اینستاگرام؛ دادگاهی که شبانهروز در آن محاکمه و شکنجه میشوید
برخط یا آنلاین؛ کاربران در سرگردانی پیامرسانهای داخلی و خارجی
به گزارش آذربایجان آنلاین، اظهارات تازه دونالد ترامپ درباره مذاکرات با ایران، تنها یک موضعگیری معمولی در قبال تهران نبود؛ بلکه بازتابی از اختلافات عمیق سیاسی در داخل آمریکا بر سر نحوه مواجهه با جمهوری اسلامی ایران محسوب میشود. رئیسجمهور آمریکا در پیامی در شبکه تروث سوشیال تأکید کرد که ایران همچنان خواهان توافق است و دستیابی به چنین توافقی میتواند به سود آمریکا و متحدانش باشد، اما در عین حال از سیاستمداران هر دو حزب جمهوریخواه و دموکرات خواست از دخالت در روند تصمیمگیری دولت درباره ایران خودداری کنند.
ترامپ در این پیام به شکلی غیرمستقیم از فضای متناقض حاکم بر سیاست آمریکا انتقاد کرد؛ فضایی که به گفته او برخی چهرههای سیاسی در آن، همزمان از تسریع مذاکرات، تشدید فشارها، اقدام نظامی و پرهیز از جنگ سخن میگویند. این تناقضها از نگاه رئیسجمهور آمریکا نه تنها روند تصمیمگیری را دشوار کرده، بلکه دستیابی به یک راهبرد منسجم در قبال ایران را نیز با مشکل مواجه ساخته است.
اهمیت این اظهارات زمانی بیشتر میشود که بدانیم مذاکرات کنونی در مرحلهای قرار گرفته که اختلافها دیگر بر سر آغاز گفتوگو نیست، بلکه بر سر جزئیات توافق احتمالی و نحوه اجرای تعهدات متمرکز شده است. در چنین شرایطی، هرگونه اختلاف در داخل ساختار سیاسی آمریکا میتواند مستقیماً بر روند مذاکرات اثر بگذارد.
برخی رسانههای آمریکایی در هفتههای اخیر گزارش دادهاند که بخشی از جمهوریخواهان از ترامپ میخواهند موضع سختگیرانهتری در قبال ایران اتخاذ کند و از هرگونه توافقی که به آزادسازی منابع مالی ایران یا کاهش تحریمها منجر شود، اجتناب کند. در مقابل، گروهی دیگر معتقدند ادامه تنش و بیثباتی در منطقه هزینههای اقتصادی و سیاسی سنگینی برای آمریکا به همراه خواهد داشت و دستیابی به توافق، گزینهای کمهزینهتر و منطقیتر است.
همین اختلاف دیدگاهها باعث شده پرونده ایران به یکی از موضوعات مورد مناقشه در فضای سیاسی آمریکا تبدیل شود. بهویژه در شرایطی که انتخابات میاندورهای کنگره در پیش است و دولت آمریکا همزمان با فشار افکار عمومی درباره قیمت انرژی، هزینههای نظامی و وضعیت اقتصاد داخلی مواجه شده است.
در واقع، برخلاف آنچه برخی جریانهای سیاسی در آمریکا تلاش میکنند القا کنند، مسئله ایران صرفاً یک پرونده امنیتی یا هستهای نیست. این پرونده امروز به موضوعی تبدیل شده که بر بازار انرژی، سیاست خارجی، رقابتهای انتخاباتی و حتی وضعیت اقتصادی آمریکا تأثیر مستقیم دارد.
در مقابل، مواضع اخیر مقامهای آمریکایی نیز نشان میدهد با وجود تمامی اختلافات و تنشهای موجود، واشنگتن همچنان مسیر دیپلماسی را باز نگه داشته است. استیو ویتکاف، نماینده ویژه دونالد ترامپ در مذاکرات، اخیراً گفته بود:
«ما معتقدیم راهحل دیپلماتیک همچنان در دسترس است و اگر دو طرف اراده سیاسی لازم را داشته باشند، امکان رسیدن به توافق وجود دارد.»
این اظهارات در حالی مطرح شده که طی هفتههای اخیر برخی جریانهای سیاسی در آمریکا خواستار افزایش فشارها و حتی کنار گذاشتن مسیر مذاکرات بودهاند. با این حال، سخنان ویتکاف نشان میدهد بخشی از تیم مذاکرهکننده آمریکایی همچنان معتقد است پرونده ایران از طریق گفتوگو قابل مدیریت است.
همزمان، دونالد ترامپ نیز در تازهترین اظهارات خود تأکید کرده بود:
«فکر میکنم ایران خواهان توافق است و ما به دستیابی به یک توافق بسیار خوب نزدیک شدهایم.»
اهمیت این موضعگیری از آن جهت است که در شرایطی بیان شده که همزمان تهدیدهای سیاسی و نظامی علیه ایران نیز ادامه دارد. همین تناقض آشکار نشان میدهد دولت آمریکا از یک سو تلاش میکند اهرم فشار را حفظ کند و از سوی دیگر نمیخواهد فرصت دستیابی به توافقی که بتواند آن را یک موفقیت سیاسی معرفی کند، از دست بدهد.
بسیاری از تحلیلگران آمریکایی نیز معتقدند کاخ سفید در شرایط کنونی بیش از هر زمان دیگری نیازمند یک دستاورد در سیاست خارجی است و به همین دلیل، با وجود اختلافات جدی بر سر موضوعاتی مانند تحریمها، داراییهای بلوکهشده ایران، برنامه هستهای و ترتیبات امنیتی تنگه هرمز، همچنان بر ادامه مذاکرات تأکید میکند.
همزمان، اختلافات اصلی میان دو طرف همچنان پابرجاست. رفع تحریمها، آزادسازی داراییهای بلوکهشده ایران، نحوه مدیریت پرونده هستهای و ترتیبات امنیتی مرتبط با تنگه هرمز از جمله مهمترین موضوعاتی هستند که هنوز درباره آنها توافق نهایی حاصل نشده است.
در میان این موارد، مسئله داراییهای بلوکهشده ایران از اهمیت ویژهای برخوردار است. تهران معتقد است این منابع متعلق به ملت ایران است و آزادسازی آنها نباید به عنوان امتیاز سیاسی از سوی آمریکا تلقی شود. در مقابل، برخی جریانها در واشنگتن تلاش میکنند این موضوع را به سایر پروندههای مورد اختلاف گره بزنند؛ موضوعی که روند مذاکرات را پیچیدهتر کرده است.
از سوی دیگر، مسئله تنگه هرمز نیز به یکی از متغیرهای مهم در معادلات سیاسی آمریکا تبدیل شده است. بخش مهمی از صادرات انرژی جهان از این مسیر عبور میکند و هرگونه تنش در آن میتواند مستقیماً بر قیمت نفت و سوخت در آمریکا اثر بگذارد. به همین دلیل، دولت ترامپ علاوه بر فشارهای سیاسی داخلی، با فشارهای اقتصادی ناشی از نگرانی بازارهای جهانی نیز مواجه است.
برخی تحلیلگران آمریکایی معتقدند دلیل اصلی تأکید ترامپ بر دستیابی به توافق، تنها مسائل امنیتی نیست؛ بلکه جلوگیری از بروز شوکهای جدید در بازار انرژی و کاهش تبعات اقتصادی بحران برای دولت آمریکا نیز در این تصمیم نقش دارد. به بیان دیگر، کاخ سفید امروز با مجموعهای از ملاحظات امنیتی، اقتصادی و سیاسی روبهرو است که تصمیمگیری درباره ایران را پیچیدهتر از گذشته کرده است.
نکته قابل توجه این است که ترامپ با وجود تمامی تهدیدها و مواضع تند سیاسی، همچنان از توافق سخن میگوید. این مسئله از نگاه بسیاری از ناظران نشان میدهد حتی در واشنگتن نیز این جمعبندی وجود دارد که راهحل نهایی پرونده ایران صرفاً از مسیر فشار و تقابل عبور نمیکند.
در همین حال، تحولات میدانی ماههای اخیر نیز نشان داده است که نه سیاست فشار حداکثری توانسته اهداف اعلامی آمریکا را محقق کند و نه گزینههای نظامی توانستهاند معادلات را به سود واشنگتن تغییر دهند. به همین دلیل، دیپلماسی همچنان به عنوان اصلیترین مسیر مدیریت اختلافات باقی مانده است.
مجموعه این تحولات نشان میدهد مذاکرات ایران و آمریکا اکنون وارد مرحلهای شده که موانع آن تنها در میز گفتوگو میان تهران و واشنگتن خلاصه نمیشود. اختلافات درون ساختار سیاسی آمریکا، فشارهای انتخاباتی، نگرانیهای اقتصادی و رقابت میان جریانهای مختلف قدرت در واشنگتن نیز به بخشی از معادله تبدیل شدهاند. به همین دلیل، سرنوشت مذاکرات نه تنها به تصمیمات دو طرف، بلکه به میزان توانایی دولت آمریکا در مدیریت شکافهای داخلی خود نیز وابسته خواهد بود؛ شکافهایی که به نظر میرسد بیش از هر زمان دیگری در پرونده ایران آشکار شدهاند و حتی از نگاه خود ترامپ نیز به یکی از موانع اصلی مسیر توافق تبدیل شدهاند.
دیدگاهتان را بنویسید