کارت زرد به یک وزیر یا نادیده گرفتن دو سال جهاد برای امنیت غذایی؟
ایران روی زمین تشنه ایستاده است بحران آب دیگر فقط کمبود باران نیست
هفت مرحله برای تحقق حق اشتغال و ازدواج؛ پیوند حقوق شهروندی، فناوری و ضمانت اجرا
تبریز در تاریخ معاصر، بارها ثابت کرده که فقط نظارهگر تحولات نبوده، بلکه خود یکی از موتورهای اصلی تغییر در ایران بوده است. از مشروطه گرفته تا بسیاری از رخدادهای سیاسی، فرهنگی و اقتصادی، نام این شهر همواره در کنار پیشگامی و اثرگذاری دیده میشود. اما پرسش اینجاست که آیا جایگاه امروز تبریز، متناسب با همان نقش تاریخی است؟
شهری که روزی نماد توسعه، صنعت، تجارت، فرهنگ و نوگرایی بود، امروز با چالشهایی روبهروست که کمتر با گذشته پرافتخار آن همخوانی دارد. پروژههای نیمهتمام، کندی توسعه زیرساختها، مشکلات زیستمحیطی، دغدغههای بخش تولید، کاهش سهم سرمایهگذاری و مهاجرت بخشی از نیروهای متخصص، تنها بخشی از واقعیتهای امروز تبریز است. گویی شهری که روزگاری برای آینده ایران میجنگید، امروز خود در انتظار آیندهای روشنتر مانده است.
شاید بزرگترین کمبود تبریز امروز، نه در تاریخ آن، بلکه در میزان بهرهگیری از همین تاریخ باشد. مشروطه برای تبریز نباید تنها به چند مراسم، چند سخنرانی و چند شاخه گل بر مزار قهرمانانش خلاصه شود. شهری که پرچمدار قانونخواهی و مشارکت بود، شایسته آن است که در توسعه، مدیریت شهری، سرمایهگذاری، گردشگری تاریخی و سیاستگذاریهای ملی نیز جایگاهی درخور داشته باشد.
تبریز به گذشته خود نیازی ندارد که به آن افتخار کند؛ تاریخ این شهر، خود گویای جایگاه آن است. آنچه تبریز امروز به آن نیاز دارد، نگاه و برنامهای است که این سرمایه تاریخی را به فرصتهای واقعی برای توسعه تبدیل کند. هیچ شهری با خاطراتش پیشرفت نمیکند، حتی اگر آن خاطرات، بخشی از تاریخ یک ملت باشد.
۱۴ مرداد، بیش از آنکه روز مرور گذشته باشد، فرصتی برای طرح یک مطالبه است؛ اینکه تبریز، همان شهری که روزی برای قانون، آزادی و آینده ایران ایستاد، امروز نیز شایسته آن است که در تصمیمهای کلان، توسعه اقتصادی و توجه ملی، جایگاهی همتراز با نقش تاریخی خود داشته باشد. حفظ میراث مشروطه، تنها با روایت تاریخ ممکن نیست؛ بهترین ادای دین به آن نسل، ساختن تبریزی است که دوباره در توسعه، نوآوری و پیشگامی، الگوی کشور باشد.
دیدگاهتان را بنویسید