اینستاگرام؛ دادگاهی که شبانهروز در آن محاکمه و شکنجه میشوید
برخط یا آنلاین؛ کاربران در سرگردانی پیامرسانهای داخلی و خارجی
به گزارش آذربایجان آنلاین، نیکزاد در این گفتوگو با تشریح ساعات اولیه حمله دشمن، از فضای سنگین و پرابهامی سخن میگوید که در نخستین لحظات پس از آغاز جنگ بر نهادهای تصمیمگیر کشور حاکم شده بود. به گفته او، در ابتدا نگرانیها متوجه نهاد ریاست جمهوری بود و بسیاری از مسئولان در حال بررسی ابعاد حملات بودند. اما آنچه بیش از هر چیز در روایت او برجسته است، تلاش ساختار حکمرانی برای جلوگیری از ایجاد خلأ مدیریتی و حفظ انسجام تصمیمگیری در شرایط بحرانی است.
از منظر تحلیلی، این بخش از سخنان نیکزاد تلاشی برای نمایش پایداری ساختار سیاسی کشور در برابر شوکهای امنیتی محسوب میشود. در جنگهای مدرن، نخستین هدف مهاجمان معمولاً ایجاد اختلال در زنجیره فرماندهی و تصمیمگیری است. روایت نیکزاد در واقع این پیام را منتقل میکند که برخلاف برآوردهای دشمن، نه تنها ساختار حکمرانی دچار فروپاشی نشد بلکه روند اداره کشور با سرعت بیشتری ادامه یافت.
بخش مهم دیگری از سخنان نایب رئیس مجلس به عملکرد قوه مقننه در دوران جنگ اختصاص دارد. او از برگزاری بیش از یکصد جلسه نظارتی میان هیأت رئیسه مجلس، کمیسیونهای تخصصی و دستگاههای اجرایی سخن میگوید و تأکید دارد که مجلس حتی در شرایطی که امکان برگزاری جلسات علنی به دلیل ملاحظات امنیتی وجود نداشت، از مسئولیتهای نظارتی خود عقبنشینی نکرد.
این اظهارات را میتوان پاسخی به بخشی از افکار عمومی دانست که طی ماههای اخیر درباره نقش و اثرگذاری مجلس در شرایط جنگی پرسشهایی مطرح کرده بودند. نیکزاد تلاش میکند نشان دهد که مجلس از میدان خارج نشده و حتی در حساسترین شرایط نیز موضوعاتی مانند تأمین کالاهای اساسی، بازار دارو، وضعیت تولید، مسائل معیشتی و هماهنگی میان دستگاههای اجرایی را دنبال کرده است.
اما شاید مهمترین محور این گفتوگو به تنگه هرمز مربوط باشد؛ گذرگاهی که امروز به یکی از اصلیترین اهرمهای ژئوپلیتیکی جمهوری اسلامی ایران تبدیل شده است. نیکزاد از تدوین طرحی ۱۲ مادهای برای مدیریت تنگه هرمز خبر میدهد؛ طرحی که با مشارکت مجلس، وزارت امور خارجه، شورای عالی امنیت ملی و دستگاههای نظامی تدوین شده و اکنون در حال طی مراحل نهایی بررسی است.
اهمیت این موضوع زمانی بیشتر مشخص میشود که بدانیم برای نخستین بار موضوع مدیریت تنگه هرمز از سطح تصمیمات صرفاً امنیتی و نظامی به سطح قانونگذاری و حکمرانی راهبردی منتقل شده است. در سالهای گذشته تنگه هرمز عمدتاً به عنوان یک ابزار بازدارندگی مطرح بود، اما اکنون نشانههایی از تبدیل آن به یک مؤلفه دائمی قدرت ملی دیده میشود.
کارشناسان معتقدند اگر این طرح به نتیجه برسد، ایران میتواند علاوه بر برخورداری از ظرفیتهای امنیتی و نظامی، چارچوبهای حقوقی و اجرایی مؤثرتری برای مدیریت یکی از مهمترین شاهراههای انرژی جهان در اختیار داشته باشد. این مسئله در شرایطی اهمیت دوچندان پیدا میکند که بخش بزرگی از تجارت انرژی جهان همچنان وابسته به امنیت و ثبات این آبراه راهبردی است.
نیکزاد در بخش دیگری از سخنان خود از سفر به هرمزگان و بازدید از مناطق عملیاتی و زیرساختهای مرتبط با تنگه هرمز سخن گفته و این منطقه را یکی از مهمترین مزیتهای ژئوپلیتیکی ایران توصیف کرده است. از نگاه بسیاری از تحلیلگران، تأکید مکرر مسئولان بر جایگاه هرمز نشان میدهد این پرونده در سالهای آینده نیز یکی از اصلیترین ابزارهای قدرت ایران در مناسبات منطقهای و بینالمللی باقی خواهد ماند.
اما بخش سیاسی و دیپلماتیک گفتوگو نیز حاوی نکات قابل توجهی است. نیکزاد ضمن انتقاد از رفتارها و مواضع آمریکا، به صراحت اعلام میکند که صرفاً جنگیدن و نفی کامل مذاکره، سیاست جمهوری اسلامی ایران نیست. این جمله را میتوان یکی از مهمترین بخشهای مصاحبه دانست؛ زیرا در فضای سیاسی کشور معمولاً دوگانهای میان مذاکره و مقاومت ترسیم میشود، در حالی که اظهارات نیکزاد نشان میدهد نگاه تصمیمگیران کشور به مراتب پیچیدهتر از این دوگانهسازیهای سیاسی است.
او تأکید میکند که هرگونه مذاکره باید در چارچوب منافع ملی، عزت کشور و خطوط قرمز نظام انجام شود. در واقع آنچه از مجموع سخنان او برداشت میشود، دفاع از راهبردی است که در آن قدرت میدانی و دیپلماسی نه در تقابل با یکدیگر، بلکه در تکمیل یکدیگر تعریف میشوند.
این رویکرد در شرایط کنونی اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا ایران همزمان با حفظ توان بازدارندگی و ظرفیتهای راهبردی خود، تلاش میکند از مسیرهای دیپلماتیک نیز حقوق و منافع ملی را پیگیری کند. به همین دلیل نیکزاد بر موضوعاتی همچون دریافت غرامت، اخذ تضمینهای معتبر، حفظ توانمندیهای هستهای صلحآمیز و صیانت از منافع ملی در هرگونه گفتوگو تأکید میکند.
از سوی دیگر، اشاره مکرر او به نقش رهبر انقلاب در هدایت پروندههای کلان کشور نیز حامل پیام روشنی است. نیکزاد تلاش دارد این تصویر را ارائه کند که تصمیمات راهبردی کشور در حوزههای امنیتی، نظامی و دیپلماتیک در چارچوبی منسجم و تحت اشراف کامل عالیترین سطوح تصمیمگیری اتخاذ میشود و برخلاف برخی فضاسازیها، میان میدان و دیپلماسی شکاف یا تعارضی وجود ندارد.
در حوزه اقتصادی نیز سخنان نایب رئیس مجلس خالی از نکات مهم نیست. او ضمن تأکید بر وجود فراوانی کالاهای اساسی، نسبت به روند افزایش قیمتها ابراز نگرانی میکند و از جلسات متعدد مجلس با دولت برای کنترل آثار اقتصادی جنگ خبر میدهد. این بخش از اظهارات او نشان میدهد دغدغه اصلی مسئولان در شرایط فعلی بیش از کمبود کالا، مدیریت تورم و حفظ قدرت خرید مردم است.
در مجموع، گفتوگوی علی نیکزاد را نمیتوان صرفاً روایت خاطرات روزهای جنگ دانست. این مصاحبه در واقع تلاشی برای ترسیم نقشه راه جمهوری اسلامی ایران در دوران پساجنگ است؛ نقشهای که بر سه ستون اصلی استوار شده است: حفظ اقتدار و بازدارندگی ملی، استفاده از ظرفیتهای ژئوپلیتیکی بهویژه تنگه هرمز و بهرهگیری از دیپلماسی برای تأمین منافع کشور.
پیام نهایی این گفتوگو نیز روشن است؛ جمهوری اسلامی ایران نه از موضع ضعف به دنبال مذاکره است و نه در برابر فشارها حاضر به عقبنشینی از حقوق خود خواهد بود. در نگاه مسئولان کشور، قدرت میدانی، انسجام داخلی و دیپلماسی فعال سه ضلع مثلثی هستند که قرار است مسیر عبور ایران از چالشهای پیشرو را هموار کنند؛ راهبردی که به نظر میرسد در ماههای آینده نیز محور اصلی سیاست داخلی و خارجی کشور باقی خواهد ماند.
دیدگاهتان را بنویسید