از سفرههای کوچک تا اضطرابهای بزرگ؛ سلامت روان ایرانیان چگونه است؟
دلار بالا میرود، مسئولیت پاسکاری میشود؛ درد مردم بالاخره به چه کسی ربط دارد؟
به گزارش آذربایجان آنلاین، جنگ تحمیلی سوم تنها با نابودی زیرساختهای انسانی و سیاسی پایان نیافت؛ بلکه تهاجم به اکوسیستم و خاک، پایهای از فاجعه است که نسلها با آن دستوپنج نرم میکنند. وقتی صدای انفجار خاموش میشود، سکوتِ پس از آن، آرامش نیست؛ بلکه سکوتِ یک زمینِ بیجان است. جنگ، فراتر از تلفات انسانی، جراحیِ خشونتآمیز بر پیکرهی زمین است. در مناقشاتی که با تکیه بر قدرتهای نظامی بزرگ و سیاستهای سلطهجویانه پیش میرود، محیطزیست نه به عنوان یک بازیگر، بلکه به عنوان یک «قربانیِ بیصدا» در میان میدانهای جنگ رها میشود. تخریباتی که بر خاک و آب رخ میدهد، ماهیتی بازگشتناپذیر دارد و پیامدهای آن، از گرسنگیهای گسترده تا بیماریهای مزمن، فراتر از مرزهای جغرافیایی جنگ است.
خونریزی در رگهای زمین؛ تخریب بازگشتناپذیر خاک
خاک، حافظهی حیات و مخزن امنیت غذایی است. اما در جنگهای مدرن، خاک تحت فشار قرار میگیرد که فراتر از تحمل بیولوژیک آن است. انفجارها و حرکت ماشینآلات سنگین نظامی، ساختار لایهبندی خاک را در هم میشکند. این امر منجر به کاهش نفوذپذیری آب و افزایش فرسایش میشود. استفاده از مواد منفجره، سوختهای فسیلی و مواد شیمیایی در تسلیحات، باعث نفوذ فلزات سنگین (مانند سرب، مس و نیکل) به لایههای زیرین خاک میشود. بر اساس گزارشهای سازمانهای بینالمللی، در مناطق جنگزده، غلظت فلزات سنگین در خاک میتواند تا چندین برابر حد مجاز افزایش یابد که این امر باعث از بین رفتن میکروارگانیسمهای مفید خاک میشود. بدون این موجودات، خاک از یک موجود زنده به یک کالبد مرده تبدیل میگردد.
بارانهای اسیدی؛ اشکهای مسموم آسمان
یکی از پیامدهای ناگفتهی جنگ تحمیلی، تغییر در جوّ و بارشهاست. احتراق عظیم سوختها در جنگافزارها و صنایع نظامی، حجم عظیمی از اکسیدهای نیتروژن و دیاکسید گوگرد را به اتمسفر میافزاید. این گازها با بخار آب در هوا واکنش داده و اسید نیتریک و اسید سولفوریک تولید میکنند. نتیجه، «بارانهای اسیدی» است که با فرو ریختن بر سر زمین، نه تنها پوشش گیاهی را از بین میبرد، بلکه با نفوذ به زمین، pH خاک را تغییر داده و عناصر حیاتی مانند کلسیم و منیزیم را از خاک شستشو میدهد. این چرخه، یک خودکشی زیستمحیطی است که از آسمان آغاز شده و به ریشه گیاهان ختم میشود.
امنیت غذایی؛ از سفرهها تا گرسنگیهای ساختگی
وقتی خاک بیمار شود و بارانها مسموم، امنیت غذایی اولین قربانی است. سیاستهای نظامی که بر پایه قدرتنمایی و ددمنشیِ قدرتهای بزرگ استوار است، اغلب با هدف فلج کردن زیرساختهای حیاتی یک منطقه، از زمینهای کشاورزی به عنوان ابزار فشار استفاده میکند.
تخریب زمینهای کشاورزی و آلوده شدن منابع آب زیرزمینی با مواد شیمیایی جنگ، زنجیره تأمین غذا را قطع میکند. گزارشهای سازمان جهانی غذا (WFP) نشان میدهند که در مناطقی که دچار درگیریهای شدید نظامی شدهاند، نرخ سوءتغذیه ناشی از تخریب زمینهای کشاورزی و دسترسی محدود به منابع سالم، تا ۵۰ درصد افزایش مییابد. این یعنی جنگ، گرسنگی را به یک سلاح استراتژیک تبدیل میکند.
میراث تلخِ سموم جنگ تحمیلی سوم
پیامدهای زیستمحیطی جنگ، مستقیماً به کالبد انسان وارد میشود. قرار گرفتن در معرض خاک آلوده و مصرف محصولات کشاورزیِ رشد یافته در زمینهای مسموم، منجر به بحرانهای سلامتی میشود؛ تجمع فلزات سنگین در زنجیره غذایی باعث بروز بیماریهای کلیوی، اعصاب و سرطان در جمعیتهای محلی میشود.
آلودگیهای شیمیایی ناشی از جنگ میتوانند باعث تغییرات ژنتیکی و نقصهای مادرزادی در نسلهای آینده شوند؛ یعنی جنگی که امروز رخ میدهد، تنها در زمان خود نیست، بلکه در خونِ فرزندان آینده نیز جاری میشود.
ضرورتی برای نگاهی انسانی به زمین
جنگ تحمیلی، با تمام شعارهای سیاسی و نظامی، در نهایت تنها بر شکافتن زمین و مسموم کردن حیات تمرکز دارد. ددمنشیهای قدرتطلبانه آمریکا و رژیم صهیونیستی که محیطزیست را بخشی از میدان نبرد میبینند، در واقع در حال نابودی تنها خانهی مشترک بشریت هستند. اگر امروز نتوانیم میان «امنیت نظامی» و «امنیت زیستمحیطی» پیوندی پایدار برقرار کنیم، میراث ما برای آینده، زمینی خواهد بود که در آن نه تنها صلح، بلکه حتی تواناییِ جوانه زدن یک گیاه نیز وجود نخواهد داشت. حفاظت از خاک و آب، تنها یک موضوع علمی نیست؛ یک وظیفهی اخلاقی برای بقای انسان است.
دیدگاهتان را بنویسید