از سفرههای کوچک تا اضطرابهای بزرگ؛ سلامت روان ایرانیان چگونه است؟
دلار بالا میرود، مسئولیت پاسکاری میشود؛ درد مردم بالاخره به چه کسی ربط دارد؟
به گزارش آذربایجان آنلاین، با این حال، انتقاد از روند آمادهسازی سفر تنها به مطالبه برای تصویب پروژهها محدود نمانده است. علی جعفریآذر، نماینده مردم تبریز، آذرشهر و اسکو، پس از جلسهای در نهاد ریاستجمهوری درباره سفر رئیسجمهور، از عملکرد معاون اجرایی رئیسجمهور انتقاد کرد و گفت: «متاسفانه با تجربه دوسال گذشته و حال و هوای حاکم بر جلسه دیروز، جمع بندی من این شد که با وجود امثال قائم پناه ها در صدر دولت، آبی برای آذربایجان گرم نمی شود.»
این اظهارنظر در شرایطی مطرح شده که قائمپناه در نشست با نمایندگان استان، رویکرد دولت را تصویب تعهدات قابل اجرا اعلام کرده و گفته است: «هیچ مصوبه سفری که دولت توان اجرای آن را نداشته باشد، امضا نخواهد شد.» او همچنین آذربایجانشرقی را استانی دارای ظرفیتهای مهم صنعتی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی دانسته و بر ضرورت توجه بیشتر به مسائل آن تأکید کرده است.
از سوی دیگر، مسئله سفر پزشکیان به آذربایجانشرقی صرفاً یک برنامه تشریفاتی نیست. در دستور کار استان، پروژههای زیرساختی، حملونقل، آب، صنعت، تجارت خارجی، منطقه آزاد ارس و طرحهای نیمهتمام قرار دارند و استانداری نیز پیش از سفر، بر ضرورت تأمین منابع مالی پروژههای مهم استان تأکید کرده است.
اما پرسش اصلی اینجاست: چرا سفر رئیسجمهور به آذربایجانشرقی باید اینهمه درگیر تأخیر، هماهنگی و اختلاف میان مسئولان شود؟
پزشکیان برای آذربایجان فقط یک رئیسجمهور نیست؛ او سالها نماینده همین منطقه بوده و بخش مهمی از سابقه سیاسی خود را در تبریز و آذربایجان سپری کرده است. همین سابقه، سطح انتظار مردم را بالا برده است. مردم استان از او انتظار ندارند صرفاً به تبریز بیاید، چند جلسه برگزار کند، چند پروژه را افتتاح کند و بعد تهران را ترک کند. انتظار اصلی این است که سفر رئیسجمهور بتواند بخشی از گرههایی را باز کند که سالها روی هم انباشته شدهاند.
از همینجا نقد جدی آغاز میشود. اگر دولت برای سفر استانی رئیسجمهور ماهها برنامهریزی میکند، باید بتواند پیش از سفر تکلیف مطالبات اصلی را روشن کند. اینکه هنوز درباره اصل سفر، نحوه برگزاری، مصوبات و حتی میزان جدیت دولت در قبال مطالبات استان بحث وجود دارد، برای افکار عمومی پیام خوبی ندارد.
از سوی دیگر، اختلاف علنی میان یک نماینده استان و معاون اجرایی رئیسجمهور نیز نمیتواند نادیده گرفته شود. وقتی یک نماینده مجلس از «گرم نشدن آبی برای آذربایجان» سخن میگوید و در مقابل، معاون اجرایی دولت از برنامهریزی برای سفر و تصویب تعهدات قابل اجرا دفاع میکند، مسئله دیگر فقط یک اختلاف شخصی نیست؛ این اختلاف، نشانهای از شکاف میان انتظارات استان و سازوکار تصمیمگیری دولت است.
اما یک پرسش صریحتر هم وجود دارد که شاید لازم باشد خود رئیسجمهور به آن پاسخ دهد:
آقای رئیسجمهور، شما در نیویورک برای حضور در مجمع عمومی سازمان ملل برنامه داشتید، در یکی از حساسترین محیطهای سیاسی جهان حضور پیدا کردید و برنامههای فشرده دیپلماتیک خود را انجام دادید؛ چرا سفر به تبریز باید اینچنین پیچیده و دشوار شود؟
این پرسش الزاماً به معنای مقایسه امنیت نیویورک با تبریز نیست؛ مسئله، اولویت و اراده اجرایی است. اگر رئیسجمهور برای حضور در یک رویداد بینالمللی با اهمیت امنیتی و سیاسی بالا میتواند برنامهریزی کند، افکار عمومی انتظار دارد سفر به استانی که رئیسجمهور سالها نماینده آن بوده نیز در چارچوبی روشن، زمانبندیشده و بدون کشدار شدن اختلافات اداری انجام شود.
از طرف دیگر، سفر استانی زمانی ارزش دارد که خروجی آن پیش از ورود رئیسجمهور تا حد زیادی مشخص شده باشد. آذربایجانشرقی دیگر به فهرست بلندبالایی از وعدهها نیاز ندارد. استان پروژههای نیمهتمام کم ندارد؛ آنچه کم دارد، تصمیم نهایی، منابع مالی مشخص و زمانبندی قابل سنجش است.
برای مردم تبریز تفاوت زیادی میان «تصویب یک پروژه» و «شروع واقعی یک پروژه» وجود دارد. تجربه سالهای گذشته نشان داده است که مصوبه بدون اعتبار، اعتبار بدون تخصیص و تخصیص بدون اجرا، در نهایت چیزی جز یک خبر خوب برای چند روز رسانهها نیست.
حتی اگر دولت با محدودیت منابع مواجه باشد، میتواند به جای توزیع وعدهها، چند پروژه واقعاً راهبردی را انتخاب کند و برای آنها زمانبندی مشخص ارائه دهد. راهآهن، آزادراهها، حملونقل، آب، صنعت، محیطزیست، توسعه تجارت مرزی و ظرفیتهای ارس، موضوعاتی نیستند که با یک سفر یکروزه حل شوند؛ اما یک سفر میتواند نقطه شروع تصمیمهای جدی و قابل پیگیری باشد.
از همین منظر، نقد به دولت پزشکیان باید دقیق باشد: مسئله مردم فقط این نیست که رئیسجمهور چه زمانی به تبریز میآید؛ مسئله این است که وقتی آمد، چه چیزی با خود میآورد و بعد از رفتن او چه چیزی در استان باقی میماند.
سفر پزشکیان به آذربایجانشرقی میتواند یک سفر معمولی استانی باشد؛ چند جلسه، چند افتتاح، چند مصوبه و بازگشت به تهران. اما با توجه به سابقه پزشکیان در تبریز و حجم مطالبات انباشته استان، افکار عمومی انتظار بیشتری دارد.
اگر قرار است این سفر «فرصت توسعه آذربایجان» باشد، باید پیش از ورود رئیسجمهور تکلیف پروژههای اصلی، منابع مالی، مسئول اجرا و زمانبندی آنها مشخص شده باشد. در غیر این صورت، حتی بهترین سخنرانیها و بزرگترین وعدهها نیز نمیتوانند فاصله میان دولت و مطالبات استان را کاهش دهند.
و شاید مهمترین پیام این سفر همین باشد: آذربایجان دیگر از رئیسجمهور وعده بیشتری نمیخواهد؛ تصمیم روشن، اعتبار مشخص و اجرای قابل مشاهده میخواهد.
پزشکیان اگر بخواهد سفر تبریز را به یک نقطه عطف تبدیل کند، باید نشان دهد که این سفر نه برای عکس یادگاری و نه صرفاً برای صدور چند مصوبه، بلکه برای تعیین تکلیف چند مطالبه واقعی و قدیمی استان است. در غیر این صورت، پرسش مردم بعد از پایان سفر همچنان باقی خواهد ماند: رئیسجمهور به تبریز آمد؛ اما چه چیزی برای تبریز تغییر کرد؟
دیدگاهتان را بنویسید