از سفرههای کوچک تا اضطرابهای بزرگ؛ سلامت روان ایرانیان چگونه است؟
دلار بالا میرود، مسئولیت پاسکاری میشود؛ درد مردم بالاخره به چه کسی ربط دارد؟
به گزارش آذربایجان آنلاین، رجب طیب اردوغان پس از نشست کابینه دولت در آنکارا، با اشاره به روابط پرتنش با اتحادیه اروپا گفت: «اتحادیه اروپا بدون عضویت ترکیه نمیتواند به یک بازیگر کامل در سطح جهانی تبدیل شود و در چنین وضعیتی بازیگری ناقص باقی میماند».
او در ادامه با نگاهی کلانتر به تحولات بینالمللی افزود: «موازنههای قدرت در جهان در حال تغییر است و جهان دیگر مانند گذشته در سیطره کشورهای غربی قرار ندارد». این گزاره، در واقع ستون اصلی تحلیل اردوغان از شرایط فعلی جهان است؛ جهانی که بهتدریج از ساختار تکقطبی فاصله گرفته و به سمت توزیع قدرت میان بازیگران متنوعتر حرکت میکند.
اردوغان با تأکید بر تغییر موقعیت ترکیه نسبت به گذشته گفت: «ترکیه امروز با گذشته خود متفاوت است و در محیطی همراه با عدمقطعیت، در مسیر تبدیل شدن به یکی از باثباتترین و قدرتمندترین کشورهای منطقه حرکت میکند». این جمله، بیش از آنکه یک توصیف باشد، بیانگر یک راهبرد است؛ راهبردی که در آن، ترکیه تلاش میکند از موقعیت جغرافیایی و ظرفیتهای اقتصادی و امنیتی خود برای ایفای نقش فعالتر استفاده کند.
او همچنین تصریح کرد: «نیاز اتحادیه اروپا به ترکیه بیش از نیاز ترکیه به آن است» و رویکرد بروکسل را «از نظر راهبردی نادرست» دانست. در جمعبندی نیز تأکید کرد: «موضوع به جایگاه ترکیه مربوط نیست، بلکه به این بستگی دارد که بروکسل چه نقشی برای خود در نظام بینالملل آینده تعریف میکند».
اما فراتر از این نقلقولها، آنچه در سخنان اردوغان اهمیت دارد، تلاش برای بازتعریف نسبت ترکیه با غرب است. ترکیه سالها در مسیر عضویت در اتحادیه اروپا حرکت کرده، اما اکنون این مسیر عملاً به یک رابطه پرتنش و فرسایشی تبدیل شده است. در چنین شرایطی، آنکارا بهجای انتظار برای پذیرش، در حال تغییر زمین بازی است؛ از «متقاضی عضویت» به «بازیگر مستقل».
این تغییر رویکرد، صرفاً یک موضع سیاسی نیست، بلکه ریشه در تحولات واقعی دارد. اروپا در سالهای اخیر با بحرانهای متعددی مواجه بوده؛ از جنگ اوکراین و بحران انرژی گرفته تا اختلافات داخلی و کاهش انسجام راهبردی. در مقابل، ترکیه تلاش کرده با حضور فعال در پروندههای منطقهای—از قفقاز تا خاورمیانه—نقش خود را پررنگتر کند و خود را بهعنوان یک بازیگر غیرقابل چشمپوشی معرفی کند.
از منظر کارشناسانه، جمله کلیدی اردوغان درباره «نیاز بیشتر اروپا به ترکیه» را باید در چند سطح تحلیل کرد. نخست، سطح امنیتی: ترکیه بهعنوان عضو ناتو و دروازه اتصال اروپا به خاورمیانه و قفقاز، نقش مهمی در معادلات امنیتی دارد. دوم، سطح انرژی: موقعیت ترانزیتی ترکیه در انتقال انرژی، بهویژه در شرایطی که اروپا بهدنبال کاهش وابستگی به برخی منابع است، اهمیت یافته است. سوم، سطح مهاجرت: ترکیه در سالهای اخیر به یکی از اصلیترین نقاط کنترل جریان مهاجرت به اروپا تبدیل شده و این موضوع به آنکارا اهرم قابل توجهی داده است.
با این حال، ادعای اردوغان یکسویه هم نیست. واقعیت این است که ترکیه نیز همچنان در حوزههایی مانند اقتصاد، سرمایهگذاری و دسترسی به بازارهای اروپایی، به ارتباط با اتحادیه اروپا نیاز دارد. بنابراین، آنچه امروز مشاهده میشود، نه قطع وابستگی، بلکه تغییر در توازن آن است؛ تلاشی برای کاهش وابستگی یکطرفه و تبدیل آن به رابطهای متوازنتر.
در سطح کلانتر، سخنان اردوغان بازتاب یک روند گستردهتر در نظام بینالملل است؛ روندی که در آن، قدرتهای میانی در حال افزایش نقش خود هستند و دیگر حاضر نیستند صرفاً در چارچوبهای تعریفشده توسط غرب عمل کنند. ترکیه در این میان تلاش دارد خود را در کنار این دسته از بازیگران تعریف کند؛ نه کاملاً در اردوگاه غرب، و نه در تقابل کامل با آن.
اظهارات اردوغان را باید فراتر از یک انتقاد مقطعی از اتحادیه اروپا دید. این سخنان بخشی از یک روایت بزرگتر است: روایت ترکیهای که میخواهد در نظم در حال تغییر جهانی، جایگاه خود را بازتعریف کند و از حاشیه به متن تصمیمسازی نزدیک شود. در این چارچوب، اتحادیه اروپا دیگر مقصد نهایی نیست، بلکه یکی از چند مسیر پیشروی سیاست خارجی آنکارا محسوب میشود.
دیدگاهتان را بنویسید