از سفرههای کوچک تا اضطرابهای بزرگ؛ سلامت روان ایرانیان چگونه است؟
دلار بالا میرود، مسئولیت پاسکاری میشود؛ درد مردم بالاخره به چه کسی ربط دارد؟
به گزارش آذربایجان آنلاین، صدای انفجاری که آسمان را میشکافد و بر خانمان هزاران انسان بیگناه و بیدفاع آوار میشود، فقط صدای یک حادثه نیست، بلکه ورود به وضعیتی دائمی از آمادهباش و اضطراب برای مغز و سیستم عصبی است. تجربهی مستقیم این صداها، میتواند زخمی عمیق بر روان انسان باقی بگذارد و زمینهساز ابتلا به «اختلال استرس پس از سانحه» باشد!
یکی از تلخترین نتایج این اختلال، «صدا هراسی» است. یعنی همان کابوسی که در آن، صدای بوق یک ماشین، ترکیدن یک بادکنک، یا حتی موسیقی بلند و سر و صدای عادی محیط اطراف، میتواند فرد را به مرز حمله پانیک و اضطراب شدید بکشاند. در واقع دیگر صداهای محیط، صرفاً صدا نیستند؛ بلکه محرکهایی برای ترس و وحشتاند.
مطالعات نشان دادهاند که شیوع «اختلال استرس پس از سانحه» در میان سربازان و غیرنظامیانی که در مناطق جنگی زندگی کردهاند، به طور قابل توجهی بالاتر از جمعیت عمومی است. این شیوع بسته به شدت و مدت زمان مواجهه با تروما، میتواند از ۱۰٪ تا بیش از ۵۰٪ متغیر باشد.
در واقع صدا هراسی، فقط یک ترس ساده نیست؛ بلکه دیواری نامرئی دور زندگی فرد میکشد؛ ترسِ مداوم از صداهای ناگهانی، اضطراب را مزمن میکند و گاهی حملات پانیک را با علائمی چون تپش قلب شدید، احساس تنگی نفس و حس قریبالوقوع مرگ به همراه دارد. انگار که فرد، هر لحظه در انتظار خطری بزرگ نشسته است؛ خطری که شاید هیچوقت جان اون را تهدید نکند، اما آن ترس لحظهای رهایش نمیکند!
این ترس، فرد را به انزوا و گوشهگیری سوق میدهد. تصور کنید که دیگر نتوانید در جمع دوستان حاضر شوید، از صدای موسیقی در یک جشن لذت ببرید، یا حتی در محیط کارتان تمرکز کنید. این ناتوانی در انجام فعالیتهای روزمره، دریچهای به سوی «افسردگی حاد» باز میکند؛ کیفیت زندگی به شدت افت میکند و روابط با خانواده و دوستان هم تحت تاثیر این تنشها قرار میگیرد.
مقابله با این هراسِ ناشی از جنگ، نیازمند نگاهی همهجانبه است؛ اما دم دستیترین امکانات را نباید نادیده گرفت و از قدرتِ ورزش، تمرینات تنفس عمیق، مدیتیشن، و یوگا و علیالخصوص پیادهروی در مکانهای امن غافل شد. این روشها، مانند لنگری در طوفان، میتوانند به آرامش افراد کمک کرده و سطح اضطراب را تا حد امکان پایین بیاورند.
در دل روزهایی که از سیاهترین شب نیز تاریک هستند، صدا هراسی، یک اختلال جدی از اختلالهای شایع درپی بحران است. شناخت این پدیده و درک تاثیرات عمیق آن بر روانِ بازماندگان جنگ، اولین و مهمترین گام برای ساختن جامعهای همدل و حامی است؛ جامعهای که بتواند به التیام زخمهای پنهان پس از جنگ کمک کند و امنیتی روانی را تا جایی که امکان دارد به مردم هدیه کند.
دیدگاهتان را بنویسید