کارت زرد به یک وزیر یا نادیده گرفتن دو سال جهاد برای امنیت غذایی؟
ایران روی زمین تشنه ایستاده است بحران آب دیگر فقط کمبود باران نیست
هفت مرحله برای تحقق حق اشتغال و ازدواج؛ پیوند حقوق شهروندی، فناوری و ضمانت اجرا
به گزارش آذربایجان آنلاین، تحولات اخیر نشان میدهد آمریکا در حال بررسی یکی از پرهزینهترین و خطرناکترین گزینههای نظامی خود در قبال ایران است: ورود زمینی. بر اساس گزارشهای منتشرشده، پنتاگون سناریوهایی برای انجام «چند هفته عملیات زمینی» در ایران طراحی کرده که میتواند شامل نیروهای ویژه، یگانهای پیادهنظام، تفنگداران دریایی و نیروهای واکنش سریع باشد. همزمان، اعزام هزاران نیروی نظامی به منطقه و افزایش سطح آمادهباش نیز در دستور کار قرار گرفته است.
نکته مهم اینجاست که هنوز تصمیم نهایی برای اجرای این سناریو گرفته نشده، اما نفسِ بررسی آن، یک پیام روشن دارد: گزینههای قبلی نتوانستهاند به نتیجه مطلوب برسند. اگر حملات هوایی، فشارهای سیاسی و عملیاتهای غیرمستقیم کارآمد بودند، اساساً نیازی به طرح چنین گزینهای وجود نداشت.
در سطح سیاسی، تلاش شده این روند با احتیاط و ابهام مدیریت شود. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در اظهارنظری گفته است:
«اگر قرار باشد نیرو اعزام شود، از قبل اعلام نخواهیم کرد.»
این جمله در ظاهر ساده است، اما در عمل نشان میدهد تصمیمگیری در این سطح هنوز قطعی نیست و واشنگتن میان ورود به یک فاز پرریسک و پرهزینه و حفظ وضعیت فعلی در حال تردید است.
در همین چارچوب، مارکو روبیو نیز گفته است که آمریکا «در حال حاضر برای استقرار نیروهای زمینی در ایران آرایش ندارد»؛ اما همزمان از اهدافی مانند مقابله با توان موشکی ایران و تهدیدهای دریایی سخن گفته است. این دو موضع در کنار هم، یک واقعیت را نشان میدهد: گزینه زمینی هنوز اجرا نشده، اما از روی میز کنار هم نرفته است.
از سوی دیگر، ایران از همان ابتدا این جنگ را «تحمیلی» و «تجاوزکارانه» توصیف کرده است. سید عباس عراقچی در موضعی صریح گفته است:
«ما این جنگ را نمیخواستیم، اما برای آن آماده بودیم»
و تأکید کرده که این حملات، «اقدامی تجاوزکارانه و بدون دلیل» بوده است.
اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه نیز این جنگ را نتیجه «تقسیم کار میان آمریکا و اسرائیل» دانسته و محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، اعلام کرده است:
«ورود مستقیم آمریکا به جنگ، به معنای ناتوانی اسرائیل در مقابله با ایران است.»
این مجموعه مواضع، یک چارچوب مشخص را ترسیم میکند: ایران در موقعیت دفاعی قرار دارد و در برابر جنگی ایستاده که از بیرون بر آن تحمیل شده است.
در داخل کشور، ابعاد خسارت انسانی نیز سنگین بوده است. طبق اعلام حسین کرمانپور، سخنگوی وزارت بهداشت، هزاران مجروح در مراکز درمانی بستری شدهاند که در میان آنها کودکان و زنان سهم قابل توجهی دارند. او همچنین از انجام صدها عمل جراحی، آسیب به مراکز درمانی و حتی کشته و زخمی شدن کادر درمان خبر داده است.
در یکی از تلخترین موارد، حمله به یک مدرسه در میناب در روزهای ابتدایی جنگ، به کشته شدن دهها کودک و کادر آموزشی انجامید؛ رخدادی که نشان میدهد جنگ از سطح اهداف نظامی عبور کرده و به بافت اجتماعی کشور رسیده است.
در سوی دیگر میدان، خودِ آمریکا نیز با هزینههایی مواجه شده است. گزارشها از کشته و زخمی شدن دهها نظامی آمریکایی و افزایش تدریجی حضور نظامی در منطقه حکایت دارد. اعزام نیروهای بیشتر و آمادهسازی برای سناریوهای جدید، نشان میدهد بحران نهتنها مهار نشده، بلکه در حال عمیقتر شدن است.
در چنین شرایطی، سناریوی ورود زمینی معنای خاصی پیدا میکند. برخلاف حملات هوایی، عملیات زمینی بهمعنای ورود به یک جنگ فرسایشی است؛ جنگی که در آن هزینه انسانی، مالی و سیاسی بهمراتب بیشتر خواهد بود.
از زاویه راهبردی، آنچه امروز روی میز آمریکا قرار گرفته، بیش از آنکه نشانه قدرت باشد، نشانه محدود شدن کارآمدی ابزارهای قبلی است. اگر فشارهای قبلی نتیجه داده بود، نیازی به چنین سطحی از تصمیمگیری نبود.
در مقابل، ایران در این مدت نشان داده که از توان مقاومتی بالایی برخوردار است. با وجود حجم حملات، فشارهای چندجانبه و گسترش جبهههای درگیری، ساختار دفاعی و توان پاسخدهی کشور حفظ شده و همین مسئله باعث شده محاسبات طرف مقابل پیچیدهتر شود.
این همان نقطهای است که معادله جنگ تغییر میکند. جنگی که قرار بود با فشار سریع به نتیجه برسد، اکنون در حال ورود به مرحلهای است که هر تصمیم جدید میتواند هزینهها را چند برابر کند.
اگر این روند ادامه پیدا کند، ورود زمینی نهتنها بحران را حل نخواهد کرد، بلکه آن را وارد فاز فرسایشی خواهد کرد؛ فازی که تجربههای گذشته نشان داده خروج از آن بسیار دشوار و پرهزینه است.
جمعبندی روشن است:
آمریکا هنوز وارد جنگ زمینی نشده،
اما به آن نزدیک شده است.
و همین «نزدیک شدن»، مهمترین سیگنال این جنگ است؛
سیگنالی که نشان میدهد راهبردهای قبلی به نتیجه نرسیده و طرف مقابل در حال بررسی پرریسکترین گزینه خود است.
در چنین شرایطی، آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، این است که جنگی که علیه ایران آغاز شد، نهتنها مهار نشده، بلکه به نقطهای رسیده که هر تصمیم جدید میتواند دامنه آن را گستردهتر و هزینههای آن را سنگینتر کند.
دیدگاهتان را بنویسید