از سفرههای کوچک تا اضطرابهای بزرگ؛ سلامت روان ایرانیان چگونه است؟
دلار بالا میرود، مسئولیت پاسکاری میشود؛ درد مردم بالاخره به چه کسی ربط دارد؟
به گزارش آذربایجان آنلاین، به نقل از گزارش آکسیوس که به نقل از چند منبع آگاه منتشر شده، نشان میدهد که سنتکام طرحی برای موجی از حملات کوتاه و قدرتمند به اهداف زیرساختی ایران آماده کرده است.
هدف اصلی این گزینه، ایجاد فشار کافی برای بازگرداندن ایران به میز مذاکره با انعطافپذیری بیشتر در مسئله هستهای است. این رویکرد، ترکیبی از دیپلماسی اجباری و تهدید نظامی مستقیم را دنبال میکند و یادآور استراتژی فشار حداکثری ترامپ در دوره اول ریاستجمهوری اوست، با این تفاوت که اکنون در بستر یک درگیری نظامی فعالتر قرار دارد.
یکی از گزینههای مهم دیگری که احتمالاً در این جلسه مطرح خواهد شد، تمرکز بر کنترل بخشی از تنگه هرمز برای بازگشایی آن به روی کشتیهای تجاری است. این عملیات ممکن است نیازمند حضور نیروهای زمینی نیز باشد. ترامپ روز گذشته به آکسیوس گفته بود که محاصره دریایی ایران را تا حدودی مؤثرتر از بمباران میداند و در حال حاضر آن را اهرم اصلی فشار خود میشمارد. با این حال، اگر ایران همچنان مقاومت کند، گزینههای نظامی تهاجمیتر روی میز قرار خواهند گرفت.
گزینه سوم مورد بحث، عملیات نیروهای ویژه برای ایمنسازی یا تصرف ذخایر اورانیوم غنیشده با خلوص بالا ایران است. این سناریو حساسیت بالایی دارد زیرا مستقیماً با نگرانی اصلی غرب یعنی جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای مرتبط است. برنامهریزان آمریکایی همزمان احتمال پاسخ تلافیجویانه ایران به نیروهای آمریکایی در منطقه را نیز بررسی میکنند که میتواند دامنه درگیری را گسترش دهد.
از منظر تحلیلی، این جلسه توجیهی نشاندهنده دوگانگی سیاست ترامپ است: تمایل به پایان دادن به درگیری از یک سو و عدم تمایل به پذیرش توافقی ضعیف از سوی دیگر. محاصره دریایی تنگه هرمز تاکنون فشار اقتصادی سنگینی بر ایران وارد کرده و قیمت جهانی نفت را نیز تحت تأثیر قرار داده است. اما ادامه بنبست مذاکرات، کاخ سفید را وادار کرده تا گزینههای نظامی را جدیتر بررسی کند. این رویکرد میتواند بخشی از تلاش برای ایجاد صلح از موضع قدرت باشد.
با این وجود، اجرای هر یک از این گزینهها ریسکهای قابل توجهی دارد. حمله به زیرساختهای ایران ممکن است منجر به افزایش تنشهای منطقهای، اختلال بیشتر در بازار انرژی و حتی واکنشهای نامتقارن از سوی نیروهای نیابتی ایران شود. همچنین، عملیات در تنگه هرمز میتواند هزینههای نظامی و سیاسی سنگینی برای آمریکا به همراه داشته باشد، به ویژه در شرایطی که افکار عمومی جهانی و حتی بخشی از داخل آمریکا از طولانی شدن درگیریها خسته شدهاند.
ایران نیز به نوبه خود تأکید کرده که در صورت تکرار تجاوز نظامی، پاسخ سختی خواهد داد. این موضع قاطع، همراه با پیشنهادهای قبلی تهران برای بازگشایی تنگه هرمز در ازای پایان جنگ و موکول کردن مذاکرات هستهای به مراحل بعدی، نشان میدهد که جمهوری اسلامی نیز به دنبال حفظ حداقلهای خود در مذاکرات است.
جلسه امروز ترامپ با فرماندهان نظامی نقطه عطف مهمی در مدیریت بحران جاری میان آمریکا و ایران به شمار میرود. اگرچه محاصره دریایی همچنان گزینه اصلی به نظر میرسد، مطرح شدن گزینههای تهاجمیتر حاکی از آن است که صبر واشنگتن در حال تمام شدن است. در نهایت، نتیجه این تصمیمگیری نه تنها بر آینده برنامه هستهای ایران، بلکه بر ثبات انرژی جهانی، امنیت خلیج فارس و شکلگیری معادلات قدرت در خاورمیانه تأثیرگذار خواهد بود. هرگونه اقدام نظامی جدید میتواند بنبست فعلی را بشکند، اما همزمان خطر تبدیل یک درگیری کنترلشده به جنگی گستردهتر را نیز افزایش دهد. تحولات ساعات و روزهای آینده روشن خواهد کرد که ترامپ کدام مسیر را انتخاب میکند: فشار بیشتر دیپلماتیک-نظامی یا حرکت به سمت ضربه نهایی.
دیدگاهتان را بنویسید