کارت زرد به یک وزیر یا نادیده گرفتن دو سال جهاد برای امنیت غذایی؟
ایران روی زمین تشنه ایستاده است بحران آب دیگر فقط کمبود باران نیست
هفت مرحله برای تحقق حق اشتغال و ازدواج؛ پیوند حقوق شهروندی، فناوری و ضمانت اجرا
به گزارش آذربایجان آنلاین، دلیل اصلی این پدیده خیلی ساده است. سطوح مصنوعی شهر مثل آسفالت جادهها، سقفهای بتنی و دیوارهای فلزی، خورشید را مثل یک اسفنج حرارت را به خود جذب میکنند و تا دیروقت شب آن را نگه میدارند. در حالی که خاک و گیاهان بخشی از این حرارت را با تبخیر آب از بین میبرند، سطوح سخت هیچ مکانیزم خنکسازی طبیعی ندارند. یعنی شهر مثل یک بخاری بزرگ عمل میکند که صبح روشن میشود و شب خاموش نمیشود.
یکی از چیزهایی که این مشکل را بدتر میکند، این است که آب باران دیگر نمیتواند در زمین نفوذ کند. قبلا وقتی زمین خاکی بود، آب در آن مینشست و بعد تبخیر میشد و همین تبخیر باعث خنک شدن هوا میگشت. اما حالا که همه جا آسفالت و سنگفرش است، آب سریع وارد شبکه فاضلاب میشود و این چرخه طبیعی خنکسازی کلا از کار افتاده است.
درختان و فضای سبز بهترین دوست شهر در این ماجرا هستند. درختان با سایهاندازی روی سطوح سخت، مانع از جذب مستقیم نور خورشید میشوند و از طریق برگهایشان آب تبخیر میکنند و محیط اطرافشان را خنک میکنند. ولی مشکل اینجاست که معمولا جاهایی که بیشترین ساختمان و کمترین درخت را دارند، همان مناطق مرکزی شهر هستند. یعنی دقیقا جایی که بیشترین نیاز به خنکی دارد، کمترین فضای سبز را دارد.
این گرما فقط باعث ناراحتی نمیشود، بلکه پولی هم هزینه دارد. هرچه هوا گرمتر باشد، مردم بیشتر کولر و سیستم سرمایشی روشن میکنند و این یعنی مصرف برق بالا میرود. در ساعات اوج مصرف تابستانی، این فشار میتواند حتی باعث قطعی برق شود. از طرفی، بخش زیادی از این برق در نیروگاههایی تولید میشود که خودشان هوا را آلوده میکنند. یعنی یک دور باطل: گرما باعث مصرف بیشتر انرژی، مصرف انرژی باعث آلودگی بیشتر، و آلودگی باعث گرمتر شدن شهر.
اثر دیگر این گرما روی کیفیت هواست. وقتی دمای شهر بالا میرود، واکنشهای شیمیایی در هوا سریعتر اتفاق میافتند و آلایندههایی مثل ازن سطح زمین بیشتر تولید میشوند. این آلایندهها برای کودکان، سالمندان و کسانی که مشکل تنفسی دارند خطرناک هستند. ضمنا گرما باعث میشود هوا در لایههای پایینی گیر بیفتد و آلودگی پخش نشود، پس کیفیت هوا در مناطق مرکزی روز به روز بدتر میشود.
حالا چه باید کرد؟ کارهایی هست که میتواند کمک کند. اول اینکه در سطوح جدید شهر از مصالحی استفاده کنیم که حرارت کمتری جذب میکنند، مثلا رنگهای روشنتر یا مصالح نفوذپذیر. دوم اینکه درختکاری در خیابانهای اصلی را جدی بگیریم و راههایی بسازیم که هوای خنک حومه بتواند جریان پیدا کند و به مرکز شهر برسد. سوم اینکه در ساختمانهای جدید، سقفهای سبز را تشویق کنیم تا خود ساختمانها هم سهمی در خنکسازی محیط داشته باشند.
یک کار مهم دیگر هم نصب دستگاههای اندازهگیری دما در نقاط مختلف شهر است. وقتی بدانیم کجاها گرمتر است، میتوانیم همانجا را اولویت بگذاریم و مثلا یک فضای سبز جدید بسازیم یا آسفالت آن محله را با مصالح خنکتر جایگزین کنیم. به جای حدس و گمان، با داده واقعی تصمیم بگیریم.
در نهایت، گرمتر شدن وسط شهر یک سرنوشت اجتنابناپذیر نیست. این پدیده بیشتر نتیجه شیوهای است که شهر را ساختهایم. اگر مدیریت شهری بتواند میان سطوح سخت و فضای سبز تعادل برقرار کند، مصالح درست انتخاب کند و راههای تهویه طبیعی شهر را حفظ کند، شهر خنکتر، سالمتر و کمهزینهتر خواهد بود. شهری که با طبیعت همراه باشد، نه شهری که با آن بجنگد.
دیدگاهتان را بنویسید