کارت زرد به یک وزیر یا نادیده گرفتن دو سال جهاد برای امنیت غذایی؟
ایران روی زمین تشنه ایستاده است بحران آب دیگر فقط کمبود باران نیست
هفت مرحله برای تحقق حق اشتغال و ازدواج؛ پیوند حقوق شهروندی، فناوری و ضمانت اجرا
پس از ترور اسماعیل هنیه در تهران، دوباره بحث نقش شبکههای اجتماعی خارجی در انتقال اطلاعات و ضرورت محدودیت اینترنت مطرح شد. اما آنچه در روزهای بعد و همزمان با جنگ ۱۲ روزه و اختلال گسترده ارتباطات رخ داد، از بحث فیلترینگ فراتر رفت؛ موضوع به امنیتیسازی اینترنت رسید. جایی که اینترنت دیگر نه یک بستر عمومی، بلکه مسئلهای امنیتی تلقی شد.
در نگاه نخست، شاید چنین تصمیمهایی با هدف کنترل بحران و کاهش تهدیدها توجیهپذیر به نظر برسد؛ اما تجربه نشان داده قطع گسترده ارتباطات، فقط دسترسی مردم به شبکههای اجتماعی را محدود نمیکند. اینترنت امروز بخشی از زیرساخت حیاتی جامعه است؛ قطع آن میتواند زنجیرهای از اختلال در آموزش، پژوهش، کسبوکار و حتی خدمات روزمره ایجاد کند.
مسئله مهمتر، احساسی است که در جامعه شکل میگیرد. وقتی طرحهایی مانند اینترنت پرو یا سیمکارت سفید مطرح میشود، بسیاری از شهروندان احساس میکنند دسترسی به اطلاعات قرار است به امتیازی طبقهبندیشده تبدیل شود؛ گویی گروهی حق اتصال کامل دارند و گروهی دیگر باید با نسخه محدودشدهای از جهان زندگی کنند. این احساس تبعیض، فقط نارضایتی فنی ایجاد نمیکند؛ سرمایه اجتماعی را فرسوده میکند.
امنیت ملی، فقط جلوگیری از تهدید خارجی نیست. جامعهای که احساس کند از دسترسی آزاد، برابر و عادی محروم شده، بهتدریج دچار فرسایش اعتماد میشود. اعتماد عمومی، برخلاف بسیاری از زیرساختها، چیزی نیست که بتوان آن را با دستور یا بخشنامه بازسازی کرد. آرامآرام شکل میگیرد و گاهی با چند تصمیم ناگهانی، بهسادگی آسیب میبیند.
در این میان، دانشگاهها، پژوهشگران، دانشجویان و کسبوکارهای آنلاین بیش از دیگران آسیب میبینند. اینترنت برای بسیاری از آنها فقط ابزار سرگرمی نیست؛ فضای کار و یادگیری است. قطع طولانیمدت ارتباط، فقط سرعت اینترنت را کم نمیکند؛ جریان تولید، آموزش و حتی امید به آینده را مختل میکند.
تجربه کشورهای مختلف هم نشان داده فناوری را نمیتوان صرفاً با ممنوعیت متوقف کرد. معمولاً محدودیتهای گسترده، به جای حذف کامل دسترسی، فقط شکل استفاده را تغییر میدهند؛ فیلترشکنها بیشتر میشوند، مسیرهای غیررسمی گسترش پیدا میکند و شکاف میان سیاستگذار و جامعه عمیقتر میشود.
شاید مسئله اصلی همینجا باشد؛ اینترنت دیگر یک انتخاب لوکس یا ابزار جانبی نیست که بتوان آن را برای مدت طولانی از زندگی مردم کنار گذاشت. همانطور که برق، آب و حملونقل بخشی از زیست روزمرهاند، ارتباطات آنلاین هم به بخشی از حیات اجتماعی تبدیل شدهاند.
جامعهای که مدام نگران قطع ارتباط با جهان باشد، فقط از نظر فنی محدود نمیشود؛ احساس ناامنی و بیثباتی را هم تجربه میکند. و شاید بزرگترین خطر امنیتی، دقیقاً از همین نقطه آغاز شود؛ جایی که فاصله میان مردم و حاکمیت، نه با جغرافیا، بلکه با قطع ارتباط بیشتر میشود.
دیدگاهتان را بنویسید