از سفرههای کوچک تا اضطرابهای بزرگ؛ سلامت روان ایرانیان چگونه است؟
دلار بالا میرود، مسئولیت پاسکاری میشود؛ درد مردم بالاخره به چه کسی ربط دارد؟
به گزارش آذربایجان آنلاین، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، روز دوشنبه ۲۱ اردیبهشت اعلام کرد آتشبس میان ایران و آمریکا همچنان «شکننده» است و تا زمان دستیابی به توافق نهایی، وضعیت منطقه ناپایدار باقی خواهد ماند.
ترامپ در ادامه، پاسخ ایران به طرح پیشنهادی واشنگتن را «کاملاً غیرقابل قبول» توصیف کرد و مدعی شد تهران تصور میکند آمریکا از ادامه فشارها خسته خواهد شد، در حالی که واشنگتن همچنان به دنبال افزایش فشار بر جمهوری اسلامی است.
همزمان، وبسایت آکسیوس به نقل از مقامهای آمریکایی گزارش داد کاخ سفید در حال بررسی گزینههای جدید نظامی و امنیتی علیه ایران است. بر اساس این گزارش، ترامپ نشستی با تیم امنیت ملی خود برگزار میکند که در آن، موضوع تشدید فشارها علیه تهران و گزینههای مرتبط با تنگه هرمز بررسی خواهد شد.
طبق این گزارش، یکی از گزینههای مورد بحث، ازسرگیری پروژه موسوم به «پروژه آزادی» برای هدایت و حفاظت از کشتیها در تنگه هرمز است. همچنین ادامه حملات محدود علیه برخی اهداف در ایران نیز از دیگر سناریوهای مورد بررسی عنوان شده است.
در همین حال، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، نیز در اظهاراتی کمسابقه، از احتمال عملیات ویژه برای دسترسی به ذخایر اورانیوم ایران سخن گفت؛ مواضعی که بیش از هر چیز، نشاندهنده افزایش هماهنگی سیاسی و امنیتی میان واشنگتن و تلآویو علیه تهران است.
با این حال، فضای سیاسی و امنیتی ایران نشان میدهد جمهوری اسلامی این تهدیدها را بخشی از جنگ فشار و عملیات روانی میداند؛ فشاری که هدف اصلی آن، وادار کردن تهران به عقبنشینی از حقوق راهبردی و پذیرش توافقی یکطرفه است.
طی هفتههای اخیر، مقامات ایرانی بارها تأکید کردهاند آنچه تهران مطالبه میکند «امتیاز» نیست، بلکه حقوق مشروع ملت ایران است؛ از پایان جنگ و رفع محاصره دریایی گرفته تا آزادسازی داراییهای بلوکهشده و به رسمیت شناختن نقش ایران در امنیت خلیج فارس.
محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، اخیراً تأکید کرده بود: «هیچ جایگزینی جز پذیرش حقوق ملت ایران وجود ندارد و هر مسیر دیگری فقط شکستهای بیشتری برای آمریکا به همراه خواهد داشت.»
ابراهیم رضایی، سخنگوی کمیسیون امنیت ملی مجلس، نیز گفته بود: «حتی اگر تمام نیروهای نظامی جهان متحد شوند، نمیتوانند حق ایران برای کنترل تنگه هرمز را سلب کنند.»
این مواضع نشان میدهد تهران، بحران اخیر را صرفاً یک اختلاف فنی یا هستهای نمیبیند، بلکه آن را بخشی از تقابل گستردهتر بر سر موازنه قدرت منطقهای و حق حاکمیت ایران در خلیج فارس ارزیابی میکند.
از منظر تحلیلی، تشدید لحن ترامپ و همزمان مطرح شدن گزینههای نظامی، بیش از هر چیز بازتاب نارضایتی واشنگتن از بنبست موجود است. آمریکا و متحدانش طی ماههای اخیر تلاش کردند از مسیر فشار اقتصادی، حضور نظامی، محاصره دریایی و تهدید امنیتی، ایران را به پذیرش شروط مدنظر خود وادار کنند، اما واقعیت میدانی نشان داده جمهوری اسلامی همچنان توان حفظ بخش مهمی از ظرفیت بازدارندگی و جایگاه راهبردی خود را دارد.
اگر فشارهای آمریکا به نتیجه مطلوب رسیده بود، امروز واشنگتن نیازی به تکرار تهدیدها، بررسی گزینههای تازه نظامی و ادامه مذاکرات غیرمستقیم نداشت.
در همین حال، طرح موضوع عملیات ویژه علیه مراکز هستهای یا ذخایر اورانیوم ایران، حتی در محافل غربی نیز با تردیدهای جدی روبهرو شده است. بسیاری از کارشناسان نظامی معتقدند هرگونه اقدام مستقیم در عمق خاک ایران، میتواند منطقه را وارد مرحلهای بسیار پرهزینه و غیرقابل کنترل کند.
وبسایت وار زون نیز گزارش داده چنین سناریویی نیازمند عملیات پیچیده و حضور مستقیم نیروهای ویژه خواهد بود؛ اقدامی که خطر گسترش درگیری و بیثباتی در کل منطقه را افزایش میدهد.
در مقابل، تهران نیز بارها هشدار داده هرگونه تعرض مستقیم به خاک ایران یا مراکز راهبردی کشور، با پاسخ قاطع مواجه خواهد شد.
نکته مهم دیگر، پیوند خوردن بحران هستهای با مسئله تنگه هرمز است. ترامپ صراحتاً گفته بررسی ازسرگیری پروژه آزادی و هدایت کشتیها در هرمز، بخشی از یک عملیات گستردهتر خواهد بود. این مسئله نشان میدهد واشنگتن تلاش میکند از مسیر امنیت دریایی و کنترل کشتیرانی،
فشار ترکیبی جدیدی علیه ایران ایجاد کند.
اما جمهوری اسلامی نیز هرمز را مهمترین اهرم ژئوپلیتیکی و امنیتی خود میداند و بارها تأکید کرده امنیت این آبراه بدون نقش ایران قابل تعریف نیست.
به همین دلیل، بحران فعلی دیگر صرفاً بر سر غنیسازی یا پرونده هستهای نیست، بلکه به تقابلی گستردهتر بر سر آینده نظم امنیتی خلیج فارس و جایگاه ایران در معادلات منطقهای تبدیل شده است.
از منظر داخلی آمریکا نیز، بخشی از این ادبیات تند را باید در چارچوب فشارهای سیاسی و نمایش اقتدار تحلیل کرد. ترامپ تلاش میکند خود را در موقعیتی نشان دهد که همزمان توان تشدید فشار و مدیریت مذاکرات را دارد، اما واقعیت این است که واشنگتن هنوز نتوانسته ایران را به پذیرش کامل خواستههای خود وادار کند.
در سوی مقابل، تهران تلاش میکند همزمان دو مسیر را حفظ کند؛ حفظ آمادگی و بازدارندگی میدانی، و باز نگه داشتن مسیر دیپلماسی بدون پذیرش فشار و تحمیل.
همین مسئله باعث شده مذاکرات وارد مرحلهای فرسایشی و پیچیده شود؛ مرحلهای که در آن، نه آمریکا توانسته اراده خود را به ایران تحمیل کند و نه جمهوری اسلامی حاضر شده از حقوق راهبردی خود عقبنشینی کند.
اظهارات اخیر ترامپ و نتانیاهو را باید بخشی از تلاش هماهنگ واشنگتن و تلآویو برای افزایش فشار سیاسی، نظامی و روانی علیه ایران دانست؛ فشاری که هدف آن، تغییر موازنه مذاکرات و وادار کردن تهران به پذیرش خواستههای یکطرفه است.
با این حال، مواضع رسمی جمهوری اسلامی نشان میدهد تهران همچنان بر این اصل تأکید دارد که مسیر گفتگو تنها زمانی میتواند به نتیجه برسد که بر پایه احترام به حقوق ملت ایران، پایان فشارها و پذیرش واقعیتهای ژئوپلیتیکی منطقه شکل بگیرد، نه بر مبنای تهدید، محاصره و تحمیل اراده خارجی.
دیدگاهتان را بنویسید