی و فردی قرار دارد و نمیتوان هیچیک از این عوامل را جدا از دیگری دید. فشار اقتصادی، نگرانی از آینده، مواجهه مداوم با اخبار بحران، ناتوانی در تأمین هزینه درمان و ترس از قضاوت اجتماعی میتوانند در کنار یکدیگر فشار روانی را تشدید کنند و اگر این فشارها بهموقع شناخته و مدیریت نشوند، کیفیت زندگی فرد، خانواده و در نهایت جامعه آسیب خواهد دید.
دیدگاهتان را بنویسید