از سفرههای کوچک تا اضطرابهای بزرگ؛ سلامت روان ایرانیان چگونه است؟
دلار بالا میرود، مسئولیت پاسکاری میشود؛ درد مردم بالاخره به چه کسی ربط دارد؟
به گزارش آذربایجان آنلاین، بخش مهمی از اختلاف بر سر این پروژه از جایی آغاز میشود که هنوز آمار جامع و قابل مقایسهای از وضعیت «قبل و بعد» آن در دسترس عموم قرار نگرفته است. بدون چنین دادهای، یک طرف میتواند به زیبایی و حضور عابر در فضای مرکزی استناد کند و طرف دیگر به مشکلات دسترسی و گلایه کسبه؛ اما هیچکدام بهتنهایی برای صدور حکم قطعی درباره موفقیت یا شکست پروژه کافی نیست.
آنچه با اطمینان بیشتری میتوان گفت این است که سنگفرش هسته مرکزی بخشی از برنامه وسیعتری برای احیای بافت تاریخی خوی بوده است. مرتضی صفری، مدیرکل میراث فرهنگی آذربایجانغربی، پیشتر اعلام کرده بود شهرداری و شورای شهر برای مجموعه مرمت و احیای بافت تاریخی خوی، شامل بازار، مساجد، کاروانسراها و ایجاد پیادهراه، تا آن مقطع ۵۰ میلیارد تومان هزینه کردهاند. این رقم را نباید هزینه مستقیم سنگفرش دانست؛ اما نشان میدهد با یک مداخله محدود عمرانی مواجه نیستیم و بخشی از منابع قابل توجه شهری و میراثی در این محدوده هزینه شده است.
همین موضوع ضرورت پاسخگویی درباره نتیجه پروژه را بیشتر میکند. وقتی برای احیای یک محدوده تاریخی منابع عمومی صرف میشود، سنجش موفقیت نمیتواند به کیفیت کفسازی، مبلمان شهری یا عکسهای مناسبتی محدود شود. باید روشن شود این سرمایهگذاری چه میزان ارزش اجتماعی، اقتصادی و گردشگری ایجاد کرده است.
در بخش دسترسی نیز شهرداری تلاش کرده بخشی از محدودیتهای ناشی از پیادهراه را جبران کند. در سال ۱۴۰۳ سه وسیله نقلیه برقی با ظرفیتهای ۸ و ۱۴ نفر برای جابهجایی در هسته مرکزی وارد چرخه خدمت شدند و اعلام شد این وسایل بهویژه برای سالمندان، کودکان و افراد کمتوان مورد استفاده قرار میگیرند. نفس این اقدام نشان میدهد مدیران شهری از ابتدا میدانستند حذف یا محدود شدن خودرو در قلب شهر بدون ایجاد دسترسی جایگزین میتواند به مسئله تبدیل شود.
اما سه وسیله برقی، هرچند اقدام مثبتی است، پاسخ کاملی به مسئله دسترسی نیست. هسته مرکزی خوی تنها فضای تفریحی نیست؛ بازار، واحدهای صنفی، مراکز خدماتی، بانکها و فعالیتهای روزمره در آن متمرکزند. برای ارزیابی واقعی باید مشخص شود روزانه چند نفر از این ناوگان استفاده میکنند، زمان انتظار چقدر است، آیا برای ساعات پرتردد ظرفیت کافی وجود دارد و شهروندان سالمند یا دارای محدودیت حرکتی عملاً تا چه حد از آن بهره میبرند.
مسئله اصلی همینجاست: در پروژههای پیادهمحور، حذف خودرو بهتنهایی موفقیت محسوب نمیشود. پیادهراه زمانی موفق است که «دسترسی» را از بین نبرد، بلکه شکل آن را تغییر دهد.
شهروند باید بتواند تا فاصله مناسبی از هسته مرکزی با اتوبوس، تاکسی یا خودروی شخصی برسد و ادامه مسیر را آسان طی کند. کسبه باید امکان بارگیری داشته باشند، سالمندان نباید برای رسیدن به مقصد مسیر طولانی و دشوار طی کنند و خیابانهای اطراف نیز نباید زیر بار ترافیکی قرار بگیرند که پیش از آن در داخل محدوده وجود داشت.
در غیر این صورت، ترافیک حل نمیشود؛ فقط جابهجا میشود.
همین مسئله درباره اقتصاد مرکز شهر اهمیت بیشتری پیدا میکند. مرکز خوی فقط یک فضای معماری نیست؛ محل کسب درآمد صدها خانواده است. ارزش یک واحد تجاری به تعداد عابرانی که از مقابل آن عبور میکنند محدود نمیشود؛ دسترسی مشتری، امکان توقف، خرید، بارگیری و تکرار مراجعه نیز تعیینکننده است.
اگر پیادهراه باعث افزایش واقعی حضور مردم، افزایش زمان ماندگاری و افزایش خرید شده باشد، میتوان از اثر اقتصادی مثبت صحبت کرد. اما اگر حضور مردم بیشتر به مناسبتها و تجمعات محدود باشد و در زندگی روزمره، دسترسی مشتری به واحدهای صنفی دشوارتر شده باشد، ظاهر پرجمعیت خیابان الزاماً به معنای رونق بازار نیست.
اعتراض بخشی از کسبه نیز واقعیتی است که نمیتوان آن را نادیده گرفت. رسانههای محلی در سال گذشته از اعتراض و تهیه طومار توسط گروهی از کسبه محدوده خبر دادند. این اعتراض بهتنهایی اثبات نمیکند پروژه شکست خورده، همانطور که دفاع شهرداری نیز موفقیت آن را اثبات نمیکند.
آنچه میتواند میان این دو روایت داوری کند، آمار است.
برای مثال باید مشخص شود در چهار محور پیادهراه پیش از اجرای پروژه چند واحد صنفی فعال بوده و امروز چند واحد فعال است. چند پروانه کسب تمدید نشده؟ چند مغازه خالی مانده؟ متوسط اجاره یا قیمت واحدهای تجاری چگونه تغییر کرده؟ فروش واقعی کسبه نسبت به خیابانهای مشابه شهر چه تغییری داشته است؟
این مقایسه اهمیت زیادی دارد، زیرا اقتصاد کشور طی این دو سال با تورم و کاهش قدرت خرید مواجه بوده است. اگر فروش مغازهای کاهش یافته، نمیتوان بدون مقایسه آن با سایر نقاط شهر نتیجه گرفت سنگفرش عامل اصلی بوده است.
ارزیابی حرفهای باید نشان دهد آیا افت یا رشد فعالیت اقتصادی در هسته مرکزی با روند عمومی شهر متفاوت بوده یا نه. اگر فروش و فعالیت در سراسر خوی کاهش یافته ولی افت در محدوده سنگفرش بسیار بیشتر بوده است، آن وقت مسئله دسترسی و طراحی پروژه باید جدیتر بررسی شود. برعکس، اگر این محدوده توانسته عملکرد بهتری از مناطق مشابه داشته باشد، این داده میتواند از پروژه دفاع کند.
گردشگری نیز از اصلیترین اهدافی است که برای احیای بافت مرکزی مطرح شده و خوی در این حوزه ظرفیت قابل توجهی دارد. در نوروز ۱۴۰۴ بیش از ۱۲۲ هزار بازدید از جاذبههای تاریخی و گردشگری شهرستان خوی ثبت شد و بیش از ۲۰ هزار نفر نیز در مراکز اقامتی شهرستان اقامت داشتند.
اما این ارقام یک نکته مهم دارد: این آمار مربوط به کل شهرستان است، نه هسته مرکزی و نه خود پیادهراه.
بنابراین نمیتوان از افزایش بازدیدهای گردشگری شهرستان نتیجه گرفت سنگفرش بهتنهایی موفق بوده است. برای چنین ادعایی باید مشخص شود چه تعداد گردشگر وارد هسته مرکزی شدهاند، چه مدت در آنجا ماندهاند، از کدام جاذبهها بازدید کردهاند و چه میزان از خدمات و کسبوکارهای اطراف استفاده کردهاند.
همین تفکیک میان «گردشگر شهر» و «مراجعهکننده به پیادهراه» برای سنجش اقتصادی پروژه حیاتی است.
سنگفرش بهخودیخود مقصد گردشگری ایجاد نمیکند. یک پیادهراه گردشگرپذیر باید به بازار تاریخی، بناهای تاریخی، کافه و رستوران، رویداد فرهنگی، نورپردازی، خدمات شهری، سرویس بهداشتی، تابلوهای راهنما و حملونقل مناسب متصل باشد. اگر این زنجیره کامل شود، پیادهراه میتواند زمان ماندگاری گردشگر را افزایش دهد و رونق اقتصادی ایجاد کند؛ اما اگر فقط کف خیابان تغییر کند، انتظار جهش گردشگری واقعبینانه نیست.
موضوع دیگری که باید مورد بررسی قرار گیرد، اثر پروژه بر ارزش املاک تجاری است. در بسیاری از تجربههای موفق پیادهراهسازی، افزایش کیفیت محیط و حضور بیشتر مردم میتواند ارزش اقتصادی ملک را بالا ببرد. در مقابل، اگر دسترسی دشوار شود و مشتری کاهش یابد، بعضی واحدها ممکن است جذابیت تجاری خود را از دست بدهند.
درباره خوی، هنوز آمار عمومی قابل اتکایی که تغییر قیمت یا اجاره املاک تجاری هسته مرکزی را پیش و پس از پروژه نشان دهد، منتشر نشده است.
همین خلأ درباره حملونقل نیز وجود دارد. مشخص نیست تعداد مسافران خطوط تاکسی و اتوبوس پیش و پس از اجرای پروژه چه تغییری کرده، سرعت متوسط رفتوآمد در خیابانهای اطراف چگونه تغییر کرده و آیا حجم خودروها واقعاً کاهش یافته یا فقط به مسیرهای پیرامونی منتقل شده است.
اینها پرسشهایی نیستند که پاسخشان غیرممکن باشد.
دوربینهای ترافیکی میتوانند تعداد عابر و خودرو را ثبت کنند، سازمان حملونقل میتواند تعداد سفرها را ارائه دهد، اتحادیهها میتوانند آمار صدور و ابطال پروانههای کسب را اعلام کنند و اطلاعات معاملات و اجاره نیز میتواند روند ارزش تجاری را نشان دهد.
اطلاعات حتی لازم نیست به نام اشخاص منتشر شود؛ دادههای تجمیعی برای سنجش سیاست شهری کافی است.
امروز، دو سال بعد از آغاز پروژه، مهمترین مطالبه میتواند انتشار همین «کارنامه عملکرد» باشد.
نه برای تخریب پروژه و نه برای دفاع از آن؛ برای اینکه معلوم شود تصمیمی که مرکز شهر را تغییر داده، در عمل چه نتیجهای داشته است.
مدیریت شهری اگر معتقد است طرح موفق بوده، انتشار داده به نفع خودش است. اگر تعداد عابران بیشتر شده، درصد افزایش مشخص شود. اگر گردش مالی بالا رفته، نتایج یک بررسی رسمی اعلام شود. اگر ترافیک کم شده، آمار حجم تردد قبل و بعد منتشر شود. اگر گردشگران بیشتر در مرکز شهر توقف میکنند، داده آن ارائه شود.
و اگر بخشی از شاخصها منفی است، اصلاح پروژه نباید به معنای شکست تلقی شود.
ممکن است اصل پیادهراه درست باشد اما شیوه دسترسی نیاز به اصلاح داشته باشد. ممکن است افزایش ناوگان برقی، ایجاد پارکینگ پیرامونی، جابهجایی ایستگاه تاکسی، تعیین ساعات مشخص بارگیری، بازگشایی محدود برخی مسیرها یا تقویت برنامههای گردشگری بتواند بخش مهمی از نارضایتیها را کاهش دهد.
انتخاب میان «جمعآوری کامل سنگفرش» و «دفاع کامل از وضع موجود» الزاماً تنها دو گزینه پیشروی خوی نیست.
مدیریت شهری حرفهای، پروژه را بعد از اجرا نیز ارزیابی میکند و اگر جایی اشتباه کرده باشد آن را تغییر میدهد.
دو سال پس از آغاز پروژه، آنچه کمبودش بیشتر از هر چیز احساس میشود نه طرح تازه و نه دفاع تازه، بلکه داده است.
چند واحد صنفی تعطیل شدهاند؟ چند واحد تازه فعالیت خود را آغاز کردهاند؟ میزان رفتوآمد عابران چقدر تغییر کرده؟ فروش کسبه نسبت به سایر نقاط شهر چه وضعی دارد؟ ارزش تجاری املاک چه تغییری کرده؟ استفاده از حملونقل عمومی افزایش یافته یا کاهش پیدا کرده؟ و چند نفر از گردشگران خوی واقعاً به هسته مرکزی وارد شدهاند؟
تا زمانی که پاسخ این پرسشها منتشر نشود، حکم قطعی درباره موفقیت یا شکست پروژه بیش از آنکه بر ارزیابی کارشناسی تکیه داشته باشد، به برداشتهای موافقان و مخالفان وابسته خواهد بود.
مرکز شهر خوی فقط مجموعهای از سنگ، جدول و مبلمان شهری نیست؛ قلب تاریخی و اقتصادی شهری است که زندگی و درآمد صدها خانواده به آن وابسته است.
زیباسازی زمانی موفق است که علاوه بر تصویر شهر، کیفیت زندگی مردم را نیز بهتر کند. گردشگری زمانی موفق است که به اقتصاد محلی پول وارد کند. پیادهراه زمانی موفق است که حضور مردم را افزایش دهد، نه اینکه دسترسی آنها را دشوارتر کند.
امروز شاید مهمترین مطالبه شهروندان و کسبه خوی نه برچیدن فوری پروژه باشد و نه دفاع بیچونوچرا از آن؛ مطالبه منطقی این است که مسئولان بعد از دو سال، یکبار بهطور شفاف بگویند این پروژه چه چیزی به مرکز شهر اضافه کرده و چه هزینهای از آن گرفته است.
اگر نتیجه مثبت است، اعداد آن را نشان خواهند داد؛ اگر بخشی از مسیر اشتباه بوده، اصلاح آن نه عقبنشینی، بلکه نشانه مسئولیتپذیری است.
شهر برای مردم ساخته میشود، نه مردم برای پروژههای شهری.
دیدگاهتان را بنویسید