کارت زرد به یک وزیر یا نادیده گرفتن دو سال جهاد برای امنیت غذایی؟
ایران روی زمین تشنه ایستاده است بحران آب دیگر فقط کمبود باران نیست
هفت مرحله برای تحقق حق اشتغال و ازدواج؛ پیوند حقوق شهروندی، فناوری و ضمانت اجرا
به گزارش آذربایجان آنلاین، استانداری خوزستان در اطلاعیهای اعلام کرد که در حمله موشکی آمریکا به گذرگاه مرزی شلمچه، دو نفر جان خود را از دست دادهاند. بر اساس این اطلاعیه، موشکهای آمریکایی سالن مسافران این گذرگاه را هدف قرار دادهاند و همزمان گروههای امدادی در محل حادثه مشغول عملیات هستند. با وجود این حمله، مسئولان اعلام کردند که تردد از مرز شلمچه همچنان ادامه دارد و این گذرگاه بسته نشده است.
این حمله در شرایطی انجام شده که طی روزهای گذشته، آمریکا چندین موج حمله به اهدافی در داخل ایران انجام داده و در مقابل، جمهوری اسلامی ایران نیز با استفاده از موشک و پهپاد، مواضع و تأسیسات مرتبط با آمریکا در منطقه را هدف قرار داده است. تداوم این حملات، نشان میدهد یادداشت تفاهمی که چندی پیش میان تهران و واشنگتن برای کاهش تنش و آغاز مذاکرات گستردهتر امضا شده بود، عملاً نتوانسته مانع بازگشت دو طرف به رویارویی نظامی شود.
دونالد ترامپ نیز پس از حملات به نفتکشها در تنگه هرمز، پایان آتشبس را اعلام کرد و ایران را مسئول این حملات دانست. رئیسجمهور آمریکا روز چهارشنبه بار دیگر هشدار داد که در صورت هرگونه حمله ایران به کشتیها یا کشتیرانی در تنگه هرمز، آمریکا زیرساختهایی از جمله پلها و نیروگاههای برق در تهران و اطراف آن را هدف قرار خواهد داد؛ تهدیدی که نشان میدهد واشنگتن در حال افزایش سطح فشار نظامی و روانی علیه ایران است.
در سوی مقابل، مقامهای ایرانی بارها تأکید کردهاند که هرگونه حمله به خاک ایران بیپاسخ نخواهد ماند. جمهوری اسلامی ایران طی هفتههای اخیر اعلام کرده است پاسخ به اقدامات نظامی آمریکا را حق مشروع خود میداند و هرگونه تعرض به حاکمیت و تمامیت ارضی کشور با واکنش متناسب روبهرو خواهد شد. همین مواضع سبب شده است احتمال ادامه چرخه اقدام و واکنش میان دو طرف همچنان بالا باقی بماند.
از منظر نظامی، انتخاب گذرگاه شلمچه نیز قابل توجه است. شلمچه صرفاً یک مرز تجاری نیست، بلکه یکی از مهمترین مسیرهای ارتباطی ایران و عراق، محل تردد میلیونها زائر و یکی از شریانهای اصلی مبادلات اقتصادی دو کشور به شمار میرود. هدف قرار گرفتن چنین نقطهای، علاوه بر آثار انسانی، این پیام را منتقل میکند که زیرساختهای لجستیکی و ارتباطی نیز میتوانند در فهرست اهداف حملات قرار گیرند؛ موضوعی که نگرانیها درباره امنیت مسیرهای تجاری و حملونقل منطقه را افزایش داده است.
از نگاه کارشناسان امنیت منطقه، حمله به شلمچه را نمیتوان جدا از راهبرد جدید آمریکا در قبال ایران تحلیل کرد. به اعتقاد آنان، واشنگتن تلاش میکند با افزایش فشار نظامی، هزینه اقدامات متقابل ایران را بالا ببرد و همزمان این پیام را منتقل کند که دامنه اهداف آمریکا دیگر صرفاً به مراکز نظامی محدود نخواهد بود. در مقابل، تهران نیز تلاش دارد با حفظ توان بازدارندگی، نشان دهد فشار نظامی نمیتواند معادلات سیاسی را به سود آمریکا تغییر دهد.
برخی تحلیلگران نیز معتقدند حمله به گذرگاههای مرزی، علاوه بر اهداف نظامی، میتواند با هدف ایجاد فشار اقتصادی انجام شده باشد. مرزهای زمینی ایران با کشورهای همسایه نقش مهمی در تجارت، صادرات غیرنفتی و جابهجایی کالا دارند و هرگونه ناامن شدن این مسیرها، هزینههای اقتصادی قابل توجهی برای منطقه به همراه خواهد داشت. اگر این روند ادامه پیدا کند، نه تنها ایران و عراق، بلکه شبکه تجارت منطقهای نیز تحت تأثیر قرار خواهد گرفت.
از سوی دیگر، تهدید اخیر ترامپ درباره هدف قرار دادن پلها، نیروگاههای برق و سایر زیرساختهای شهری، نشان میدهد واشنگتن در حال گسترش دامنه اهداف احتمالی خود است. چنین رویکردی، در صورت اجرا، میتواند پیامدهای انسانی و اقتصادی بسیار گستردهای به دنبال داشته باشد و سطح تنش را از درگیریهای محدود نظامی به مرحلهای پرهزینهتر سوق دهد. همین مسئله باعث شده بسیاری از ناظران بینالمللی نسبت به افزایش خطر محاسبات اشتباه و خروج بحران از کنترل هشدار دهند.
کارشناسان روابط بینالملل بر این باورند که شکست تفاهمنامه اخیر میان تهران و واشنگتن نیز حامل پیام مهمی است.
این تفاهم قرار بود زمینه توقف درگیریها و آغاز مذاکرات برای دستیابی به توافقی جامعتر را فراهم کند، اما ازسرگیری حملات متقابل نشان میدهد بیاعتمادی عمیق میان دو طرف همچنان پابرجاست و هر حادثه امنیتی میتواند روند دیپلماسی را به سرعت متوقف کند. به همین دلیل، احتمال بازگشت سریع به مذاکرات، دستکم در کوتاهمدت، چندان بالا ارزیابی نمیشود.
حمله به شلمچه را باید فراتر از یک عملیات موشکی محدود ارزیابی کرد. این حمله نشاندهنده ورود تقابل ایران و آمریکا به مرحلهای حساستر است؛ مرحلهای که در آن علاوه بر اهداف نظامی، زیرساختهای ارتباطی و اقتصادی نیز در معرض تهدید قرار گرفتهاند. اگرچه هیچیک از دو طرف تاکنون نشانهای از تمایل به یک جنگ تمامعیار نشان ندادهاند، اما ادامه چرخه حملات و تهدیدهای متقابل، خطر گسترش بحران و درگیر شدن بازیگران بیشتری در منطقه را افزایش میدهد. در چنین شرایطی، آینده تحولات بیش از هر زمان دیگری به تصمیمات سیاسی دو طرف و نقش میانجیهای منطقهای و بینالمللی برای مهار تنشها وابسته خواهد بود.
دیدگاهتان را بنویسید