شنبه / ۲۵ مهر / ۱۴۰۵ Saturday / 17 October / 2026
×
از سفره‌های کوچک تا اضطراب‌های بزرگ؛ سلامت روان ایرانیان چگونه است؟
یادداشت هساره سلامی به مناسبت ۱۰ اکتبر، روز جهانی سلامت روان

از سفره‌های کوچک تا اضطراب‌های بزرگ؛ سلامت روان ایرانیان چگونه است؟

تهران - آذربایجان آنلاین - زمستان هنوز آغاز نشده، اما معادله‌ای که در سال‌های گذشته بارها به خاموشی برق، محدودیت گاز صنایع و افزایش مصرف سوخت مایع منتهی شده، از همین حالا روی میز مجلس قرار گرفته است. کمیسیون انرژی با حضور وزیران نفت و نیرو، برنامه پنج‌ماهه‌ای برای تأمین گاز طبیعی، نفت‌گاز و نفت‌کوره و حفظ سطح ذخایر تصویب کرده است؛ برنامه‌ای که قرار است مبنای هماهنگی دو وزارتخانه و شورای عالی انرژی در ماه‌های سرد باشد. اهمیت این تصمیم در خودِ جدول نیست؛ در این است که برای نخستین بار می‌توان میزان آمادگی دولت برای زمستان را ماه‌به‌ماه سنجید. اگر در آذر و دی ذخایر از برنامه عقب بماند، دیگر نمی‌توان کمبود سوخت در بهمن را اتفاقی پیش‌بینی‌ناپذیر معرفی کرد.
اگر روی وعده های وزیر نیرو حساب کنیم آیا در سرمای زمستان خانه ها گرم میماند ؟ یا خاموشی های تابستان جای خود را به سرمای زمستان میدهد ؟

به گزارش آذربایجان آنلاین، اولویت نخست برنامه، تأمین پایدار گاز بخش خانگی و تجاری تعیین شده است. این تصمیم از منظر اجتماعی اجتناب‌ناپذیر است؛ اما از منظر فنی به معنای آغاز یک زنجیره حساس در شبکه انرژی است. هر بار که مصرف خانگی در موج سرما جهش می‌کند، مقدار گازی که می‌تواند به نیروگاه‌ها و صنایع برسد کاهش می‌یابد. نیروگاه‌ها در این مرحله باید با نفت‌گاز یا در برخی واحدها نفت‌کوره کمبود گاز را جبران کنند و اگر سوخت جایگزین کافی نباشد، ناترازی گاز ظرف مدت کوتاهی به ناترازی برق تبدیل می‌شود.

رضا سپه‌وند، سخنگوی کمیسیون انرژی مجلس، همین پیوند را به‌صراحت توضیح داده و گفته است: «برای جبران ناترازی گاز، یکی از راهکارها جایگزینی گاز با سوخت‌های مایع از جمله گازوئیل و نفت‌کوره است.» او همچنین اعلام کرده ذخایر گازوئیل به مرز ۳.۵ میلیارد لیتر رسیده است.

این رقم در نگاه اول اطمینان‌بخش است، اما معنای واقعی آن فقط زمانی روشن می‌شود که در کنار مصرف روزانه نیروگاه‌ها قرار گیرد. تجربه زمستان‌های گذشته نشان داده در روزهای بسیار سرد، تحویل نفت‌گاز به نیروگاه‌ها می‌تواند به ده‌ها میلیون لیتر در روز برسد. اگر فرض شود مصرف روزانه در مقاطعی به ۶۰ میلیون لیتر نزدیک شود، ذخیره ۳.۵ میلیارد لیتری بدون هیچ ورودی تازه کمتر از دو ماه پاسخگو خواهد بود. البته در عمل مخازن همزمان با مصرف شارژ می‌شوند و همه نیروگاه‌ها نیز به یک میزان از سوخت مایع استفاده نمی‌کنند؛ اما همین محاسبه نشان می‌دهد «عدد بزرگ ذخیره» به‌تنهایی تضمین عبور آرام از زمستان نیست. سرعت جایگزینی سوخت مصرف‌شده به اندازه موجودی ابتدای فصل اهمیت دارد.

این نکته در سیاست‌گذاری انرژی ایران حیاتی است. ذخیره سوخت را نباید مانند انباری ثابت دید که در مهر پر شود و تا اسفند مورد استفاده قرار گیرد. آنچه تاب‌آوری شبکه را تعیین می‌کند «تراز روزانه» است: چه میزان گاز به نیروگاه تحویل می‌شود، چه مقدار سوخت مایع مصرف می‌شود و شرکت ملی پخش با چه سرعتی می‌تواند همان حجم را دوباره به مخازن برگرداند.

اگر مصرف روزانه برای چند هفته از ورودی بالاتر بماند، حتی مخزنی که در ابتدای زمستان تقریباً پر بوده می‌تواند در حساس‌ترین روزهای دی و بهمن به سطح خطر نزدیک شود. جدول پنج‌ماهه کمیسیون انرژی دقیقاً باید جلوی همین اتفاق را بگیرد.

عباس علی‌آبادی، وزیر نیرو، نیز در ارزیابی زمستان پیش رو صریح‌تر از وعده‌های معمول سخن گفته و تأکید کرده است: «امسال زمستان شرایط خاصی دارد.» او گفته پیش‌بینی کامل وضعیت ممکن نیست و هرچه به فصل سرد نزدیک‌تر شویم، ارزیابی‌ها دقیق‌تر خواهد شد.

این احتیاط وزیر نیرو از یک واقعیت فنی می‌آید: زمستان انرژی ایران بیش از هر چیز تابع شدت و مدت موج سرماست. تفاوت چند درجه‌ای دما در مقیاس میلیون‌ها مشترک، می‌تواند ده‌ها میلیون مترمکعب به مصرف روزانه گاز اضافه کند. اگر یک موج سرما همزمان چند استان پرجمعیت را درگیر کند، اولویت دادن به خانه‌ها می‌تواند ظرف چند روز سهم نیروگاه‌ها و صنایع را پایین بیاورد.

بنابراین برنامه پنج‌ماهه زمانی حرفه‌ای و قابل اتکا خواهد بود که فقط بر «متوسط مصرف» بنا نشده باشد. برای شبکه انرژی باید حداقل یک حاشیه اطمینان عملیاتی در نظر گرفته شود تا اگر چند روز بسیار سرد فراتر از پیش‌بینی رخ داد، ذخایر نیروگاهی فوراً وارد محدوده بحرانی نشوند.

مسئله دوم، تفاوت میان «ذخیره ملی» و «دسترسی نیروگاه به سوخت» است. حتی اگر مجموع ذخایر کشور مطلوب باشد، این به معنای آن نیست که هر نیروگاه در هر نقطه کشور دقیقاً در زمان نیاز به سوخت دسترسی دارد. انتقال میلیون‌ها لیتر نفت‌گاز در روز به نیروگاه‌ها به ناوگان حمل، خطوط لوله، انبارهای منطقه‌ای، زیرساخت تخلیه و ظرفیت مخازن داخل نیروگاه وابسته است.

یعنی امنیت سوخت فقط به این سؤال پاسخ نمی‌دهد که «چند میلیارد لیتر داریم؟»؛ سؤال دیگر این است که «این سوخت در کجا قرار دارد و چند ساعت طول می‌کشد به نیروگاهی برسد که گازش کاهش یافته است؟»

اگر جدول پنج‌ماهه فقط سهم کلی وزارت نیرو از سوخت را مشخص کرده باشد، هنوز بخشی از مسئله حل نشده است. برنامه مؤثر باید توزیع منطقه‌ای، حداقل موجودی هر نیروگاه و اولویت رساندن سوخت در زمان افت فشار گاز را نیز مشخص کند.

این موضوع برای استان‌های سردسیر مهم‌تر است. در مناطقی که افت دما زودتر آغاز می‌شود و مصرف خانگی گاز سریع‌تر بالا می‌رود، فشار بر شبکه توزیع و سهم نیروگاه‌ها می‌تواند زودتر از متوسط کشور ظاهر شود. بنابراین یک نسخه یکسان برای همه استان‌ها لزوماً بهینه نیست؛ ذخیره و برنامه سوخت باید با الگوی دما و مصرف هر منطقه هماهنگ باشد.

چالش بعدی، نفت‌کوره است. از نظر فنی، وجود سوخت دوم به نیروگاه اجازه می‌دهد هنگام محدودیت گاز برق تولید کند، اما هر لیتر نفت‌کوره هزینه زیست‌محیطی بیشتری ایجاد می‌کند. در نتیجه دولت در روزهای سرد با یک انتخاب آسان روبه‌رو نیست؛ باید همزمان امنیت برق، سلامت هوا و محدودیت عرضه گاز را مدیریت کند.

استفاده بیشتر از نفت‌کوره می‌تواند خاموشی را کاهش دهد، اما در برخی مناطق آلودگی را تشدید کند. محدود کردن نفت‌کوره از سوی دیگر نیاز به نفت‌گاز بیشتری ایجاد می‌کند و ذخایر آن را سریع‌تر کاهش می‌دهد. به همین دلیل ترکیب سوخت نیروگاه‌ها باید از قبل مشخص باشد و تصمیم درباره مازوت‌سوزی به روز بحران موکول نشود.

محمدجواد فروغی، مدیرکل دفتر برنامه‌ریزی بهره‌برداری تولید شرکت برق حرارتی، نیز در توضیح همین محدودیت گفته است: «اولویت نیروگاه‌ها مصرف گاز است»، اما در زمستان امکان تأمین صددرصدی گاز همه نیروگاه‌ها وجود ندارد و نیروگاه‌ها برای حفظ پایداری شبکه از سوخت دوم استفاده می‌کنند.

این جمله، هسته اصلی مسئله زمستانی برق ایران را روشن می‌کند: نیروگاه ممکن است آماده تولید باشد اما بدون سوخت کافی، ظرفیت نصب‌شده روی کاغذ الزاماً به برق قابل تحویل تبدیل نمی‌شود.

سال گذشته نیز کمیسیون انرژی اعلام کرده بود بخشی از ظرفیت حرارتی کشور به دلیل کمبود سوخت از مدار مؤثر خارج شده است. این تجربه نشان داد ساخت نیروگاه تنها یک ضلع امنیت برق است؛ ضلع دیگر، تضمین سوختی است که باید هر ساعت به واحد تولید برسد.

از همین منظر، نشست مشترک وزیر نفت و وزیر نیرو اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. ناترازی زمستانی سال‌ها در مرز مسئولیت همین دو وزارتخانه شکل گرفته است. وزارت نیرو نیاز نیروگاه را اعلام می‌کند، وزارت نفت باید گاز یا سوخت جایگزین را تحویل دهد و هر عقب‌ماندگی در یکی از این حلقه‌ها در نهایت در شبکه برق ظاهر می‌شود.

برنامه پنج‌ماهه اگر به ابلاغ رسمی مشترک منتهی شود، می‌تواند این فضای خاکستری مسئولیت را محدود کند. وقتی سهم ماهانه گاز، نفت‌گاز و نفت‌کوره تعیین شده باشد، در صورت عقب‌ماندگی می‌توان مشخص کرد مشکل از کاهش تولید، تأخیر در تحویل، مصرف بیش از برنامه یا مدیریت نامناسب ذخیره بوده است.

این همان تغییری است که می‌تواند نظارت مجلس را از «بررسی بحران پس از وقوع» به «هشدار پیش از بحران» منتقل کند.

کمیسیون انرژی اکنون باید به جای انتظار تا دی و بهمن، گزارش اجرای برنامه را در پایان هر ماه دریافت کند. میزان ذخیره باقی‌مانده، حجم روزانه گاز تحویلی به نیروگاه‌ها، مقدار نفت‌گاز مصرف‌شده و درصد تحقق هدف باید قابل مقایسه با جدول مصوب باشد. اگر مهر یا آبان عقب‌ماندگی دیده شود، هنوز برای اصلاح فرصت وجود دارد؛ در دی‌ماه چنین فرصتی بسیار کمتر است.

موضوع صنایع نیز در این معادله نباید در حاشیه بماند. در روزهای سرد، وقتی گاز خانگی در اولویت قرار می‌گیرد، نخستین فشار معمولاً به واحدهای بزرگ صنعتی منتقل می‌شود. محدودیت گاز فولاد، سیمان، پتروشیمی و صنایع انرژی‌بر شاید چراغ خانه را خاموش نکند، اما به اقتصاد هزینه تحمیل می‌کند.

کاهش تولید فولاد و سیمان می‌تواند بر زنجیره ساخت‌وساز اثر بگذارد؛ افت خوراک پتروشیمی می‌تواند تولید و صادرات را کاهش دهد و توقف برخی خطوط صنعتی نیز هزینه راه‌اندازی مجدد دارد. بنابراین تأمین گاز خانگی بدون توجه به هزینه قطع صنعت، مسئله را حل نمی‌کند؛ فقط ناترازی را از یک بخش اقتصاد به بخش دیگر منتقل می‌کند.

برنامه حرفه‌ای باید صنایع را بر اساس میزان حساسیت به قطع گاز دسته‌بندی کند. یک واحدی که توقف چندساعته برای آن خسارت فنی سنگین دارد نباید دقیقاً با همان الگوی محدودیتی مواجه شود که واحدی با قابلیت انعطاف تولید دارد. همچنین صنایع دارای امکان مصرف سوخت جایگزین باید پیش از زمستان مخازن و تجهیزات خود را آماده کنند، نه بعد از دریافت اخطار محدودیت گاز.

در کنار این مسائل، یک خطر دیگر نیز وجود دارد: استفاده از ذخیره خوب امروز به‌عنوان نشانه پایان ناترازی.

رسیدن ذخایر نفت‌گاز به حدود ۳.۵ میلیارد لیتر خبر مثبتی است، اما ناترازی ساختاری گاز را برطرف نمی‌کند. سوخت مایع «جایگزین اضطراری» گاز است، نه درمان کمبود آن. اگر هر زمستان نیروگاه برای ادامه تولید مجبور شود ده‌ها میلیون لیتر نفت‌گاز یا نفت‌کوره مصرف کند، مشکل بنیادی همچنان پابرجاست.

راه‌حل پایدار در سمت عرضه، افزایش تولید گاز و بهبود ظرفیت پالایش و انتقال است و در سمت مصرف، افزایش راندمان نیروگاه‌ها، کاهش اتلاف شبکه و اصلاح مصرف ساختمان‌ها اهمیت دارد.

ایران از نظر ذخایر گاز طبیعی یکی از کشورهای بزرگ جهان است، اما ذخیره زیرزمین با «گاز قابل تحویل در ساعت اوج» تفاوت دارد. توسعه میدان، فشارافزایی، پالایش، خط انتقال و مصرف کارآمد باید همزمان پیش بروند تا ظرفیت بالقوه به انرژی قابل استفاده تبدیل شود.

در صنعت برق نیز راندمان نیروگاه‌ها بخش مهمی از معادله است. هرچه نیروگاه برای تولید یک کیلووات‌ساعت برق سوخت بیشتری مصرف کند، در زمستان فشار بیشتری به شبکه گاز و ذخایر مایع وارد می‌شود. توسعه واحدهای بخار سیکل ترکیبی، یکی از معدود راه‌هایی است که می‌تواند بدون مصرف سوخت متناسب، تولید برق را افزایش دهد. وزارت نیرو نیز در ماه‌های اخیر از اضافه شدن ظرفیت‌های جدید از همین مسیر خبر داده است.

این اصلاحات اما زمان‌بر است و جدول پنج‌ماهه برای عبور از زمستان جاری طراحی شده است. بنابراین باید از آن انتظار واقع‌بینانه داشت: این جدول قرار نیست ناترازی چندده‌ساله انرژی را در پنج ماه حل کند؛ باید مانع تبدیل ناترازی شناخته‌شده به بحران غافلگیرکننده شود.

برای مردم، تفاوت این دو بسیار مهم است. شاید دولت نتواند در یک زمستان کمبود ساختاری گاز را از بین ببرد، اما می‌تواند کاری کند که کاهش تحویل گاز به نیروگاه از قبل پیش‌بینی شده باشد، سوخت جایگزین در محل موجود باشد و خاموشی ناشی از بی‌برنامگی رخ ندهد.

عدد ۳.۵ میلیارد لیتر از همین زاویه اهمیت دارد. این عدد نه وعده «زمستان بدون مشکل» است و نه رقمی کم‌اهمیت. ذخیره‌ای است که می‌تواند در روزهای بحرانی زمان بخرد؛ اما تنها در صورتی که مصرف آن کنترل شود و جایگزینی مستمر ادامه داشته باشد.

برنامه پنج‌ماهه کمیسیون انرژی در واقع یک آزمون برای سه سطح مدیریت است: وزارت نفت باید حجم تعهدشده گاز و سوخت مایع را تأمین کند؛ وزارت نیرو باید نیروگاه‌ها و مخازن را آماده نگه دارد؛ و مجلس باید قبل از آنکه مردم با خاموشی روبه‌رو شوند، عقب‌ماندگی از برنامه را مطالبه کند.

اگر این چرخه درست عمل کند، اهمیت جلسه امروز چند ماه دیگر مشخص خواهد شد؛ نه با تعداد مصوبات، بلکه با میزان پایداری برق، حفظ گاز خانگی و کاهش محدودیت ناگهانی صنایع.

اما اگر زمستان دوباره به نقطه‌ای برسد که سوخت نیروگاه کم شود و خاموشی به شبکه برگردد، این بار یک سؤال جدی‌تر وجود خواهد داشت: وقتی مقدار مورد نیاز نفت‌گاز، گاز و نفت‌کوره پنج ماه قبل روی میز دو وزیر و کمیسیون انرژی مشخص شده بود، کدام حلقه زنجیره نتوانست تعهد خود را اجرا کند؟

جدول پنج‌ماهه دقیقاً زمانی ارزش دارد که پاسخ این سؤال را پیش از بحران روشن کند؛ وگرنه یک برنامه دیگر به آرشیو برنامه‌های زمستانی اضافه خواهد شد.

مطالب مرتبط
رضوانی: در سفر اخیر ۳ همت به انتقال آب ارس اختصاص یافت؛ ابرپروژه ۲۵ همتی با این روند ۱۰ سال طول می‌کشد!
گفت‌وگوی اختصاصی آذربایجان آنلاین با بهنام رضوانی، نماینده کلیبر در مجلس شورای اسلامی

رضوانی: در سفر اخیر ۳ همت به انتقال آب ارس اختصاص یافت؛ ابرپروژه ۲۵ همتی با این روند ۱۰ سال طول می‌کشد!

عبداللهی: به این سفر و نحوه توزیع اعتبارات معترضیم؛ سفر قائم‌پناه خروجی ملموسی نداشت؛ جلسات بی‌نتیجه و فقط وقت‌گیر بود
گفت‌وگوی اختصاصی آذربایجان آنلاین با بیت‌الله عبداللهی، نماینده اهر و هریس در مجلس شورای اسلامی

عبداللهی: به این سفر و نحوه توزیع اعتبارات معترضیم؛ سفر قائم‌پناه خروجی ملموسی نداشت؛ جلسات بی‌نتیجه و فقط وقت‌گیر بود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *