از سفرههای کوچک تا اضطرابهای بزرگ؛ سلامت روان ایرانیان چگونه است؟
دلار بالا میرود، مسئولیت پاسکاری میشود؛ درد مردم بالاخره به چه کسی ربط دارد؟
به گزارش آذربایجانآنلاین، این حکایت که در منابع روایی مختلف با تفاوتهایی نقل شده، به حدود دو قرن پیش در شهر خوی بازمیگردد و نام علی باباخان را به عنوان نمادی از امانتداری و جوانمردی مطرح میکند.
بر اساس این روایت، زن جوانی در خوی زندگی میکرد که پیش از ازدواج خواستگاران زیادی داشت. پس از ازدواج، همسر او زمانی که قصد سفر حج داشت، نگران بود در غیابش برای همسرش مزاحمتی ایجاد شود و به همین دلیل به دنبال فردی مطمئن برای سپردن خانوادهاش میگشت.
پس از آنکه افراد مختلف این مسئولیت را نپذیرفتند، او به سراغ علی باباخان رفت؛ مردی که در روایتها به نفوذ، هیبت و جوانمردی در میان مردم شهر شناخته میشد. علی باباخان پذیرفت و از مرد خواست همسر و وسایل زندگیاش را به خانه او منتقل کند.
علی باباخان پس از ورود مهمان، او را به همسر و دختران خود سپرد و سپس خود خانه را ترک کرد. بنا بر روایتهای منتشرشده، او به تبریز رفت و تا بازگشت مرد از سفر حج، به خانه خود بازنگشت.
وقتی مرد پس از ماهها به خوی بازگشت، همسر علی باباخان از تحویل مهمان بدون اجازه او خودداری کرد و گفت که علی باباخان در تبریز است. مرد راهی تبریز شد و پس از یافتن او، علت این غیبت طولانی را پرسید.
در روایت منسوب به علی باباخان آمده است: «از روزی که همسرت را در خانه جا دادم از ترس این که مبادا چشمم بلغزد و در امانتی که به من سپرده بودی خیانت کنم، از خانه خارج شدم و من هم یک سال است اهل بیتم را ندیدهام و اینجا خانهای اجاره کردهام تا تو برگردی.»
فارغ از میزان دقت تاریخی جزئیات این روایت، نام علی باباخان در این حکایت با مفاهیمی چون امانتداری، جوانمردی و خویشتنداری گره خورده است؛ روایتی که پیام اصلی آن، حفظ شرافت حتی در موقعیتی است که هیچ مانع ظاهری برای خیانت وجود ندارد.
دیدگاهتان را بنویسید