تورم را نمیشود با یک جمله توضیح داد؛ همانطور که نمیشود تمام مشکلات اقتصادی یک کشور را به یک دولت، یک تصمیم یا یک اتفاق نسبت داد. اقتصاد ایران سالهاست با تورم، کسری بودجه، ناترازیهای بانکی، مشکلات ارزی، کاهش سرمایهگذاری، تحریم و ضعفهای ساختاری دستوپنجه نرم میکند. جنگ هم اگر رخ داده باشد، میتواند فشارهای تازهای به همین اقتصاد وارد کند. مسئله دقیقاً همینجاست؛ چرا باید یکی را حذف کنیم تا دیگری را ثابت کنیم؟
گاهی سیاست آنقدر عجیب میشود که آدم نمیداند باید به موضع امروز نگاه کند یا شعارهای دیروز. کسانی که تا همین چند وقت پیش در داخل کشور علیه رئیسجمهور شعار میدادند، عملکردش را زیر سؤال میبردند و حتی ایستادن او در برابر فشارهای سیاسی داخلی را تاب نمیآوردند، حالا بعد از سخنرانی پزشکیان در سازمان ملل از همان سخنرانی تمجید میکنند.
۴ شهریور، روز کارمند است؛ روزی برای قدردانی از کسانی که بخش بزرگی از امور روزمره کشور، از پشت میزهای اداری آنها میگذرد. اما شاید در چنین روزی، به جای چند پیام تبریک و تشکر، بد نباشد کمی هم درباره زندگی همان کارمندی حرف بزنیم که هر ماه حقوق میگیرد، اما پیش از رسیدن به نیمه ماه، بخش زیادی از آن صرف اجاره، اقساط، خوراک و هزینههای ضروری زندگی میشود.
۱۴ مرداد، تنها سالروز صدور فرمان مشروطیت نیست؛ یادآور نقش شهری است که در سختترین روزهای تاریخ ایران، اجازه نداد چراغ مشروطه خاموش شود. اگر تهران محل تولد قانون بود، تبریز شهری بود که برای بقای آن هزینه داد. ایستادگی مردم این شهر، مقاومت ستارخان، باقرخان و صدها مشروطهخواه گمنام، مشروطه را از یک فرمان روی کاغذ به یک مطالبه ملی تبدیل کرد.
فاصله نجف تا تهران تنها چند صد کیلومتر است، اما فاصله دو تصویری که این روزها از این دو شهر منتشر شد، به اندازه دو نوع نگاه به سیاست، اخلاق و منافع ملی است. در نجف، رئیسجمهور ایران و وزیر امور خارجه در میان انبوه زائران عراقی با احترام و استقبال روبهرو میشوند. مردم شعار میدهند، ابراز احساسات میکنند و به مهمانان خود احترام میگذارند؛ بیآنکه کسی از آنان بپرسد به کدام جریان سیاسی تعلق دارند یا با همه تصمیمهای دولت ایران موافق هستند یا نه.
در سالهای اخیر، یکی از ویژگیهای کمتر دیدهشده در رفتار اجتماعی مردم، شکلگیری نوعی انتظار دائمی برای خبر بعدی است. گویی زندگی روزمره در میان موجی از اخبار، شایعات، تحلیلها و روایتها در حال حرکت است و هر لحظه همه منتظرند ببینند اتفاق بعدی چیست.
بسیاری از تصمیمهای مهم زندگی بر پایه تصویری شکل میگیرند که افراد از آینده در ذهن خود دارند. انتخاب شغل، ازدواج، خرید خانه، ادامه تحصیل یا حتی داشتن فرزند، همگی نیازمند نوعی پیشبینی از فردا هستند. اما زمانی که آینده مبهم شود، تصمیمگیری نیز دشوارتر خواهد شد.
تهران - آذربایجان آنلاین- اینترنت، سالهاست دیگر فقط یک ابزار ارتباطی ساده نیست. بخشی از زندگی روزمره مردم شده است؛ از کار و آموزش گرفته تا خرید، درمان، پژوهش و حتی حفظ ارتباطهای خانوادگی. برای همین، وقتی صحبت از محدودسازی یا قطع اینترنت میشود، مسئله فقط خاموش شدن چند اپلیکیشن نیست؛ بخشی از جریان عادی زندگی متوقف میشود.