از سفرههای کوچک تا اضطرابهای بزرگ؛ سلامت روان ایرانیان چگونه است؟
دلار بالا میرود، مسئولیت پاسکاری میشود؛ درد مردم بالاخره به چه کسی ربط دارد؟
به گزارش آذربایجان آنلاین، صلهرحم سالها بخشی از زندگی اجتماعی ایرانیان بود؛ رابطهای که فقط به دیدارهای نوروزی یا مراسم خانوادگی محدود نمیشد و بخشی از شبکه حمایت میان اعضای خانواده را شکل میداد.
اما سبک زندگی خانوادهها تغییر کرده است.
امروز ممکن است اعضای یک خانواده در شهرهای مختلف زندگی کنند، ساعات کاری متفاوتی داشته باشند، فرزندان درگیر مدرسه و کلاس باشند و بخش قابلتوجهی از ارتباطات نیز از طریق تلفن، پیامرسانها و شبکههای اجتماعی انجام شود.
در چنین شرایطی، دیدار با اقوام دیگر همیشه یک اتفاق خودجوش نیست؛ گاهی باید برای آن زمان پیدا کرد، برنامه ریخت و هزینه پرداخت.
مهمانی دیگر بیهزینه نیست
برای یک خانواده، رفتن به خانه اقوام فقط یک دیدار ساده نیست. هزینه رفتوآمد، پذیرایی، خرید و زمانی که برای رفتوبرگشت صرف میشود، همه بخشی از هزینه این رابطه هستند.
مهمانیای که زمانی میتوانست با یک چای و دورهمی ساده شکل بگیرد، در برخی خانوادهها به پذیرایی مفصلتر، خرید و صرف زمان بیشتری نیاز دارد.
در شرایطی که خانواده با هزینههای روزمره دستوپنجه نرم میکند، طبیعی است که برخی دیدوبازدیدها به مناسبتهای خاص محدود شوند.
البته نمیتوان گرانی را علت قطعی کاهش صلهرحم دانست؛ برای چنین نتیجهای به پیمایش مستقیم و بهروز درباره دفعات دیدوبازدید و دلایل کاهش یا افزایش آن نیاز است. اما فشار اقتصادی میتواند یکی از عواملی باشد که زمان و هزینه اختصاصیافته به روابط اجتماعی را تحت تأثیر قرار میدهد.
وقت نداریم؛ حتی برای نزدیکترینها
مشکل فقط پول نیست؛ زمان هم به یک دارایی کمیاب تبدیل شده است.
کار، رفتوآمد، تحصیل، مراقبت از فرزندان و خستگی روزانه میتواند زمان آزاد اعضای خانواده را محدود کند.
در زندگی شهری، فاصله محل کار و خانه نیز گاهی باعث میشود دیدار با اقوام نیازمند هماهنگی چند نفر باشد. وقتی پیدا کردن یک زمان مشترک سخت میشود، دیدار هم ممکن است مرتب به هفته بعد و ماه بعد موکول شود.
به این ترتیب، دیدار خانوادگی از یک رفتار روزمره به برنامهای تبدیل میشود که باید برایش «وقت پیدا کرد».
گوشی جای فامیل را نگرفته؛ شکل رابطه را عوض کرده است
در سوی دیگر، فناوری ارتباط با اقوام را آسانتر کرده است.
یک پیام، تماس تصویری، عکس یا تبریک مناسبتی میتواند فاصله میان اعضای خانواده را کمتر کند. فرد ممکن است از زندگی روزمره دهها نفر از بستگان خود خبر داشته باشد، بدون اینکه ماهها آنها را از نزدیک دیده باشد.
بنابراین مسئله الزاماً قطع ارتباط نیست؛ بخشی از ارتباط خانوادگی از فضای حضوری به فضای دیجیتال منتقل شده است.
اما میان «ارتباط» و «حضور» تفاوت وجود دارد.
ارتباط دیجیتال میتواند رابطهای را که به دلیل فاصله جغرافیایی دشوار شده حفظ کند، اما لزوماً جای دیدار حضوری و تجربههای مشترک را نمیگیرد.
شهرها بزرگتر شدند، خانوادهها دورتر
فاصله جغرافیایی نیز یکی از عوامل مهم در تغییر روابط خانوادگی است.
فرزند ممکن است برای تحصیل یا کار به شهر دیگری برود، خواهر و برادرها در استانهای مختلف زندگی کنند و نسلهای مختلف یک خانواده دیگر در یک محله یا حتی یک شهر کنار هم نباشند.
در این شرایط، یک دیدار خانوادگی فقط چند ساعت زمان نمیخواهد؛ ممکن است به بلیت، مرخصی، هزینه سفر و چند ساعت رفتوآمد نیاز داشته باشد.
پژوهشهای انجامشده درباره روابط چندنسلی در ایران نیز بر اهمیت نزدیکی جغرافیایی فرزندان بزرگسال به والدین سالمند در ارتباطات خانوادگی تأکید کردهاند؛ هرچند یافتههای مطالعات محلی را نمیتوان بدون احتیاط به کل کشور تعمیم داد.
خانواده کوچکتر؛ فامیل دورتر
در خانواده گسترده، کودک فقط با پدر و مادر خود در ارتباط نبود؛ عمه، دایی، عمو، خاله، پدربزرگ و مادربزرگ نیز بخشی از شبکه اجتماعی او بودند.
اما با کوچکتر شدن خانوادهها و حرکت بخشی از خانوادهها به سمت ساختار هستهایتر، بخش بیشتری از روابط روزمره حول اعضای نزدیکتر خانواده شکل میگیرد.
این تغییر به معنای از بین رفتن روابط فامیلی نیست، اما میتواند تعداد موقعیتهای طبیعی برای دیدار و ارتباط را کاهش دهد.
وقتی دیدار دیگر بهصورت خودکار اتفاق نمیافتد و نیازمند برنامهریزی است، احتمال به تعویق افتادن آن نیز بیشتر میشود.
همیشه پای پول و مشغله در میان نیست
گاهی فاصله میان اعضای خانواده نه اقتصادی است و نه جغرافیایی؛ عاطفی است.
یک اختلاف قدیمی، دخالت در زندگی خصوصی، مسائل مالی و ارث، اختلاف میان زوجها، مقایسه فرزندان یا یک سوءتفاهم میتواند رابطهای را که سالها برقرار بوده، آرامآرام سرد کند.
ممکن است دو نفر در یک شهر و حتی در فاصلهای نزدیک زندگی کنند، اما مدتها یکدیگر را نبینند.
در چنین شرایطی، کاهش دیدار الزاماً به معنای بیتفاوتی نیست؛ گاهی فرد برای جلوگیری از تنش، فاصله بیشتری ایجاد میکند.
بنابراین نمیتوان هر کاهش رفتوآمدی را به بیارزش شدن خانواده نسبت داد؛ کیفیت رابطه نیز به اندازه تعداد دیدارها اهمیت دارد.
سالمندانی که فامیل را کمتر میبینند
کاهش ارتباط خانوادگی برای همه اعضای خانواده پیامد یکسانی ندارد.
برای یک فرد جوان، ندیدن یکی از اقوام ممکن است فقط به معنای عقب افتادن یک مهمانی باشد؛ اما برای سالمندی که شبکه اجتماعی محدودتری دارد، تماس با فرزندان و بستگان میتواند بخشی از حمایت اجتماعی او باشد.
مطالعات انجامشده درباره سالمندان در ایران نشان دادهاند که تماس با اعضای خانواده با دریافت حمایت اجتماعی ارتباط دارد و کیفیت روابط خانوادگی نیز با برداشت سالمندان از حمایت اجتماعی مرتبط است.
این یعنی صلهرحم برای برخی سالمندان فقط یک سنت فرهنگی نیست؛ میتواند بخشی از شبکه حمایتی زندگی آنها باشد.
وقتی بچهها فامیلشان را فقط در عکسها میبینند
کاهش دیدار فقط رابطه امروز را تغییر نمیدهد؛ میتواند رابطه نسل بعد با شبکه خویشاوندی را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
کودکی که عمو، خاله، دایی، پدربزرگ یا مادربزرگ خود را بهندرت میبیند، فرصت کمتری برای ساختن خاطره و شکل دادن به یک رابطه مستقل با آنها دارد.
روابط خانوادگی فقط با دانستن اسمها ساخته نمیشوند؛ با دیدار، تجربه مشترک و خاطره شکل میگیرند.
وقتی دیدارها از هر هفته به چند بار در سال کاهش پیدا میکنند، ممکن است فامیل از یک شبکه زنده و روزمره به مجموعهای از آدمهایی تبدیل شود که نامشان را میدانیم، اما از زندگیشان خبر چندانی نداریم.
صلهرحم نمرده؛ اما خودبهخود برنمیگردد
آنچه امروز در روابط خانوادگی دیده میشود را نمیتوان فقط به «بیتوجه شدن مردم به خانواده» تقلیل داد.
خانواده ایرانی همزمان با تغییرات مختلفی روبهروست؛ سبک زندگی شهری، فاصله جغرافیایی، کوچکتر شدن خانواده، تغییر الگوی اشتغال و اوقات فراغت، گسترش ارتباطات دیجیتال و البته اختلافات و تنشهای درونخانوادگی.
از سوی دیگر، روابط خانوادگی همچنان برای حمایت اجتماعی اهمیت دارند؛ بهخصوص برای سالمندان.
بنابراین مسئله فقط این نیست که چرا مردم کمتر به فامیل سر میزنند.
مسئله این است که چه چیزی دیدن نزدیکترین آدمهای زندگی را از یک رفتار طبیعی به کاری تبدیل کرده که برای انجامش باید وقت، پول، هماهنگی و حتی انگیزه پیدا کرد؟
پاسخ به این سؤال، صلهرحم را از یک توصیه اخلاقی ساده فراتر میبرد و آن را به مسئلهای اجتماعی درباره اقتصاد خانواده، زمان، مهاجرت، سبک زندگی و کیفیت روابط انسانی تبدیل میکند.
دیدگاهتان را بنویسید