اینستاگرام؛ دادگاهی که شبانهروز در آن محاکمه و شکنجه میشوید
برخط یا آنلاین؛ کاربران در سرگردانی پیامرسانهای داخلی و خارجی
به گزارش آذربایجان آنلاین، پیت هگست وزیر دفاع آمریکا در نشست امنیتی شانگریلا در سنگاپور اعلام کرد واشنگتن در صورت شکست تلاشهای دیپلماتیک، توانایی کامل برای ازسرگیری عملیات نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران را در اختیار دارد.
او مدعی شد توان نظامی آمریکا «بیش از حد کافی» است و ذخایر تسلیحاتی این کشور در منطقه و سایر نقاط جهان برای هرگونه اقدام احتمالی آمادگی کامل دارند.
هگست در عین حال تأکید کرد دولت آمریکا همچنان از روند دیپلماتیک حمایت میکند و هدف دونالد ترامپ دستیابی به توافقی است که به ادعای واشنگتن نگرانیهای هستهای این کشور را برطرف کند.
این اظهارات در شرایطی مطرح میشود که تنها ساعاتی پیش از آن، ترامپ در اتاق وضعیت کاخ سفید با مشاوران ارشد امنیتی و سیاسی خود درباره آخرین پیشنویس تفاهم مربوط به تمدید ۶۰ روزه آتشبس و ادامه مذاکرات با ایران گفتوگو کرده بود.
همین همزمانی نشان میدهد برخلاف ادبیات تند مقامهای آمریکایی، واشنگتن هنوز تصمیم به خروج از مسیر مذاکره نگرفته و همچنان تلاش میکند از ابزار دیپلماسی برای مدیریت یکی از پیچیدهترین بحرانهای سیاست خارجی خود استفاده کند.
در واقع، اگرچه مقامهای آمریکایی بارها از آمادگی نظامی سخن گفتهاند، اما واقعیت میدانی ماههای گذشته نشان میدهد گزینه نظامی برخلاف تصور اولیه برخی محافل سیاسی آمریکا، نه سریع، نه کمهزینه و نه بدون پیامد بوده است.
بر اساس گزارشهای منتشرشده در رسانههای آمریکایی، هزینه جنگ علیه ایران تاکنون به آستانه ۱۰۰ میلیارد دلار نزدیک شده است؛ رقمی که حتی در داخل آمریکا نیز بحثهای گستردهای درباره توجیهپذیری آن ایجاد کرده است.
بسیاری از تحلیلگران معتقدند یکی از دلایل اصلی ادامه مذاکرات، همین هزینههای فزاینده اقتصادی و نظامی است.
از سوی دیگر، تأکید هگست بر بودجه نظامی ۱.۵ تریلیون دلاری آمریکا نیز حامل یک پیام سیاسی است.
واشنگتن تلاش میکند این پیام را به تهران و متحدان منطقهای خود منتقل کند که همچنان بزرگترین قدرت نظامی جهان باقی مانده و توان ادامه فشار را دارد.
اما در مقابل، بسیاری از کارشناسان امنیتی معتقدند صرف برخورداری از بودجه نظامی بزرگتر لزوماً به معنای دستیابی به اهداف سیاسی نیست.
تجربه آمریکا در عراق، افغانستان و حتی برخی بحرانهای اخیر خاورمیانه نشان داده فاصله قابل توجهی میان توان نظامی و موفقیت سیاسی وجود دارد.
همین مسئله درباره ایران نیز مطرح است.
طی ماههای اخیر با وجود حملات گسترده و فشارهای اقتصادی، نه تنها ساختار سیاسی جمهوری اسلامی حفظ شده، بلکه گزارشهای رسانههای غربی از آغاز بازسازی بخشی از زیرساختهای نظامی و موشکی ایران حکایت دارد.
شبکه سیانان اخیراً گزارش داده بود که ایران تنها چند هفته پس از آغاز آتشبس، عملیات بازگشایی و بازسازی دهها مسیر و ورودی در پایگاههای موشکی زیرزمینی خود را آغاز کرده است.
این گزارشها موجب شده بخشی از ناظران غربی درباره میزان اثربخشی راهبرد فشار نظامی آمریکا پرسشهایی جدی مطرح کنند.
در همین حال، موضوع دیگری که نباید نادیده گرفت، شرایط منطقهای است.
آمریکا امروز تنها با پرونده ایران روبهرو نیست. جنگ اوکراین، رقابت فزاینده با چین در شرق آسیا، بحرانهای امنیتی در دریای سرخ و تحولات مرتبط با تایوان، همگی بخش قابل توجهی از ظرفیت سیاسی و نظامی واشنگتن را درگیر کردهاند.
به همین دلیل، بسیاری از تحلیلگران معتقدند کاخ سفید تمایل ندارد بحران ایران دوباره به یک جنگ گسترده و فرسایشی تبدیل شود.
از منظر راهبردی نیز اظهارات هگست را باید بخشی از تاکتیک مذاکراتی آمریکا ارزیابی کرد.
در بسیاری از موارد، مقامهای آمریکایی تلاش میکنند همزمان دو پیام متفاوت ارسال کنند؛ از یک سو تأکید بر آمادگی نظامی برای حفظ اهرم فشار و از سوی دیگر اعلام حمایت از مذاکره برای باز نگه داشتن مسیر توافق.
این همان سیاستی است که در ماههای اخیر بارها در قبال ایران مشاهده شده است.
با این حال، تجربه چند دهه گذشته نشان داده است که در پرونده ایران، تهدید نظامی به تنهایی نتوانسته اهداف مورد نظر آمریکا را محقق کند و در نهایت هر دو طرف ناگزیر به بازگشت به مسیر گفتوگو شدهاند.
در شرایط کنونی نیز به نظر میرسد تصمیم اصلی نه در میدان نبرد، بلکه در میزهای مذاکره و رایزنیهای دیپلماتیک در حال شکلگیری است.
به همین دلیل، اظهارات وزیر دفاع آمریکا را بیش از آنکه نشانه قریبالوقوع بودن یک رویارویی جدید بدانیم، باید بخشی از جنگ روانی و سیاسی همزمان با مذاکرات جاری ارزیابی کرد؛ مذاکراتی که نتیجه آن میتواند نه تنها سرنوشت آتشبس فعلی، بلکه آینده روابط تهران و واشنگتن در ماههای پیش رو را نیز مشخص کند.
دیدگاهتان را بنویسید