شنبه / ۲۵ مهر / ۱۴۰۵ Saturday / 17 October / 2026
×
از سفره‌های کوچک تا اضطراب‌های بزرگ؛ سلامت روان ایرانیان چگونه است؟
یادداشت هساره سلامی به مناسبت ۱۰ اکتبر، روز جهانی سلامت روان

از سفره‌های کوچک تا اضطراب‌های بزرگ؛ سلامت روان ایرانیان چگونه است؟

تهران - آذربایجان آنلاین - اظهارات علی نیکزاد درباره آغاز نشست پاکستان با اجازه مستقیم رهبر انقلاب، از یک خبر صرفاً سیاسی فراتر است؛ این سخنان نشان می‌دهد مسیر گفت‌وگوها در شرایط جنگ تحمیلی، نه یک ابتکار فردی یا تاکتیک مقطعی، بلکه بخشی از تصمیم‌گیری کلان کشور است. در عین حال، تأکید نایب‌رئیس مجلس بر رد پیشنهادهای آمریکا درباره فعالیت‌های هسته‌ای و تنگه هرمز، پیام روشنی دارد: تهران مذاکره را می‌پذیرد، اما چرخه تحمیلی «جنگ، فشار و امتیازگیری» را نه.
نشست پاکستان و خط قرمزهای تهران؛ پیام مجلس درباره مذاکره زیر سایه جنگ تحمیلی

به گزارش آذربایجان آنلاین، اظهارات تازه علی نیکزاد، نایب‌رئیس مجلس شورای اسلامی، درباره نشست پاکستان و روند آتش‌بس، یکی از شفاف‌ترین روایت‌های داخلی از پشت‌صحنه مذاکرات اخیر است. او اعلام کرده است که «نشست پاکستان با اجازه مستقیم رهبری انقلاب آغاز شد» و تأکید کرده هرگونه توافق درباره موضوعات مهم کشور تنها با تأیید رهبر انقلاب انجام خواهد شد. این جمله، در فضای پرابهام این روزها، دو کارکرد هم‌زمان دارد؛ از یک‌سو به افکار عمومی اطمینان می‌دهد که روند گفت‌وگوها در چارچوب تصمیمات عالی کشور دنبال می‌شود و از سوی دیگر، به طرف مقابل پیام می‌دهد که مسیر مذاکره در ایران قابل تبدیل به شکاف داخلی یا تصمیم‌سازی خارج از چارچوب نیست.

نیکزاد در توضیح فضای مذاکرات گفته است که به محض آغاز گفت‌وگوها، طرف آمریکایی موضوعاتی مانند «تعطیلی ۲۰ ساله فعالیت‌های هسته‌ای»، «تحویل ذخایر اورانیوم» و «مشارکت در مدیریت تنگه هرمز» را مطرح کرده و ایران اعلام کرده است که هیچ گفت‌وگویی بر این مبنا نخواهد داشت. این بخش از سخنان او اهمیت ویژه دارد، زیرا نشان می‌دهد از نگاه تهران، طرف مقابل همچنان می‌کوشد مذاکره را نه به‌عنوان مسیر پایان بحران، بلکه به‌عنوان ادامه فشار و تحمیل شروط حداکثری به کار بگیرد.

در چنین چارچوبی، سخن نایب‌رئیس مجلس درباره اینکه «جمهوری اسلامی ایران چرخه تحمیلی جنگ و مذاکره را نمی‌پذیرد»، هسته اصلی موضع تهران را توضیح می‌دهد. منظور از این چرخه، وضعیتی است که در آن طرف مقابل ابتدا با حمله، تهدید، محاصره یا فشار نظامی و اقتصادی، موازنه را به‌هم می‌زند و سپس همان وضعیت تحمیلی را به میز مذاکره منتقل می‌کند تا امتیاز بگیرد. نیکزاد دقیقاً بر همین نقطه دست گذاشته است: ایران حاضر به گفت‌وگو هست، اما نه در قالبی که جنگ و مذاکره به ابزارهای مکمل فشار آمریکا تبدیل شوند.

این موضع با روایت رسمی وزارت امور خارجه نیز هم‌خوان است. اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه، در زمان سفر هیئت ایرانی به اسلام‌آباد تصریح کرده بود که هیچ دیداری میان ایران و آمریکا برنامه‌ریزی نشده و «نظرات و ملاحظات جمهوری اسلامی ایران به طرف پاکستانی منعکس می‌شود». او همچنین اعلام کرده بود سفر وزیر امور خارجه به پاکستان در چارچوب رایزنی با مقام‌های عالی‌رتبه این کشور درباره تلاش‌های میانجی‌گرانه برای پایان دادن به «جنگ تجاوزکارانه تحمیلی آمریکا و رژیم صهیونیستی» و برقراری صلح در منطقه انجام شده است.

اهمیت این هم‌صدایی میان مجلس و وزارت خارجه در همین‌جاست. از یک طرف، وزارت خارجه تلاش می‌کند مسیر دیپلماسی را باز نگه دارد و از ظرفیت پاکستان برای انتقال پیام استفاده کند؛ از طرف دیگر، مجلس با زبان سیاسی و صریح‌تر، خط قرمزها را یادآوری می‌کند. نتیجه این ترکیب، شکل‌گیری یک پیام واحد است: دیپلماسی فعال است، اما به معنای پذیرش شروطی که حاکمیت ملی، حق هسته‌ای و جایگاه ایران در تنگه هرمز را محدود کند، نخواهد بود.

از منظر تحلیلی، نشست پاکستان را باید در سه زمینه هم‌زمان دید: جنگ تحمیلی، آتش‌بس شکننده و تلاش واسطه‌ها برای تبدیل توقف نظامی به مسیر سیاسی. در چنین وضعیتی، هر جمله‌ای درباره مذاکره حساسیت امنیتی دارد. وقتی نیکزاد می‌گوید هر توافقی تنها با تأیید رهبر انقلاب انجام خواهد شد، در واقع می‌خواهد جلوی دو سوءبرداشت را بگیرد؛ نخست اینکه ممکن است مذاکره‌کنندگان خارج از خطوط کلان کشور تصمیم بگیرند، و دوم اینکه آمریکا می‌تواند با فشار روانی یا رسانه‌ای، شکاف میان نهادهای تصمیم‌گیر در ایران ایجاد کند.

در سطح داخلی، این سخنان برای حفظ وحدت سیاسی نیز اهمیت دارد. نیکزاد از مردم خواسته وحدت خود را حفظ کنند و نسبت به سابقه رفتار آمریکا در منطقه هشدار داده است. او گفته رفتار آمریکا همواره با «دروغ و بی‌ثبات‌سازی» همراه بوده و دشمن حتی در زمان مذاکره نیز اقدام به جنگ کرده است. این جمله، بازتاب تجربه‌ای است که در نگاه رسمی ایران بارها تکرار شده؛ تجربه‌ای که می‌گوید آمریکا مذاکره را لزوماً جایگزین فشار نمی‌کند، بلکه در بسیاری از مقاطع، آن را در کنار فشار به کار می‌گیرد.

در این میان، موضوع تنگه هرمز یکی از حساس‌ترین محورهای اختلاف است. اشاره نیکزاد به رد پیشنهادهایی درباره مشارکت در مدیریت هرمز، نشان می‌دهد تهران این آبراه را صرفاً یک مسیر کشتیرانی نمی‌داند، بلکه آن را بخشی از حاکمیت، امنیت ملی و قدرت بازدارندگی خود تلقی می‌کند. هر پیشنهادی که به‌نوعی مدیریت یا نقش ایران در این گلوگاه را محدود کند، از نگاه تهران نه پیشنهاد فنی، بلکه تلاش برای خلع ابزارهای راهبردی ایران در میانه جنگ است.

موضوع هسته‌ای نیز همین وضعیت را دارد. وقتی از پیشنهادهایی مانند تعطیلی بلندمدت فعالیت‌های هسته‌ای یا تحویل ذخایر اورانیوم سخن گفته می‌شود، مسئله دیگر فقط یک مذاکره فنی نیست. از نگاه ایران، این نوع پیشنهادها به معنای تلاش برای گرفتن دستاوردهای راهبردی کشور در شرایط فشار است. بنابراین رد چنین پیشنهادهایی، نه رفتار هیجانی، بلکه دفاع از اصولی است که تهران آن‌ها را بخشی از حق حاکمیتی و امنیت ملی خود می‌داند.

نکته مهم آن است که ایران در این روایت، مذاکره را نفی نمی‌کند. برخلاف تصویری که برخی رسانه‌های خارجی می‌سازند، تهران اصل گفت‌وگو و انتقال پیام از مسیر واسطه‌ها را رد نکرده است. آنچه رد شده، مذاکره بر پایه شروطی است که از نظر ایران ادامه همان جنگ تحمیلی با زبان سیاسی محسوب می‌شود. تفاوت میان این دو بسیار مهم است؛ ایران می‌خواهد مذاکره کند، اما نه برای امضای نتیجه‌ای که تحت فشار نظامی و اقتصادی از پیش طراحی شده باشد.

در این چارچوب، نقش پاکستان نیز قابل توجه است. اسلام‌آباد در این پرونده تلاش کرده میانجی یا دست‌کم کانال انتقال پیام باشد. سفر رسمی وزیر خارجه ایران به پاکستان و اعلام اینکه پیام‌ها و ملاحظات تهران به طرف پاکستانی منتقل می‌شود، نشان می‌دهد ایران هنوز مسیرهای منطقه‌ای را برای کنترل بحران مؤثر می‌داند. این رویکرد، در برابر تلاش آمریکا برای کشاندن بحران به قالب دوجانبه و فشار مستقیم، یک انتخاب حساب‌شده است؛ تهران ترجیح می‌دهد پیام‌های خود را از مسیرهایی منتقل کند که حساسیت‌های منطقه‌ای و امنیتی ایران را بهتر درک می‌کنند.

از منظر سیاست داخلی ایران، اظهارات نیکزاد یک کارکرد دیگر هم دارد: جلوگیری از شکل‌گیری روایت‌های غیررسمی و نگران‌کننده درباره مذاکرات. در فضای جنگ و آتش‌بس، شایعه درباره توافق، امتیازدهی، عقب‌نشینی یا تصمیمات پنهان به‌سرعت منتشر می‌شود. وقتی نایب‌رئیس مجلس اعلام می‌کند نشست با اجازه مستقیم رهبر انقلاب آغاز شده و هر توافقی نیازمند تأیید ایشان است، در واقع می‌خواهد این فضای شایعه را کنترل کند و اعتماد عمومی را به چارچوب رسمی تصمیم‌گیری بازگرداند.

از سوی دیگر، تأکید نیکزاد بر «ماهیت وجودی» جنگ نیز از نظر ادبیات سیاسی قابل توجه است. این تعبیر یعنی ایران جنگ اخیر را صرفاً یک اختلاف مقطعی یا پرونده محدود هسته‌ای نمی‌بیند، بلکه آن را تلاشی برای تغییر موازنه بنیادین علیه جمهوری اسلامی می‌داند. در چنین نگاهی، مذاکره نیز نمی‌تواند صرفاً بر سر چند بند فنی باشد؛ باید در چارچوب شناخت هدف اصلی طرف مقابل تحلیل شود.

همین نکته دلیل حساسیت ایران نسبت به پیشنهادهای مطرح‌شده درباره هسته‌ای و هرمز است. اگر جنگ ماهیت وجودی داشته باشد، هر امتیاز راهبردی در چنین وضعیتی می‌تواند به‌عنوان گامی در جهت تضعیف بلندمدت کشور تعبیر شود. از این رو، رد قاطع پیشنهادهای طرف مقابل، در روایت نیکزاد، بخشی از دفاع ملی است؛ نه مانع‌تراشی در مسیر صلح.

در سطح کارشناسی، می‌توان گفت پیام اصلی سخنان نیکزاد این است که تهران میان «مذاکره برای پایان جنگ» و «مذاکره برای تثبیت نتایج جنگ علیه ایران» تفاوت قائل است. اولی قابل بررسی است، دومی غیرقابل قبول. ایران می‌گوید اگر قرار است گفت‌وگو به صلح منجر شود، باید بر پایه پایان اقدامات خصمانه، پذیرش حقوق ایران و رفع فشارها باشد؛ نه بر پایه تعطیلی توان هسته‌ای، محدودسازی نقش ایران در هرمز یا تبدیل آتش‌بس به اهرم امتیازگیری.

این موضع، هم پیام داخلی دارد و هم پیام خارجی. در داخل، به مردم می‌گوید تصمیمات حساس بدون نظارت عالی و اجماع انجام نمی‌شود. در خارج، به آمریکا و واسطه‌ها می‌گوید امکان تحمیل توافقی که در تهران پشتوانه نداشته باشد، وجود ندارد. این همان نقطه‌ای است که قدرت چانه‌زنی ایران را تقویت می‌کند؛ زیرا طرف مقابل می‌داند تیم ایرانی فقط مجری یک دستور کوتاه‌مدت نیست، بلکه در چارچوب خطوط کلان نظام حرکت می‌کند.

اظهارات علی نیکزاد درباره نشست پاکستان، یک موضع‌گیری ساده پارلمانی نیست؛ سندی سیاسی از نحوه نگاه ایران به مرحله جدید جنگ و مذاکره است. در این نگاه، دیپلماسی ادامه دارد، اما زیر سایه شروط تحمیلی معنا ندارد. آتش‌بس می‌تواند فرصتی برای کاهش تنش باشد، اما اگر طرف مقابل بخواهد از آن برای گرفتن امتیازهای راهبردی استفاده کند، با رد قاطع ایران مواجه خواهد شد.

در شرایط فعلی، پیام تهران روشن است: مذاکره تنها زمانی می‌تواند به نتیجه برسد که طرف مقابل از منطق جنگ، فشار و تحمیل فاصله بگیرد. ایران چرخه‌ای را که در آن جنگ آغاز می‌شود، سپس مذاکره به ابزار تکمیل همان جنگ تبدیل می‌شود، نمی‌پذیرد. این همان محور اصلی سخنان نیکزاد است و دقیقاً به همین دلیل، نشست پاکستان را باید نه نشانه عقب‌نشینی، بلکه بخشی از مدیریت فعال ایران در برابر جنگ تحمیلی و فشار سیاسی آمریکا دانست.

مطالب مرتبط
رضوانی: در سفر اخیر ۳ همت به انتقال آب ارس اختصاص یافت؛ ابرپروژه ۲۵ همتی با این روند ۱۰ سال طول می‌کشد!
گفت‌وگوی اختصاصی آذربایجان آنلاین با بهنام رضوانی، نماینده کلیبر در مجلس شورای اسلامی

رضوانی: در سفر اخیر ۳ همت به انتقال آب ارس اختصاص یافت؛ ابرپروژه ۲۵ همتی با این روند ۱۰ سال طول می‌کشد!

عبداللهی: به این سفر و نحوه توزیع اعتبارات معترضیم؛ سفر قائم‌پناه خروجی ملموسی نداشت؛ جلسات بی‌نتیجه و فقط وقت‌گیر بود
گفت‌وگوی اختصاصی آذربایجان آنلاین با بیت‌الله عبداللهی، نماینده اهر و هریس در مجلس شورای اسلامی

عبداللهی: به این سفر و نحوه توزیع اعتبارات معترضیم؛ سفر قائم‌پناه خروجی ملموسی نداشت؛ جلسات بی‌نتیجه و فقط وقت‌گیر بود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *