از سفرههای کوچک تا اضطرابهای بزرگ؛ سلامت روان ایرانیان چگونه است؟
دلار بالا میرود، مسئولیت پاسکاری میشود؛ درد مردم بالاخره به چه کسی ربط دارد؟
به گزارش آذربایجانآنلاین، پس از به توپ بسته شدن مجلس در دوره محمدعلیشاه قاجار، تبریز به یکی از اصلیترین کانونهای مقاومت مشروطهخواهان تبدیل شد. نبردهای این شهر حدود ۱۱ ماه ادامه یافت و از بهمن ۱۲۸۷، محاصره کامل تبریز شرایط زندگی مردم را بهشدت دشوار کرد.
راههای تأمین آذوقه بسته شده بود و هزاران نفر با کمبود شدید مواد غذایی روبهرو شدند. منابع تاریخی از گرسنگی گسترده، بیماری و مرگ در شهر سخن گفتهاند و در روایتهای تاریخی حتی به روی آوردن برخی مردم به خوردن علف و یونجه برای زنده ماندن اشاره شده است.
اسماعیل امیرخیزی، از نزدیکان و مشاوران ستارخان و نویسنده کتاب «قیام آذربایجان و ستارخان»، از مهمترین راویان آن روزهای تبریز است؛ شخصی که در جریان مبارزات در کنار سردار ملی حضور داشت و بعدها بخشی از جزئیات آن دوران را ثبت کرد.
در نخستین مراحل نبرد، شرایط تا جایی پیش رفت که در بخشهایی از تبریز پرچمهای سفید به نشانه تسلیم بالا رفت. منابع تاریخی نوشتهاند باقرخان نیز پس از روزهای سنگین درگیری مدتی از ادامه مقاومت عقب نشست، اما ستارخان در امیرخیز ایستاد و با پایین آوردن پرچمهای سفید، جریان مقاومت را دوباره تقویت کرد.
این ایستادگی تنها به دفاع از یک محله محدود نماند. ستارخان و باقرخان در ماههای بعد به دو چهره اصلی نیروهای مشروطهخواه تبریز تبدیل شدند و تلاش کردند راههای محاصرهشده شهر را برای رساندن آذوقه باز کنند؛ تلاشهایی که با وجود تلفات سنگین، مقاومت تبریز را ادامه داد.
در نهایت محاصره با ورود نیروهای روسیه به تبریز در بهار ۱۲۸۸ پایان یافت؛ اما مقاومت طولانی مردم و مشروطهخواهان تبریز نقشی مهم در ادامه حیات جنبش مشروطه داشت و نام ستارخان را به یکی از ماندگارترین چهرههای این دوره تبدیل کرد.
بیش از یک قرن از آن روزها گذشته است، اما روایت تبریز محاصرهشده هنوز با نام ستارخان گره خورده؛ شهری که گرسنگی و جنگ را تحمل کرد و سرداری که در یکی از دشوارترین مقاطع تاریخ مشروطه، تسلیم شدن را نپذیرفت.
دیدگاهتان را بنویسید