از سفرههای کوچک تا اضطرابهای بزرگ؛ سلامت روان ایرانیان چگونه است؟
دلار بالا میرود، مسئولیت پاسکاری میشود؛ درد مردم بالاخره به چه کسی ربط دارد؟
به گزارش آذربایجانآنلاین، پایان در ابتدای مسئولیت خود با حمایت و خوشبینی بخشی از جامعه فرهنگی استان روبهرو بود؛ انتظار این بود که ادارهکل ارشاد به نهادی فراگیر برای تمام رسانهها، هنرمندان، نویسندگان و مجموعههای فرهنگی تبدیل شود، اما اکنون انتقادهایی درباره نحوه توزیع حمایتها، صدور مجوزها و دسترسی فعالان مختلف به امکانات این ادارهکل مطرح است.
یکی از مهمترین گلایهها، شکلگیری این تصور در میان بخشی از فعالان فرهنگی و رسانهای است که برخی افراد و مجموعهها بیش از دیگران مورد توجه قرار گرفتهاند؛ موضوعی که اگرچه برای اثبات آن نیاز به انتشار آمار و مستندات وجود دارد، اما تکرار چنین انتقادهایی، ضرورت شفافسازی از سوی مدیریت ارشاد را دوچندان کرده است.
منتقدان میپرسند طی دو سال گذشته چه تعداد مجوز صادر شده، حمایتهای مالی و غیرمالی به چه اشخاص و مجموعههایی تعلق گرفته، سهم رسانهها و هنرمندان مختلف از امکانات موجود چه میزان بوده و معیار انتخاب افراد برای بهرهمندی از امتیازات فرهنگی و رسانهای چه بوده است؟
از سوی دیگر، برخی فعالان این حوزه نسبت به تغییر در برخی چارچوبهای عرفی، حرفهای و فرهنگی در دوره مدیریت فعلی نیز انتقاد دارند و معتقدند ادارهکل ارشاد باید درباره سیاستهایی که طی این مدت دنبال کرده، توضیح روشنتری به افکار عمومی ارائه کند.
مسئله صرفاً نقد یک مدیر نیست؛ بحث بر سر نهادی است که وظیفه دارد بدون نگاه سلیقهای، خانه همه اهالی فرهنگ، هنر و رسانه استان باشد. اگر چنین عدالت و فراگیریای در دو سال گذشته برقرار بوده، بهترین پاسخ انتشار شفاف کارنامه عملکرد، فهرست حمایتها، مجوزها و نحوه توزیع امکانات است.
اکنون و پس از گذشت بخش قابل توجهی از دوران مدیریت نعمتالله پایان، این پرسش جدیتر از گذشته مطرح است که آیا ادارهکل فرهنگ و ارشاد اسلامی آذربایجانشرقی توانسته است نماینده و حامی همه جامعه فرهنگی استان باشد یا تنها بخشی از این جامعه خود را در دایره توجه مدیریت دیدهاند؟
پاسخ به این پرسش، بیش از هر سخن و دفاعی، به انتشار یک کارنامه شفاف و قابل سنجش نیاز دارد.
دیدگاهتان را بنویسید