تهران ـ آذربایجان آنلاین ـ نشست اخیر گروه هفت را میتوان یکی از مهمترین صحنههای بروز شکاف در جبهه غربی پیرامون جنگ تحمیلی علیه ایران دانست؛ جایی که حضور مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، نهتنها به تثبیت اجماع علیه ایران منجر نشد، بلکه نشانههایی آشکار از تردید، بیاعتمادی و حتی نارضایتی در میان متحدان سنتی واشنگتن را عیان کرد. آنچه در حاشیه و متن این نشست رخ داد، صرفاً یک اختلاف تاکتیکی نبود، بلکه بازتاب یک نگرانی عمیقتر در اروپا نسبت به تبعات راهبردی، اقتصادی و امنیتی سیاستهای آمریکا و رژیم صهیونیستی در قبال ایران است.
به گزارش آذربایجان آنلاین، بر اساس گزارشهای منتشرشده، روبیو تلاش کرده روایت واشنگتن از جنگ را بهعنوان یک اقدام در راستای «امنیت جهانی» و «حفاظت از جریان انرژی» به دیگر اعضا بقبولاند، اما با فضایی سرد و محتاطانه مواجه شده است. این واکنش را باید در بستر چند واقعیت مهم تحلیل کرد. نخست اینکه بسیاری از کشورهای اروپایی اساساً در جریان جزئیات تصمیمگیری برای آغاز این درگیری قرار نگرفتهاند و خود را در برابر یک واقعیت تحمیلشده میبینند؛ موضوعی که بهویژه از سوی فرانسه بهصورت ضمنی مورد انتقاد قرار گرفته است. این مسئله، پایههای اعتماد درون ائتلاف غربی را دچار خدشه کرده و این پرسش را در ذهن متحدان آمریکا ایجاد کرده که آیا واشنگتن همچنان به اصول هماهنگی و شراکت پایبند است یا مسیر یکجانبهگرایی را در پیش گرفته است. دومین عامل، هزینههای سنگین اقتصادی این جنگ برای اروپا است. افزایش بیسابقه قیمت انرژی، اختلال در مسیرهای حیاتی انتقال نفت و گاز و فشار مضاعف بر اقتصادهای اروپایی که هنوز از تبعات بحرانهای قبلی عبور نکردهاند، باعث شده بسیاری از دولتها ادامه این روند را تهدیدی مستقیم برای ثبات داخلی خود بدانند. وقتی مقامات اروپایی بهصراحت از ناتوانی در جبران افزایش قیمتها سخن میگویند، به این معناست که همراهی بیقید و شرط با سیاستهای آمریکا، دیگر یک گزینه کمهزینه محسوب نمیشود. در چنین شرایطی، طبیعی است که رویکرد محتاطانه و حتی انتقادی نسبت به ادامه جنگ شکل بگیرد. عامل سوم، نگرانی از گسترش دامنه درگیری است. برخلاف روایت رسمی آمریکا که تلاش دارد جنگ را محدود و کنترلشده نشان دهد، بسیاری از تحلیلگران و مقامات اروپایی بر این باورند که هرگونه تشدید تنش با ایران میتواند بهسرعت به یک بحران منطقهای فراگیر تبدیل شود؛ بحرانی که نهتنها خاورمیانه، بلکه امنیت انرژی و تجارت جهانی را تحت تأثیر قرار میدهد. اهمیت راهبردی تنگه هرمز در این میان، بهعنوان یکی از اصلیترین گلوگاههای انتقال انرژی جهان، باعث شده هرگونه بیثباتی در این منطقه بهصورت مستقیم به اقتصاد اروپا منتقل شود. در این چارچوب، تلاش روبیو برای جلب حمایت بیشتر، عملاً با یک واقعیت پیچیده مواجه شده است: متحدان آمریکا حاضر نیستند هزینههای جنگی را بپردازند که در طراحی و آغاز آن نقشی نداشتهاند و در عین حال، منافع مستقیمی نیز از آن عایدشان نمیشود. این همان نقطهای است که شکاف در جبهه غربی را از سطح اختلاف نظر به سطح واگرایی راهبردی ارتقا میدهد. برای جمهوری اسلامی ایران، این وضعیت حامل چند پیام کلیدی است. نخست اینکه راهبرد فشار حداکثری آمریکا، علیرغم شدت و گستردگی، هنوز نتوانسته به یک اجماع کامل بینالمللی تبدیل شود. این عدم اجماع، قدرت مانور سیاسی ایران را افزایش میدهد و امکان بهرهگیری از شکافهای موجود برای خنثیسازی فشارها را فراهم میکند. دوم اینکه روایت ایران از غیرمشروع بودن این جنگ و تأکید بر ماهیت تجاوزکارانه اقدامات آمریکا و رژیم صهیونیستی، در فضای بینالمللی با مخاطب بیشتری مواجه شده و حداقل بخشی از افکار عمومی و حتی دولتهای غربی را نسبت به اهداف واقعی این جنگ دچار تردید کرده است. با این حال، این شکاف بهمعنای پایان فشارها نیست. آمریکا همچنان تلاش خواهد کرد از ابزارهای سیاسی، رسانهای و اقتصادی برای همسو کردن متحدان خود استفاده کند و چهبسا در صورت تداوم بنبست، به سمت ایجاد ائتلافهای محدودتر اما همسوتر حرکت کند. از سوی دیگر، رژیم صهیونیستی نیز بهعنوان یکی از محرکهای اصلی این بحران، ممکن است با اقدامات تحریکآمیز، فضا را به سمت تشدید درگیری سوق دهد تا هزینههای سیاسی برای عقبنشینی آمریکا افزایش یابد. در جمعبندی، آنچه در نشست گروه هفت رخ داد، بیش از آنکه یک رویداد دیپلماتیک معمولی باشد، نشانهای از ورود بحران به مرحلهای است که در آن، انسجام جبهه مقابل ایران با چالش جدی مواجه شده است. این وضعیت، اگرچه فرصتهایی برای ایران ایجاد میکند، اما همزمان نیازمند هوشیاری، مدیریت دقیق و استفاده هوشمندانه از ابزارهای دیپلماتیک و رسانهای است. در نهایت، تداوم این شکاف یا ترمیم آن، یکی از متغیرهای تعیینکننده در مسیر آینده این تقابل خواهد بود؛ تقابلی که اکنون بیش از هر زمان دیگری، ابعاد آن از سطح منطقهای فراتر رفته و به یک مسئله بینالمللی تبدیل شده است.
دیدگاهتان را بنویسید