پنجشنبه / ۷ خرداد / ۱۴۰۵ Thursday / 28 May / 2026
×
تهران - آذربایجان آنلاین - افشای بخشی از سناریوهای طراحی‌شده اسرائیل برای دوران پس از حمله به ایران، بار دیگر ابعاد فراتر از یک درگیری نظامی را آشکار کرده است. گزارش تازه نیویورک‌تایمز نشان می‌دهد تل‌آویو و متحدانش صرفاً به دنبال ضربه نظامی محدود نبوده‌اند، بلکه هم‌زمان روی پروژه بی‌ثبات‌سازی ساختار سیاسی ایران و طراحی نظم جایگزین پس از جنگ نیز کار کرده‌اند؛ سناریویی که به نوشته این روزنامه، حتی نام محمود احمدی‌نژاد را نیز وارد محاسبات پیچیده جنگی کرده بود.
پشت‌پرده عجیب طرح اسرائیل برای ایران؛ نیویورک‌تایمز از سناریوی «احمدی‌نژاد پس از جنگ» پرده برداشت

به گزارش آذربایجان آنلاین، روزنامه نیویورک‌تایمز در گزارشی تازه ادعا کرد یکی از طرح‌های جنگی تدوین‌شده از سوی اسرائیل، بر ایجاد ساختار سیاسی جایگزین در ایران پس از شهادت رهبر جمهوری اسلامی و برخی مقام‌های ارشد کشور متمرکز بوده است.

بر اساس این گزارش، در بخشی از این سناریو، نام محمود احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهور پیشین ایران، به‌عنوان یکی از گزینه‌های احتمالی برای ایفای نقش در ساختار سیاسی پس از جنگ مطرح شده بود.

نیویورک‌تایمز مدعی شده احمدی‌نژاد درباره این طرح مورد مشورت قرار گرفته بود، اما پس از زخمی شدن در جریان حمله‌ای در تهران که هدف آن «خارج کردن او از حصر خانگی» عنوان شده، نسبت به این پروژه دچار تردید شد و پس از آن نیز از انظار عمومی فاصله گرفت.

این روزنامه آمریکایی تأکید کرده است انتخاب احمدی‌نژاد برای چنین نقشی، تصمیمی «غیرمعمول» محسوب می‌شد؛ زیرا او با وجود اختلاف‌های گسترده با برخی جریان‌های داخلی جمهوری اسلامی، همواره از برنامه هسته‌ای ایران حمایت کرده و مواضعی تند علیه اسرائیل داشته است.

طبق این گزارش، طرح اسرائیل صرفاً محدود به حملات نظامی مستقیم نبود، بلکه شامل سناریویی چندمرحله‌ای برای فروپاشی ساختار سیاسی و امنیتی ایران نیز می‌شد.

نیویورک‌تایمز نوشته مرحله نخست این طرح شامل حملات هوایی گسترده آمریکا و اسرائیل علیه زیرساخت‌ها و فرماندهان ارشد جمهوری اسلامی بود؛ حملاتی که قرار بود هم‌زمان با ایجاد بی‌ثباتی داخلی و فعال‌سازی برخی نیروهای مسلح ضدایرانی، شرایط را برای فروپاشی ساختار حکمرانی در ایران فراهم کند.

این روزنامه همچنین مدعی شده بود بخشی از طرح اسرائیل، بر استفاده از نیروهای کُرد برای گسترش درگیری‌ها در داخل ایران متمرکز بوده؛ سناریویی که در نهایت عملیاتی نشد.

اهمیت این افشاگری در آن است که نشان می‌دهد پروژه آمریکا و اسرائیل علیه ایران، فراتر از یک تقابل نظامی کلاسیک طراحی شده بود و ابعاد سیاسی، امنیتی و حتی مهندسی قدرت در دوران پس از جنگ را نیز در بر می‌گرفت.

در واقع، آنچه اکنون از طریق رسانه‌های غربی منتشر می‌شود، تا حد زیادی روایت رسمی تهران درباره ماهیت جنگ اخیر را تأیید می‌کند؛ اینکه هدف صرفاً محدودسازی توان نظامی یا هسته‌ای ایران نبوده، بلکه پروژه‌ای گسترده‌تر برای ایجاد آشوب، فروپاشی ساختار سیاسی و تغییر موازنه داخلی در جمهوری اسلامی دنبال می‌شده است.

از منظر تحلیلی، اشاره به طراحی سناریوی «دولت جایگزین» برای ایران، نشان می‌دهد بخشی از محاسبات واشنگتن و تل‌آویو مبتنی بر این تصور بوده که فشار هم‌زمان نظامی، اقتصادی و روانی می‌تواند در مدت کوتاهی ساختار سیاسی جمهوری اسلامی را دچار فروپاشی کند.

اما تحولات میدانی و سیاسی ماه‌های اخیر، برخلاف این برآوردها پیش رفت.

برخی رسانه‌های غربی و حتی محافل امنیتی آمریکا اکنون اذعان می‌کنند برآورد اولیه درباره سرعت فروپاشی ایران یا ناتوانی تهران در حفظ انسجام داخلی، دقیق نبوده است.

نیویورک‌تایمز پیش‌تر نیز گزارش داده بود بخش مهمی از زیرساخت‌های موشکی و دفاعی ایران پس از حملات اولیه دوباره فعال شده و تهران همچنان توان اثرگذاری بر معادلات منطقه‌ای را حفظ کرده است.

هم‌زمان، روزنامه واشنگتن‌پست نیز اخیراً هشدار داده بود هیچ‌یک از گزینه‌های نظامی موجود علیه ایران، راه‌حلی کم‌هزینه و قابل اطمینان برای آمریکا و اسرائیل محسوب نمی‌شود.

در همین چارچوب، برخی تحلیلگران معتقدند انتشار تدریجی این نوع گزارش‌ها در رسانه‌های آمریکایی، بازتاب اختلافات داخلی در واشنگتن و تل‌آویو درباره نحوه مدیریت بحران ایران نیز هست.

بخشی از جریان‌های سیاسی و امنیتی غرب اکنون معتقدند محاسبات اولیه درباره ایران بیش از حد خوش‌بینانه بوده و نه‌تنها ساختار سیاسی جمهوری اسلامی فرو نپاشیده، بلکه جنگ باعث افزایش انسجام امنیتی و سیاسی در داخل ایران شده است.

از سوی دیگر، اشاره نیویورک‌تایمز به موضوع استفاده از نیروهای کُرد در طرح جنگی اسرائیل، حساسیت ویژه‌ای در فضای منطقه‌ای دارد.

در سال‌های گذشته، جمهوری اسلامی بارها برخی جریان‌های مسلح ضدایرانی را به همکاری امنیتی با اسرائیل و برخی سرویس‌های اطلاعاتی غربی متهم کرده
بود؛ ادعاهایی که همواره از سوی طرف‌های مقابل رد می‌شد.

اکنون اما انتشار چنین گزارش‌هایی، دست‌کم بخشی از نگرانی‌های امنیتی مطرح‌شده در تهران را قابل فهم‌تر می‌کند.

از منظر منطقه‌ای نیز افشای سناریوهای مربوط به فروپاشی ساختار سیاسی ایران، می‌تواند نگرانی کشورهای منطقه درباره تبعات بی‌ثباتی در ایران را افزایش دهد.

ایران تنها یک بازیگر منطقه‌ای نیست، بلکه بخش مهمی از امنیت انرژی، تجارت و موازنه ژئوپلیتیکی خاورمیانه به ثبات آن گره خورده است.

بر اساس داده‌های بین‌المللی، بخش قابل توجهی از صادرات نفت و گاز جهان از منطقه خلیج فارس و تنگه هرمز عبور می‌کند و هرگونه آشوب گسترده در ایران می‌تواند کل منطقه را وارد بحرانی عمیق و غیرقابل پیش‌بینی کند.

به همین دلیل، بسیاری از کشورهای منطقه حتی در اوج تنش‌ها نیز نسبت به سناریوی فروپاشی یا بی‌ثبات‌سازی ایران با احتیاط نگاه کرده‌اند.
جنگ علیه ایران، تنها یک عملیات نظامی محدود طراحی نشده بود، بلکه پروژه‌ای چندلایه برای تغییر معادلات داخلی و منطقه‌ای جمهوری اسلامی به شمار می‌رفت. با این حال، آنچه امروز از دل رسانه‌های آمریکایی منتشر می‌شود، نشان می‌دهد بخش مهمی از این محاسبات نه‌تنها محقق نشده، بلکه در مواردی نتیجه‌ای معکوس به همراه داشته و ارزیابی‌ها درباره میزان تاب‌آوری و انسجام ساختار ایران را با چالش جدی روبه‌رو کرده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *