از سفرههای کوچک تا اضطرابهای بزرگ؛ سلامت روان ایرانیان چگونه است؟
دلار بالا میرود، مسئولیت پاسکاری میشود؛ درد مردم بالاخره به چه کسی ربط دارد؟
به گزارش آذربایجان آنلاین، روزنامه والاستریت ژورنال در گزارشی با استناد به مقامات آمریکایی فاش کرده است که دونالد ترامپ در جریان جنگ، «بسیاری از تصمیمات کلیدی را بدون مشورت کامل با مشاوران ارشد خود» اتخاذ کرده است. این موضوع از نظر تحلیلی نشان میدهد سازوکار سنتی تصمیمسازی در ساختار امنیتی آمریکا، در این مقطع دچار اختلال شده و تصمیمگیری به سطح فردی تقلیل یافته است.
بر اساس این گزارش، تمرکز ترامپ در طول جنگ بیش از آنکه بر طراحی راهبرد کلان باشد، بر شاخصهای محدود و کوتاهمدت متمرکز بوده است. به گفته مقامات آمریکایی، او «بیشتر بر تعداد اهداف منهدمشده تمرکز داشت» و حتی یکی از منابع نزدیک به کاخ سفید تأکید کرده است که ترامپ «بهطور مکرر خواهان مشاهده تصاویر انفجارها بود و توجه ویژهای به این صحنهها نشان میداد». این نوع نگاه، در تحلیلهای نظامی بهعنوان غلبه نگاه نمایشی بر مدیریت واقعی جنگ شناخته میشود.
گزارش در ادامه به یکی از مهمترین نقاط تنش در درون کاخ سفید اشاره میکند. به گفته مقامات آمریکایی، پس از سرنگونی دو خلبان آمریکایی توسط ایران، ترامپ «ساعتها بر سر دستیاران خود فریاد کشید». یکی از این مقامات گفته است: «وضعیت به حدی متشنج شد که تیم او ترجیح داد برای آرام کردن شرایط، او را از اتاق وضعیت دور نگه دارد». این روایت نشان میدهد که فشار میدان، مستقیماً به سطح تصمیمگیری منتقل شده و حتی مدیریت بحران را نیز تحت تأثیر قرار داده است.
در حوزه پیامرسانی نیز این بیثباتی کاملاً مشهود است. یکی از جنجالیترین نمونهها، پیام ترامپ در شبکه اجتماعی خود در صبح عید پاک است؛ جایی که نوشت:
«آن تنگه لعنتی را باز کنید، وگرنه در جهنم زندگی خواهید کرد»
و در اقدامی عجیب، پیام خود را با عبارت «الحمدلله» به پایان رساند.
بر اساس گزارش، این پیام باعث «تماسهای اعتراضی گسترده از سوی سناتورهای جمهوریخواه و رهبران مسیحی با کاخ سفید» شد. یکی از مقامات آمریکایی در اینباره گفته است: «واکنشها در داخل بسیار شدید بود و نگرانی جدی درباره این لحن ایجاد شد».
با این حال، گزارش یک لایه مهمتر را نیز روشن میکند. به گفته یکی از مشاوران، ترامپ بعدها توضیح داده که «عمداً از این نوع ادبیات استفاده کرده تا غیرقابل پیشبینی به نظر برسد و طرف مقابل را تحت فشار روانی قرار دهد». این بخش نشان میدهد که بیثباتی رفتاری، در این مقطع بهعنوان یک ابزار فشار مورد استفاده قرار گرفته است، نه صرفاً یک واکنش احساسی.
در ادامه، گزارش به نقش تعیینکننده تنگه هرمز در تغییر مسیر تصمیمگیری آمریکا میپردازد. به نوشته والاستریت ژورنال، «دلیل اصلی تمایل ترامپ به آتشبس، فشارهای اقتصادی ناشی از بستهشدن تنگه هرمز و افزایش شدید قیمت سوخت بوده است».
یکی از مقامات کاخ سفید گفته است: «ما از سرعت و میزان تأثیرگذاری ایران بر این آبراه راهبردی شوکه شدیم».
همچنین نقل شده که ترامپ با تعجب گفته است: «چطور ممکن است یک نفر با یک پهپاد بتواند کل تنگه هرمز را ببندد؟»
این جمله، نشاندهنده درک ناگهانی از قدرت ابزارهای ژئوپلیتیک ایران است؛ جایی که یک اقدام محدود، میتواند اثرات گسترده در سطح اقتصاد جهانی ایجاد کند.
در حوزه دیپلماسی نیز ناهماهنگی ادامه داشته است. به گفته مقامات آمریکایی، در حالی که مشاوران ارشد از ترامپ خواسته بودند «مصاحبههای غیرهماهنگ را کاهش دهد»، او «بهصورت روزانه با رسانهها گفتوگو میکرد و پیامهای متناقضی ارسال میکرد». یکی از دستیاران گفته است: «در حالی که ضربالاجل نزدیک میشد، تمرکز او پراکندهتر میشد».
این پراکندگی در سطح اولویتها نیز دیده میشود. بر اساس گزارش، ترامپ همزمان به موضوعاتی مانند انتخابات میاندورهای، هوش مصنوعی، ارزهای دیجیتال، بازسازی بخشهایی از کاخ سفید و مراسم ۲۵۰ سالگی استقلال آمریکا توجه داشته است. در همین حال، به فرستادگان خود از جمله استیو ویتکاف دستور داده بود که «تمرکز اصلی را بر تحت فشار قرار دادن ایران برای رسیدن به توافق بگذارند»مدیریت جنگ در این دوره، ترکیبی از تصمیمگیری فردی، فشار اقتصادی و استفاده از ابزارهای روانی بوده، اما فاقد یک راهبرد منسجم و پایدار است. در چنین شرایطی، روند جنگ نه بر اساس یک نقشه از پیش تعیینشده، بلکه بهصورت واکنشی و تحت تأثیر متغیرهای لحظهای پیش رفته است.
این همان نکتهای است که گزارش والاستریت ژورنال را فراتر از یک روایت خبری قرار میدهد؛ تصویری از اختلال در مدیریت بحران در بالاترین سطح تصمیمگیری آمریکا، جایی که جنگ، اقتصاد و رفتار سیاسی بهصورت همزمان اما ناهماهنگ بر روند تحولات اثر گذاشتهاند.
دیدگاهتان را بنویسید