چهارشنبه / ۲۸ مرداد / ۱۴۰۵ Wednesday / 19 August / 2026
×
تهران ـ آذربایجان آنلاین ـ هر ناکامی در فوتبال ایران معمولاً با یک پرسش قدیمی همراه می‌شود؛ «سرمربی باید برود یا بماند؟» اما پس از عملکرد تیم ملی در جام جهانی و تساوی مقابل مصر، شکست‌ناپذیری بدون صعود قطعی و انتقادها نسبت به کیفیت فنی تیم، این بار بحث تنها بر سر ماندن یا رفتن امیر قلعه‌نویی نیست؛ بلکه مسئله اصلی، نبود یک برنامه روشن برای آینده نیمکت تیم ملی است. اظهارات اخیر خداداد عزیزی نیز دقیقاً همین خلأ را هدف قرار داده است؛ اینکه تغییر سرمربی بدون داشتن جایگزین مناسب، بیش از آنکه راه‌حل باشد، می‌تواند آغاز یک بحران تازه باشد.
وقتی نیمکت تیم ملی به بن‌بست می‌رسد؛ مشکل فقط قلعه‌نویی است یا نبود جانشین؟
  • تیر 20, 1405
  • بدون دیدگاه
  • برچسب ها

    به گزارش آذربایجان آنلاین، خداداد عزیزی با دفاع از کارنامه امیر قلعه‌نویی، در عین حال انتقادهای فنی جدی به عملکرد تیم ملی وارد کرد و گفت: «شما نمی‌توانید قلعه‌نویی را بردارید، بعد تازه دنبال سرمربی بگردید. اول باید جانشین آماده داشته باشید، بعد تصمیم به تغییر بگیرید.»

    او با اشاره به سوابق قلعه‌نویی افزود: «کارنامه و رزومه او در فوتبال ایران قابل انکار نیست. اگر این رزومه وجود نداشت، من هیچ‌وقت کنار او به عنوان مشاور کار نمی‌کردم.»

    با این حال، خداداد در ادامه به یکی از مهم‌ترین انتقادهای فنی پرداخت و گفت: «قلعه‌نویی به حرف کسی گوش نمی‌دهد.» او معتقد است تیم ملی در دیدارهای مقابل بلژیک و مصر، به‌ویژه زمانی که حریفان تحت فشار قرار گرفته بودند، برنامه مشخصی برای تغییر روند مسابقه و استفاده از فرصت‌ها نداشت.

    وی با اشاره به دیدار برابر بلژیک گفت: «وقتی بلژیک ۱۰ نفره شد، باید برای بردن بازی برنامه داشتیم، اما هیچ برنامه‌ای وجود نداشت.»

    او درباره مسابقه مقابل مصر نیز اظهار کرد: «در هفت دقیقه پایانی فوق‌العاده بازی کردیم، تیر دروازه را زدیم و حتی به گل رسیدیم که مردود شد؛ سؤال اینجاست که چرا این سبک بازی را از دقیقه ۶۰ یا حتی نیمه اول اجرا نکردیم؟ هیچ تیمی ۹۰ دقیقه حمله نمی‌کند، اما باید در مقاطع مختلف بازی فشار بیاورد و بازی را مدیریت کند.»

    این انتقادها، بحث قدیمی فوتبال ایران درباره تفاوت «نتیجه‌گرایی» و «کیفیت فنی» را دوباره زنده کرده است. بسیاری از کارشناسان معتقدند آمار و نتایج قلعه‌نویی در مقدماتی جام جهانی و مسابقات رسمی قابل دفاع است، اما شیوه بازی تیم ملی، به‌ویژه مقابل تیم‌های بزرگ، هنوز نتوانسته رضایت افکار عمومی و کارشناسان را جلب کند.

    مجید جلالی، رئیس کمیته توسعه و پیشرفت فدراسیون فوتبال، نیز پیش‌تر تأکید کرده بود: «فوتبال ایران بیش از هر چیز به برنامه‌ریزی بلندمدت نیاز دارد و نباید تصمیم‌های فنی صرفاً بر اساس نتایج مقطعی گرفته شود.»

    در سوی دیگر، امیر قلعه‌نویی نیز بارها از عملکرد کادر فنی خود دفاع کرده و گفته است: «قضاوت درباره تیم ملی باید بر اساس مجموعه نتایج و روند پیشرفت انجام شود، نه فقط یک مسابقه.»

    اما آنچه اظهارات خداداد عزیزی را متفاوت می‌کند، این است که او هم‌زمان دو دیدگاه را مطرح می‌کند؛ از یک سو معتقد است تغییر سرمربی بدون جانشین منطقی نیست و از سوی دیگر، ایرادهای فنی تیم ملی را انکار نمی‌کند. این رویکرد نشان می‌دهد حتی حامیان ادامه همکاری با قلعه‌نویی نیز خواهان اصلاحات جدی در شیوه بازی، مدیریت مسابقات و استفاده بیشتر از نظرات فنی هستند.

    از منظر کارشناسی، فوتبال ملی در آستانه جام ملت‌های آسیا و ادامه رقابت‌های جام جهانی، بیش از هر زمان دیگری به ثبات همراه با اصلاح نیاز دارد. تجربه سال‌های گذشته نشان داده است که تغییر مداوم سرمربیان، بدون داشتن نقشه راه، معمولاً به نتیجه مطلوب منجر نشده است. در مقابل، حفظ یک کادر فنی بدون اصلاح ضعف‌های تاکتیکی نیز می‌تواند تیم را در برابر رقبای بزرگ با مشکل مواجه کند.

    یکی از محورهای اصلی انتقاد کارشناسان، مدیریت بازی در لحظات حساس است. تیم ملی در مسابقات اخیر بارها نشان داده که در دقایقی از بازی توان اعمال فشار هجومی را دارد، اما این فشار به‌صورت مقطعی و بدون تداوم اجرا می‌شود. کارشناسان معتقدند تیم‌های بزرگ جهان، علاوه بر کیفیت بازیکنان، در تغییر ریتم بازی، استفاده از برتری عددی و مدیریت لحظات سرنوشت‌ساز موفق‌تر عمل می‌کنند؛ موضوعی که خداداد عزیزی نیز به آن اشاره کرده است.

    در کنار مسائل فنی، موضوع جانشینی نیز چالش مهمی محسوب می‌شود. بسیاری از مربیان داخلی تجربه حضور در سطح ملی را ندارند و جذب مربیان خارجی نیز همواره با مشکلات مالی، تحریم‌ها و محدودیت‌های قراردادی همراه بوده است. همین مسئله باعث شده تصمیم درباره نیمکت تیم ملی، صرفاً یک انتخاب فنی نباشد، بلکه ابعاد مدیریتی، اقتصادی و حتی سیاسی نیز پیدا کند.
    پرسش اصلی همچنان پابرجاست؛ آیا فوتبال ایران به تغییر سرمربی نیاز دارد یا به تغییر در شیوه مدیریت فنی تیم ملی؟ اظهارات خداداد عزیزی نشان می‌دهد پاسخ این سؤال، صرفاً در نام سرمربی خلاصه نمی‌شود. اگر قرار است تیم ملی در رقابت‌های آینده موفق‌تر ظاهر شود، علاوه بر حفظ ثبات، باید ضعف‌های تاکتیکی، نحوه تصمیم‌گیری در جریان مسابقه، استفاده از ظرفیت مشاوران فنی و برنامه‌ریزی برای آینده نیز به‌طور جدی مورد بازنگری قرار گیرد. شاید مسئله امروز فوتبال ایران، نه فقط «چه کسی روی نیمکت بنشیند»، بلکه این باشد که «تیم ملی با چه برنامه‌ای به آینده نگاه می‌کند».

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *