چهارشنبه / ۲۸ مرداد / ۱۴۰۵ Wednesday / 19 August / 2026
×
تهران - آذربایجان آنلاین - آنچه در بازار بیمه و کشتیرانی خلیج فارس دیده می‌شود، بیشتر از آن‌که نشانه خروج کامل بیمه‌گران باشد، نشانه تغییر رفتار آن‌هاست: پوشش همچنان وجود دارد، اما با نرخ‌هایی که عبور از هرمز را برای بسیاری از شرکت‌ها به یک تصمیم پرهزینه و پرریسک تبدیل کرده است. در عمل، جنگی که به ایران تحمیل شده فقط روی نفت و بنادر اثر نگذاشته؛ حالا به زنجیره بیمه، حمل‌ونقل و تصمیم‌گیری تجاری هم رسیده است.
تجارت نفت در تله ریسک؛ بیمه هزینه جنگ را چند برابر کرد
  • فروردین 17, 1405
  • بدون دیدگاه
  • برچسب ها

    به گزارش آذربایجان آنلاین، در بازار بیمه دریایی، نکته اصلی این است که پوشش برای مسیر هرمز هنوز وجود دارد، اما با «قیمت ریسک جنگ». انجمن بازار لویدز صراحتاً گفته روایت‌هایی که از لغو یا غیرقابل‌پرداخت شدن پوشش بیمه‌ای حرف می‌زنند، دقیق نیست و جنگ‌پوشش دریایی همچنان در دسترس است. در عین حال، مدیران این بازار تأکید کرده‌اند که درخواست برای عبور از مسیرهای پرریسک کاهش یافته، چون شرکت‌ها بیش از هر چیز روی امنیت خدمه و خودِ سفر تمرکز کرده‌اند. این یعنی بیمه از بازار عقب ننشسته؛ فقط عبور را آن‌قدر گران کرده که تصمیم تجاری را عوض کند.

    عددها این تغییر را روشن‌تر می‌کنند. در گزارش‌های بازار آمده که حق بیمه ریسک جنگ برای عبور از هرمز به حدود ۵ درصد ارزش کشتی رسیده است؛ یعنی برای یک نفتکش ۱۰۰ میلیون دلاری، فقط هزینه پوشش جنگی می‌تواند حدود ۵ میلیون دلار باشد. در شرایط پیش از بحران، این عدد در حد صدم‌ها یا چند دهم درصد بود، اما حالا جهش چندبرابری پیدا کرده است. در چنین وضعی، بیمه دیگر نقش تسهیل‌گر ندارد؛ بلکه به بخشی از سازوکار قیمت‌گذاری ریسک جنگ تبدیل شده است.

    همین نقطه را فعالان ایرانیِ صنعت حمل‌ونقل هم دیده‌اند. روزبه مختاری، عضو هیئت‌مدیره انجمن کشتیرانی، گفته است: «تنگه هرمز و منطقه خلیج فارس از سوی شرکت‌های بیمه مشمول بیمه جنگی شناخته نشده‌اند، اما شرکت‌های کشتیرانی به دلیل عدم اطمینان هزینه حمل را افزایش داده‌اند که مستقیماً به قیمت نهایی کالا منتقل می‌شود.» این جمله نشان می‌دهد حتی بدون خروج رسمی بیمه، نااطمینانی به‌تنهایی می‌تواند هزینه تجارت را بالا ببرد.

    در این میان، موضع رسمی ایران هم در همین چارچوب قابل فهم است. ناصر کنعانی، سخنگوی وقت وزارت امور خارجه، گفته بود: «جمهوری اسلامی ایران همواره بر تأمین امنیت پایدار در خلیج فارس و تنگه هرمز توسط کشورهای منطقه تأکید کرده است و این مسیر باید از هرگونه تنش و ناامنی دور بماند.» این موضع، در کنار تأکیدهای مکرر بر تحمیلی بودن جنگ، نشان می‌دهد تهران تلاش دارد میان «مدیریت امنیت مسیر» و «پذیرش فشار بیرونی» مرز مشخصی تعریف کند.

    در سطح کلان‌تر، این وضعیت معنای مهم‌تری دارد. جنگی که علیه ایران شکل گرفته، حالا از سطح درگیری مستقیم عبور کرده و به سازوکارهای پشتیبان اقتصاد جهانی رسیده است. وقتی بیمه‌گر قیمت را بالا می‌برد، بانک محتاط می‌شود، شرکت حمل‌ونقل مسیر را تغییر می‌دهد و خریدار با تردید وارد معامله می‌شود، در واقع کل زنجیره تجارت دچار اصطکاک می‌شود؛ اصطکاکی که اثر آن به‌مراتب فراتر از میدان درگیری است.

    در چنین فضایی، حتی اگر نفت تولید شود، تضمینی برای رسیدن آن به بازار وجود ندارد. این همان نقطه‌ای است که تحلیل‌گران از آن به‌عنوان «اختلال در زنجیره انتقال» یاد می‌کنند؛ جایی که مشکل، کمبود منابع نیست، بلکه دشواری جابه‌جایی آن‌هاست. نتیجه طبیعی چنین وضعی، افزایش هزینه حمل، بالا رفتن ریسک قراردادها و در نهایت، انتقال این فشار به قیمت جهانی انرژی و کالاهاست.

    جمع‌بندی این تحولات نشان می‌دهد بیمه از بازار خارج نشده، اما کارکردش تغییر کرده است. به‌جای کاهش ریسک، حالا خودِ بیمه به شاخصی از ریسک تبدیل شده است. برای ایران، این وضعیت نشان می‌دهد فشار تحمیلی جنگ نه‌فقط بر زیرساخت‌ها، بلکه بر کل زنجیره تجارت جهانی هم اثر گذاشته است. و برای بازار جهانی، معنایش روشن است: تا وقتی امنیت مسیر و فضای جنگی ادامه دارد، حتی ابزارهایی که برای ثبات طراحی شده‌اند، خودشان به بخشی از بی‌ثباتی تبدیل می‌شوند.

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *