شنبه / ۲۵ مهر / ۱۴۰۵ Saturday / 17 October / 2026
×
از سفره‌های کوچک تا اضطراب‌های بزرگ؛ سلامت روان ایرانیان چگونه است؟
یادداشت هساره سلامی به مناسبت ۱۰ اکتبر، روز جهانی سلامت روان

از سفره‌های کوچک تا اضطراب‌های بزرگ؛ سلامت روان ایرانیان چگونه است؟

تهران - آذربایجان آنلاین - در فاصله‌ای کوتاه، از واشنگتن و تهران دو مجموعه پیام کاملاً متفاوت اما همزمان مخابره شده است؛ دونالد ترامپ از آمادگی برای دیدار با مسعود پزشکیان سخن گفته، مارکو روبیو تأکید کرده آمریکا برای گفت‌وگو با طرف ایرانی در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل آمادگی دارد و از سوی دیگر، تهدید به ازسرگیری عملیات نظامی هنوز از ادبیات واشنگتن حذف نشده است. در تهران نیز همزمان با تأکید بر آمادگی دفاعی و هشدار درباره پاسخ به هر حمله تازه، سخن از مذاکره در صورت تأمین منافع ملی به میان آمده است. این همزمانی یک واقعیت مهم را آشکار می‌کند: معادله فعلی دیگر «جنگ یا مذاکره» به معنای انتخاب فوری یکی و حذف دیگری نیست؛ هر دو طرف همچنان ابزار نظامی را حفظ کرده‌اند و در عین حال در حال آزمودن امکان بازگشت دیپلماسی هستند.
«از میدان جنگ تا میز نیویورک؛ آیا پزشکیان و ترامپ به سمت دیدار و مذاکره می‌روند؟»

به گزارش آذربایجان آنلاین، تازه‌ترین موضع رسمی آمریکا را مارکو روبیو، وزیر خارجه این کشور، اعلام کرده است. او امروز گفت واشنگتن برای صحبت با ایرانی‌ها در سازمان ملل «باز» است، اما در حال حاضر هیچ ملاقات رسمی برنامه‌ریزی نشده است. روبیو در عین حال هدف اصلی واشنگتن را جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای عنوان کرد. در سوی دیگر، یک مقام ارشد ایرانی به رویترز گفته هیئت جمهوری اسلامی در نیویورک اختیار لازم برای احیای روند دیپلماتیک را دارد، هرچند برنامه‌ای برای دیدار مستقیم پزشکیان و ترامپ اعلام نشده است.

همین فاصله میان «آمادگی برای دیدار» و «نبود برنامه رسمی برای دیدار» شاید دقیق‌ترین تصویر از وضعیت فعلی باشد؛ پنجره دیپلماسی باز شده، اما هنوز هیچ‌کس از توافقی برای عبور از آن خبر نداده است.

ترامپ نیز طی روزهای گذشته دو پیام متفاوت را کنار یکدیگر قرار داده است. او از یک طرف گفته آماده دیدار با پزشکیان است و ابراز امیدواری کرده جنگ به پایان خود نزدیک شده باشد؛ از طرف دیگر تنها دو روز پیش، در ادبیاتی بسیار تند، ایران را میان توافق، تداوم فشار اقتصادی و تشدید نظامی قرار داد. فرماندهی نظامی ایران نیز متقابلاً هشدار داده هر حمله تازه آمریکا می‌تواند پاسخ گسترده علیه پایگاه‌ها و منافع ایالات متحده در منطقه را در پی داشته باشد.

بنابراین آنچه امروز در نیویورک جریان دارد، آغاز یک دوره آرام دیپلماتیک نیست. مذاکره احتمالی در سایه تهدید نظامی شکل گرفته و همین مسئله هم فرصت ایجاد می‌کند و هم خطر.

در تهران نیز نشانه‌های تغییر ادبیات قابل توجه است. محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، چند روز پیش صریحاً گفت «دوگانه جنگ یا مذاکره واقعی نیست» و تأکید کرد ایران باید در کنار مقاومت نظامی، در زمان مناسب از مذاکره استفاده کند. رویترز نیز همین موضع را به‌عنوان بخشی از پیام سیاسی اخیر تهران گزارش کرده است.

در همین چارچوب، اظهارات تازه‌ای که از سخنگوی سپاه منتشر شده نیز مذاکره در صورت اقتضای «مصلحت ملی» را نفی نمی‌کند؛ در حالی که همین نهاد در روزهای گذشته همزمان بر آمادگی برای جنگ طولانی و تغییر دامنه پاسخ در صورت حمله جدید تأکید کرده است. این کنار هم قرار گرفتن دو گزاره، نشان می‌دهد در بخشی از ساختار سیاسی و نظامی ایران نیز مذاکره الزاماً مترادف کنار گذاشتن بازدارندگی تلقی نمی‌شود. اظهارات اخیر حسین محبی درباره ادامه آمادگی نظامی سپاه و احتمال گسترش جغرافیای درگیری در صورت تهاجم تازه نیز همین وجه دوم معادله را نشان می‌دهد.

در فضای سیاسی داخلی نیز فشار برای استفاده از فرصت نیویورک افزایش یافته است. در نامه‌ای که امروز از مهدی کروبی خطاب به پزشکیان منتشر شده، از رئیس‌جمهور خواسته شده در صورت فراهم شدن شرایط، دیدار با ترامپ را به‌عنوان ابزاری برای دستیابی به «صلح پایدار» کنار نگذارد. اهمیت این موضع بیش از آنکه در وزن اجرایی آن باشد، در شکستن حساسیت سیاسی پیرامون اصل یک دیدار مستقیم در بالاترین سطح است.

اما این نقطه دقیقاً جایی است که باید میان «دیدار» و «مذاکره مؤثر» تفاوت گذاشت.

نشستن پزشکیان و ترامپ در یک اتاق، حتی اگر اتفاق بیفتد، به خودی خود هیچ‌کدام از اختلافات بنیادین را حل نمی‌کند. در بهترین حالت، دیدار سران می‌تواند دستور سیاسی لازم برای ادامه مذاکرات در سطوح پایین‌تر را فراهم کند؛ اما موضوعات موجود آن‌قدر پیچیده‌اند که با یک عکس، دست‌دادن یا گفت‌وگوی کوتاه حل نمی‌شوند.

از طرف ایران، نخستین مسئله «اعتماد» است. پزشکیان کمتر از دو هفته پیش در گفت‌وگو با ایندیا تودی، در پاسخ به احتمال مذاکره مستقیم با ترامپ گفت تصمیم‌گیری فوری در این باره آسان نیست و تأکید کرد فضای اعتماد باید دوباره ایجاد شود. او گفت تهران باید مطمئن شود طرف مقابل به چارچوبی که بر سر آن توافق می‌شود پایبند خواهد ماند.

این موضع نشان می‌دهد حتی در بخشی از دولت که اصل گفت‌وگو را رد نمی‌کند، مسئله تضمین و قابلیت اجرای توافق در مرکز نگرانی قرار دارد.

از طرف آمریکا نیز درِ مذاکره بدون مطالبه باز نشده است. روبیو امروز صراحتاً گفت هدف نهایی واشنگتن این است که ایران به سلاح هسته‌ای دست پیدا نکند. ترامپ نیز در سخنرانی امروز خود در مجمع عمومی از جنگ با ایران دفاع کرد و بار دیگر پرونده هسته‌ای را در مرکز استدلال آمریکا قرار داد. ایران در مقابل همواره گفته برنامه هسته‌ای خود را صلح‌آمیز می‌داند و آمادگی مذاکره در چارچوب معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای را دارد.

پرونده دوم، تنگه هرمز است؛ موضوعی که اکنون از یک مسئله صرفاً نظامی به یکی از مهم‌ترین اهرم‌های مذاکراتی تبدیل شده است.

یک مقام ارشد ایرانی امروز به رویترز گفته تهران می‌تواند ظرف هفت روز عبور و مرور در تنگه هرمز را عادی کند، به شرط آنکه آمریکا فشار نظامی را کاهش دهد و آنچه ایران «محاصره بنادر خود» می‌خواند متوقف شود. همین مقام گفته پیشنهاد تازه تهران هفته گذشته از طریق میانجی‌ها به واشنگتن منتقل شده و مجمع عمومی سازمان ملل را «فرصتی طلایی» برای بازگشت دیپلماسی دانسته است.

این پیشنهاد از آن جهت مهم است که برای نخستین‌بار عناصر قابل سنجش را کنار یکدیگر قرار می‌دهد: کاهش فشار نظامی و محدودیت علیه بنادر ایران در برابر بازگشت کشتیرانی عادی در هرمز.

اگر گفت‌وگویی در نیویورک شکل بگیرد، همین «توالی اقدامات» یکی از دشوارترین مسائل خواهد بود؛ کدام طرف باید اول حرکت کند؟ آمریکا ابتدا فشار را کاهش دهد یا ایران ابتدا مسیر کشتیرانی را باز کند؟ آیا اقدامات همزمان خواهد بود؟ چه نهادی اجرای آنها را راستی‌آزمایی می‌کند؟ و اگر یکی از طرفین ادعا کند طرف مقابل به تعهد خود عمل نکرده، چه سازوکاری مانع بازگشت فوری به درگیری خواهد شد؟

اختلاف بسیاری از توافق‌های قبلی دقیقاً در مرحله اجرا، تفسیر و ترتیب اقدامات ظاهر شده است. به همین دلیل، یک توافق سیاسی بدون جزئیات اجرایی می‌تواند فقط آتش بحران را برای مدتی زیر خاکستر نگه دارد.

عامل سوم، وضعیت نظامی منطقه است.

بحران دیگر فقط میان ایران و آمریکا محدود نمانده است. تحولات یمن و باب‌المندب، حملات به عربستان، حضور نظامی آمریکا در کشورهای خلیج فارس و اختلال در مسیرهای انرژی، هر توافق دوجانبه را به معادله‌ای منطقه‌ای تبدیل کرده است. ترامپ نیز امروز در نیویورک با رهبران شش کشور شورای همکاری خلیج فارس دیدار دارد و یکی از محورهای اصلی مذاکرات آنها ایران و امنیت منطقه عنوان شده است.

قطر نیز طرحی را برای ایجاد یک چارچوب امنیتی مشترک میان ایران و کشورهای عربی خلیج فارس مطرح کرده است. نخست‌وزیر قطر گفته چنین ترتیباتی باید هم تضمین‌های امنیتی برای کشورهای منطقه داشته باشد و هم وابستگی متقابل اقتصادی با ایران را افزایش دهد. این پیشنهاد هنوز به توافق تبدیل نشده، اما نشان می‌دهد کشورهای منطقه نیز به دنبال راهی هستند که خروج از بحران فقط به آتش‌بس میان تهران و واشنگتن محدود نماند.

این نکته برای ایران اهمیت زیادی دارد. حتی اگر تهران و واشنگتن درباره هسته‌ای یا هرمز به تفاهم برسند، ادامه درگیری در یمن، حمله به زیرساخت‌های کشورهای خلیج فارس یا ورود دوباره اسرائیل به چرخه عملیات نظامی می‌تواند تمام روند را ظرف چند ساعت تغییر دهد.

به همین دلیل، مسئله اکنون فقط «مذاکره ایران و آمریکا» نیست؛ مسئله ایجاد ترتیباتی است که بتواند جلوی بازتولید جنگ از جبهه‌ای دیگر را بگیرد.

در مقابل، تشدید نظامی نیز هزینه‌ای محدود به میدان نبرد ندارد.

رویترز گزارش داده جنگ جاری به بحران انرژی جهانی دامن زده و اقتصاد ایران نیز از فشار جنگ، محدودیت صادرات و اختلال در تجارت آسیب دیده است. کشورهای خلیج فارس نیز با کاهش صادرات انرژی و تهدید زیرساخت‌های خود مواجه‌اند.

حتی بازار نفت امروز نشان داد که تنها انتشار خبر احتمال دیپلماسی چه اثری می‌تواند داشته باشد. با بالا رفتن امیدها به کاهش تنش و احتمال بازگشایی هرمز، نفت برنت در مقطعی بیش از دو درصد کاهش یافت و به حدود ۹۸ دلار در هر بشکه رسید. بازار در واقع پیش از سیاستمداران یک پیام ساده داده است: حتی احتمال مذاکره نیز در قیمت انرژی، حمل‌ونقل و بیمه ریسک اثر می‌گذارد.

برای مردم ایران این مسئله بسیار ملموس‌تر از محاسبات دیپلماتیک است. طولانی شدن وضعیت جنگی یعنی افزایش ریسک تجارت خارجی، دشوارتر شدن حمل‌ونقل و بیمه، فشار بیشتر بر ارز، سرمایه‌گذاری و تولید و تداوم نااطمینانی برای بنگاه‌ها و خانوارها. از سوی دیگر، توافقی که فقط به یک عکس سیاسی منتهی شود و تحریم، تجارت، حمل‌ونقل و امنیت را تغییر ندهد نیز الزاماً تأثیر فوری در زندگی مردم نخواهد داشت.

بنابراین معیار نتیجه مذاکرات احتمالی باید از سطح «آیا پزشکیان با ترامپ دیدار کرد یا نه؟» فراتر برود.

سؤال واقعی این است که آیا پس از آن دیدار یا تماس احتمالی، اتفاق قابل اندازه‌گیری رخ خواهد داد: کاهش عملیات نظامی؟ تعیین سازوکار آتش‌بس؟ بازگشت کشتیرانی؟ کاهش محدودیت بنادر؟ آغاز گفت‌وگوی هسته‌ای؟ تعریف تضمین‌های امنیتی؟ یا فقط یک نشست سیاسی بدون تعهد اجرایی؟

همین موضوع درباره طرف آمریکایی نیز صدق می‌کند. واشنگتن اگر واقعاً به دنبال مسیر دیپلماتیک باشد، باید روشن کند که چه اقدامی از ایران برای متوقف کردن تشدید نظامی کافی خواهد بود و در مقابل چه اقدامی حاضر است انجام دهد. عبارت کلی «ایران نباید سلاح هسته‌ای داشته باشد» به‌تنهایی چارچوب توافق نیست؛ جزئیاتی مانند سطح و حجم غنی‌سازی، بازرسی‌ها، وضعیت ذخایر، تحریم‌ها و تضمین‌های عدم حمله است که امکان یا عدم امکان توافق را تعیین می‌کند.

در طرف ایرانی نیز صرف تأکید بر آمادگی مذاکره کافی نیست. اگر مسئله بازسازی اعتماد است، باید مشخص شود چه نوع تضمینی از دید تهران قابل قبول است و آیا این تضمین باید نظامی، حقوقی، اقتصادی یا ترکیبی از آنها باشد.

همین‌جاست که ملاقات احتمالی پزشکیان و ترامپ می‌تواند اهمیت پیدا کند؛ نه به این دلیل که یک دیدار همه اختلافات را حل می‌کند، بلکه زیرا تنها در سطح سیاسی بالا می‌توان مجوز ورود به چنین معامله پیچیده‌ای را صادر کرد.

با این حال، تا زمان تنظیم این گزارش هیچ ملاقات رسمی میان دو رئیس‌جمهور اعلام نشده است. روبیو نیز امروز صریحاً گفته چیزی برنامه‌ریزی نشده، هرچند واشنگتن نسبت به چنین گفت‌وگویی باز است. یک مقام ایرانی نیز به رویترز گفته دیدار مستقیم در برنامه فعلی نیست، اما هیئت ایران اختیار احیای روند مذاکرات را دارد.

این یعنی ممکن است مهم‌ترین اتفاق نیویورک اصلاً جلوی دوربین رخ ندهد.

تماس میان هیئت‌ها، انتقال پیام از طریق قطر، عمان یا سایر میانجی‌ها، توافق بر سر دستورکار دور بعدی مذاکرات و حتی تعیین ترتیب اقدامات می‌تواند از یک ملاقات تشریفاتی مهم‌تر باشد.

نشانه‌های موجود از هر دو طرف، دست‌کم یک تغییر را نشان می‌دهد: گفت‌وگو بار دیگر به‌صورت علنی وارد ادبیات سیاسی شده است.

اما در همان لحظه، گزینه نظامی هم کنار گذاشته نشده است.

ترامپ در روزهای گذشته هم از دیدار با پزشکیان سخن گفته و هم تهدید نظامی را تکرار کرده؛ ایران نیز همزمان از آمادگی مذاکره و آمادگی برای پاسخ گسترده به هر حمله جدید می‌گوید. این رفتار لزوماً تناقض نیست؛ هر دو طرف می‌کوشند بدون کنار گذاشتن اهرم‌های خود، هزینه عقب‌نشینی طرف مقابل را بالا ببرند.

اما چنین وضعیتی یک خطر جدی دارد: هرچه گفت‌وگو و تهدید همزمان ادامه پیدا کند، احتمال محاسبه اشتباه نیز بالاتر می‌رود. حمله‌ای که یک طرف آن را «محدود» می‌داند، ممکن است از سوی دیگری آغاز دور تازه جنگ تلقی شود. حادثه‌ای در هرمز، حمله‌ای در یمن یا هدف قرار گرفتن یک پایگاه می‌تواند فضایی را که طی چند روز برای دیپلماسی ایجاد شده، از بین ببرد.

به همین دلیل مجمع عمومی سازمان ملل امسال برای ایران و آمریکا فقط یک نشست دیپلماتیک سالانه نیست؛ نقطه‌ای است که دو مسیر همزمان به آن رسیده‌اند.

یک مسیر، ادامه فشار نظامی و اقتصادی است؛ مسیری که طی ماه‌های گذشته هزینه سنگینی برای ایران، آمریکا، کشورهای منطقه و بازار جهانی انرژی ایجاد کرده است.

مسیر دیگر، تبدیل اهرم‌های موجود به معامله‌ای سیاسی است؛ از هرمز و توقف درگیری گرفته تا پرونده هسته‌ای، تحریم‌ها و ترتیبات امنیتی منطقه.

هنوز هیچ توافقی وجود ندارد که بتوان از انتخاب یکی از این دو مسیر سخن گفت. حتی دیدار پزشکیان و ترامپ نیز تا این لحظه قطعی نیست.

اما یک تغییر نسبت به روزهای گذشته دیده می‌شود: دیگر تنها میانجی‌ها از مذاکره حرف نمی‌زنند؛ شخص ترامپ، وزیر خارجه آمریکا، رئیس‌جمهور ایران، رئیس مجلس و حتی در بخشی از مواضع منتشرشده از ساختار نظامی ایران، اصل استفاده از مذاکره به‌عنوان ابزار سیاست کنار گذاشته نشده است.

از این رو، دوگانه «مذاکره یا تشدید نظامی» هنوز پاسخ قطعی ندارد؛ چون در شرایط فعلی، هر دو همزمان روی میز قرار دارند.

آنچه می‌تواند این وضعیت را تغییر دهد نه یک جمله از ترامپ و نه صرفاً یک دیدار در راهروی سازمان ملل، بلکه مجموعه‌ای از اقدامات متقابل و قابل سنجش است؛ کاهش واقعی عملیات نظامی، روشن شدن تکلیف هرمز، تعیین چارچوب پرونده هسته‌ای، تعریف تضمین‌ها و مشخص شدن اینکه هر طرف در برابر اقدام طرف مقابل دقیقاً چه خواهد کرد.

نیویورک می‌تواند آغاز چنین مسیری باشد؛ اما معیار موفقیت آن نه عکس ملاقات، بلکه اتفاقی است که پس از خاموش شدن دوربین‌ها در میدان جنگ، تنگه هرمز و اقتصاد دو طرف رخ می‌دهد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *