از سفرههای کوچک تا اضطرابهای بزرگ؛ سلامت روان ایرانیان چگونه است؟
دلار بالا میرود، مسئولیت پاسکاری میشود؛ درد مردم بالاخره به چه کسی ربط دارد؟
به گزارش آذربایجان آنلاین، جنگ، پدیدهای شوم که جز ویرانی و اندوه ارمغانی ندارد، نه تنها جان انسانها را به ستوه میآورد، بلکه قلب تپنده زمین، یعنی محیط زیست و اکوسیستم را نیز نشانه میگیرد. حملات هوایی، با قدرت تخریب بیرحمانهی خود، لایههایی از خاک، آب و هوا را آلوده میکنند و تعادل ظریف طبیعت را بر هم میزنند.
انفجارها و آتش سوزیهای ناشی از جنگ تحمیلی آمریکا و رژیم صهیونیستی در برخی مقاطع زمانی موجب تغییرات موقتی در شاخصهای آلودگی هوا شده است اما این اثرات در مقیاس کلی پایدار نبوده است.
بر اساس تحلیل دادههای کیفیت هوا در بازه زمانی ابتدای اسفند تا ساعات ابتدایی ۲۶ اسفند، مهمترین تغییر ثبتشده مربوط به افزایش مقطعی ذرات معلق بهویژه «ذرات معلق کمتر از ۲.۵ میکرون» بوده است. در این دوره در مجموع ۱۸ روز با شرایط قابل قبول و ۸ روز با شرایط ناسالم برای گروههای حساس ثبت شده و در اغلب موارد به دلیل شرایط مناسب پراکندگی جوی، اثر این افزایشها کوتاهمدت بوده است.
همچنین بررسیها نشان میدهد در ۱۷ اسفند و همزمان با وقوع برخی انفجارها و آتشسوزی در انبارهای ذخیره نفت، در بسیاری از ایستگاههای سنجش شهر افزایش غلظت ذرات معلق ثبت شده و در برخی ایستگاههای نزدیکتر به محل حادثه افزایش محدود دیاکسید گوگرد (SO₂) نیز مشاهده شده است. با این حال این افزایشها مقطعی بوده و شواهدی از شکلگیری بارش اسیدی مشاهده نشده است.
انفجار بمب و موشکها، مقادیر عظیمی از فلزات سنگین و ترکیبات آلی سمی را وارد محیط زیست میکنند. این آلایندهها به راحتی در آبهای زیرزمینی نفوذ کرده و سفرههای آب آشامیدنی را مسموم میکنند. فکر کردن به آبی که زمانی زلال و حیاتبخش بود و اکنون احتمال آلوده شدن آن وجود دارد، بسیار دردناک است.
بمباران مناطق مسکونی، نظامی و صنعتی در جنگ تحمیلی اخیر، منجر به تخریب گسترده مراتع و تالابها نیز میشود. این تخریب، در بعضی موارد زیستگاههای طبیعی جانوران را از بین برده و آنها را به سمت انقراض سوق میدهد. صدای غمانگیز پرندگانی که لانه هایشان ویران شده یا صدای سکوت مرگبار در مناطقی که زمانی پر از هیاهوی زندگی بود، گویای عمق فاجعه است.
انفجارها و آتشسوزیهای ناشی از جنگ، چهره طبیعی مناطق را نیز دگرگون میکنند؛ گودالهای عظیم حاصل از انفجار بمبهای سنگین، چشماندازهای طبیعی را مخدوش کرده و خاک حاصلخیز را از بین میبرند. این زخمهای دائمی بر تن زمین، یادآور خشونتهای بیامان هستند.
برای بسیاری از جوامع همچون ایران، طبیعت صرفاً منبعی برای استفاده و کسب درآمد نیست، بلکه بخشی از هویت، فرهنگ و معنویت آنهاست. تخریب این پیوند مقدس، احساس بیگانگی، غم و اندوه عمیقی را به همراه دارد.
آلودگیهای پایدار و تغییرات اقلیمی ناشی از جنگ، آیندهای نامعلوم و پر از ترس را برای نسلهای بعد رقم میزند. حس ناتوانی در محافظت از سیاره برای فرزندان، بار سنگینی بر دوش وجدان انسان میگذارد.
مشاهده رنج حیوانات و گیاهان در اثر تخریب زیستگاههایشان، و حتی گاه کشته شدن آنها درپی حملات هوایی، حس همدلی و اندوه را در انسان برمیانگیزد. سکوت مرگبار پس از یک حمله، گویی فریاد مظلومیت طبیعت است. دیدن لاشههای حیوانات بیگناه یا درختانی که سوخته و خاکستر شدهاند، تلخترین تصویر از بیرحمی جنگ است.
جنگ و حملات هوایی، جنایتی نه تنها علیه بشریت، بلکه علیه خود سیاره زمین است. تأثیرات زیستمحیطی این خشونتها، عمیق، پایدار و غالباً جبرانناپذیر هستند.
دیدگاهتان را بنویسید