شنبه / ۲۵ مهر / ۱۴۰۵ Saturday / 17 October / 2026
×
از سفره‌های کوچک تا اضطراب‌های بزرگ؛ سلامت روان ایرانیان چگونه است؟
یادداشت هساره سلامی به مناسبت ۱۰ اکتبر، روز جهانی سلامت روان

از سفره‌های کوچک تا اضطراب‌های بزرگ؛ سلامت روان ایرانیان چگونه است؟

تهران - آذربایجان آنلاین - فروشگاه‌های اینستاگرامی دیگر یک حاشیه کوچک در اقتصاد دیجیتال ایران نیستند. برآورد انجمن تجارت الکترونیک نشان می‌دهد حدود ۱۳۰ هزار فروشگاه فعال ایرانی در اینستاگرام طی سال ۱۴۰۳ بازاری به ارزش حدود ۸۸.۸ هزار میلیارد تومان ساخته‌اند؛ بازاری که از نظر حجم برآوردی، به فروش مجموعه‌ای از پلتفرم‌های رسمی خرده‌فروشی آنلاین نزدیک شده است. این عدد یک پیام روشن دارد: بخشی مهم از خرده‌فروشی دیجیتال ایران امروز خارج از ساختار کلاسیک فروشگاه‌های اینترنتی و در دل شبکه‌های اجتماعی جریان دارد.
بازار ۸۸.۸ همتی اینستاگرام؛ اقتصاد بزرگی که هنوز قواعدش کامل نیست

به گزارش آذربایجان آنلاین، اهمیت این بازار فقط در عدد ۸۸.۸ همت نیست؛ در ترکیب فعالان آن است. بخش بزرگی از این فروشگاه‌ها کسب‌وکارهای خرد، خانگی، مزون‌ها، فروشندگان پوشاک، صنایع‌دستی، محصولات آرایشی، زیورآلات و واحدهای کوچک صنفی هستند که بدون هزینه طراحی سایت، زیرساخت فنی و سرمایه‌گذاری سنگین، از اینستاگرام به‌عنوان ویترین، ابزار تبلیغ، محل ارتباط با مشتری و حتی بستر فروش استفاده می‌کنند.

همین ویژگی باعث شده اینستاگرام برای بسیاری از کسب‌وکارهای کوچک نه یک کانال جانبی، بلکه بخشی از مدل درآمدی آنها باشد. داده‌های گزارش نشان می‌دهد ۵۷ درصد فروشگاه‌های فعال در اینستاگرام در کنار صفحه مجازی، محل فعالیت یا فروش حضوری نیز دارند؛ یعنی مرز میان تجارت سنتی و تجارت اجتماعی عملاً در حال از بین رفتن است.

رشد تاریخی بازار نیز همین تغییر را تأیید می‌کند. ارزش برآوردی فروشگاه‌های اینستاگرامی از ۹.۱ همت در سال ۱۳۹۷ به ۱۵.۲ همت در سال ۱۳۹۸، ۲۹ همت در ۱۳۹۹، ۴۵.۳ همت در ۱۴۰۰، ۵۲.۴ همت در ۱۴۰۱، ۷۷.۲ همت در ۱۴۰۲ و ۸۸.۸ همت در ۱۴۰۳ رسیده است. یعنی در فاصله شش سال، اندازه این بازار نزدیک به ۱۰ برابر شده؛ هرچند سرعت رشد در سال ۱۴۰۳ نسبت به جهش سال قبل کاهش یافته است.

نکته مهم این است که رقم ۸۸.۸ همت حاصل ثبت مستقیم همه تراکنش‌ها در یک سامانه بانکی نیست، بلکه برآورد آماری بر پایه شناسایی صفحات، نمونه‌گیری و پیمایش کسب‌وکارهاست. بنابراین باید با احتیاط تفسیر شود؛ اما حتی با همین ملاحظه، حجم بازار آن‌قدر بزرگ است که دیگر نمی‌توان آن را فعالیتی غیررسمی و حاشیه‌ای تلقی کرد.

مقایسه با پلتفرم‌های رسمی نیز همین نکته را برجسته می‌کند. بر اساس گزارش انجمن، ارزش حقیقی فروش برخی پلتفرم‌های رسمی مورد بررسی با احتساب طلا در همان سال حدود ۸۹.۵ همت بوده؛ در حالی که فروشگاه‌های اینستاگرامی حدود ۸۸.۸ همت برآورد شده‌اند. این مقایسه به معنای یکسان بودن دو بازار نیست، اما نشان می‌دهد تجارت اجتماعی از نظر حجم اقتصادی به وزنی نزدیک به بخشی از بازار رسمی رسیده است.

تفاوت اصلی اما در زیرساخت است. پلتفرم رسمی درگاه پرداخت، ثبت سفارش، رهگیری، پشتیبانی، مرجوعی، امتیازدهی و قواعد روشن‌تری دارد. فروش اینستاگرامی بیشتر بر اعتماد شخصی، ارتباط مستقیم، توصیه کاربران و اعتبار صفحه استوار است. همین تفاوت، مزیت و ضعف اصلی این بازار را همزمان ساخته است.

مزیتش این است که ورود به آن آسان و کم‌هزینه است؛ ضعفش این است که ضمانت‌های حقوق مصرف‌کننده، شفافیت پرداخت، امکان مرجوعی و پیگیری اختلاف در بسیاری از موارد ضعیف‌تر است.

در همین نقطه، تصویب «سند توسعه و سامان‌دهی تبلیغات تجاری در فضای مجازی» اهمیت پیدا می‌کند. این سند با هدف ایجاد شفافیت، رتبه‌بندی واسطه‌های تبلیغاتی، تقویت نظارت، رعایت حقوق مصرف‌کنندگان و قانونمند شدن بازار تبلیغات آنلاین تصویب شده و دامنه آن تبلیغات در سکوهای داخلی و خارجی را شامل می‌شود. خودِ بازار تبلیغات دیجیتال نیز اکنون بین ۳۰ تا ۵۰ همت در سال برآورد شده است.

اما باید میان «سامان‌دهی تبلیغات» و «سامان‌دهی کامل فروشگاه‌های اینستاگرامی» تفاوت گذاشت. سند تازه به‌طور مستقیم به این معنا نیست که همه فروشگاه‌های اینستاگرامی از همین حالا باید مجوز جدید بگیرند، مالیات تازه بپردازند یا در صورت نداشتن مجوز تعطیل شوند. محور اصلی سند، شفافیت بازار تبلیغات، حقوق مصرف‌کننده، نظارت و رتبه‌بندی کنشگران تبلیغاتی است. جزئیات اجرایی تعیین می‌کند این چارچوب تا چه اندازه به فعالیت فروشندگان خرد هم سرایت خواهد کرد.

اینجاست که مسئله اصلی سیاست‌گذاری شکل می‌گیرد: چگونه می‌توان بازار ۸۸.۸ همتی را شفاف‌تر کرد، بدون آنکه هزینه تنظیم‌گری، هزاران کسب‌وکار کوچک را از بازار خارج کند؟

اگر مقررات بیش از حد سخت و پرهزینه باشد، فروشندگان خرد ممکن است به فعالیت زیرزمینی‌تر، صفحات موقت یا روش‌های پرداخت غیرشفاف‌تر پناه ببرند.

اگر تنظیم‌گری بیش از حد سهل باشد، احتمال کلاهبرداری، فروش کالای تقلبی، عدم تحویل، تبلیغات گمراه‌کننده و تضییع حقوق مشتری بیشتر می‌شود.

راه‌حل منطقی، تنظیم‌گری متناسب با اندازه و ریسک کسب‌وکار است. فروشنده خانگی با گردش محدود نباید الزاماتی مشابه یک پلتفرم بزرگ داشته باشد؛ اما هر فروشنده‌ای باید حداقل اطلاعات هویتی، سازوکار بازگشت وجه، شرایط تحویل و امکان پیگیری شکایت را شفاف کند.

این نگاه می‌تواند هم اعتماد مشتری را بالا ببرد و هم مانع از نابودی اقتصاد خرد شود.

مسئله مهم دیگر، وابستگی شدید این بازار به کیفیت اینترنت و دسترسی به شبکه اجتماعی است. فروشگاه‌های اینستاگرامی برخلاف فروشگاه‌های دارای سایت مستقل، به الگوریتم، دسترسی کاربران و پایداری اتصال وابسته‌اند. هر اختلال گسترده می‌تواند مستقیماً فروش را کاهش دهد و اثر آن بلافاصله در مرسولات پستی، درآمد فروشنده و گردش مالی کسب‌وکار دیده شود.

به همین دلیل، اقتصاد فروشگاه‌های اینستاگرامی فقط مسئله «فضای مجازی» نیست؛ با پست، حمل‌ونقل، بانک، درگاه‌های پرداخت، بسته‌بندی، تولید خانگی و اشتغال زنان و جوانان پیوند دارد.

از منظر اشتغال نیز اهمیت این بازار بالاست. بخشی از فعالان این حوزه با سرمایه اندک و بدون اجاره فروشگاه فیزیکی وارد بازار شده‌اند. برای این گروه، اینستاگرام هزینه ورود به بازار را پایین آورده و امکان دسترسی مستقیم به مشتری را فراهم کرده است. حذف یا محدود کردن ناگهانی این مسیر، برای بسیاری از آنها فقط به معنی از دست دادن یک صفحه نیست؛ به معنی از بین رفتن یک منبع درآمد است.

در مقابل، فقدان ساختار رسمی نیز هزینه دارد. مشتری در بسیاری از موارد نمی‌داند فروشنده دقیقاً کیست، کالا از کجا ارسال می‌شود، مرجوعی چگونه انجام می‌شود و در صورت اختلاف به چه مرجعی باید مراجعه کند. همین ضعف اعتماد می‌تواند سقف رشد بازار را نیز محدود کند.

به همین دلیل، اگر سیاست‌گذار بتواند «هویت قابل پیگیری + پرداخت امن + حق مرجوعی + سازوکار شکایت» را با کمترین هزینه برای فروشنده ایجاد کند، می‌تواند این بازار را از حالت نیمه‌رسمی به اقتصادی شفاف‌تر و پایدارتر منتقل کند.

نکته مهم دیگر این است که آمار ۸۸.۸ همت مربوط به سال ۱۴۰۳ است، نه امروز. گزارش تازه منتشر شده، اما داده‌های اصلی آن دو سال عقب‌تر قرار دارند. در فاصله ۱۴۰۳ تا ۱۴۰۵، تورم، افت قدرت خرید، اختلالات اینترنت، تغییر هزینه تبلیغات و رفتار مصرف‌کنندگان می‌توانند اندازه واقعی بازار را تغییر داده باشند.

پس نباید این عدد را به‌عنوان ارزش قطعی بازار در سال ۱۴۰۵ بازنشر کرد.

همین تأخیر آماری خودش یک مسئله مهم است. بازاری با ده‌ها هزار فروشنده و گردش مالی ده‌ها همتی، اگر با دو سال تأخیر سنجیده شود، سیاست‌گذار عملاً با تصویر گذشته تصمیم می‌گیرد. اقتصاد دیجیتال سریع‌تر از سازوکارهای آماری سنتی حرکت می‌کند و بدون داده به‌روز، تنظیم‌گری می‌تواند یا دیر برسد یا بیش از حد سختگیرانه شود.

در نهایت، گزارش انجمن یک واقعیت را روشن کرده است: فروشگاه‌های اینستاگرامی دیگر یک فعالیت جانبی نیستند. ۱۳۰ هزار فروشگاه و بازار برآوردی ۸۸.۸ همتی یعنی با یک بخش واقعی از اقتصاد کشور روبه‌رو هستیم.

چالش اصلی دیگر «بودن یا نبودن» این بازار نیست؛ چالش، کیفیت حکمرانی بر آن است.

اگر سیاست‌گذاری بتواند اعتماد خریدار را بالا ببرد، هویت فروشنده را قابل پیگیری کند، تبلیغات گمراه‌کننده را کاهش دهد و در عین حال هزینه ورود و فعالیت برای کسب‌وکارهای خرد را پایین نگه دارد، این بازار می‌تواند از یک اقتصاد پراکنده و نیمه‌رسمی به یکی از موتورهای اشتغال خرد و تجارت دیجیتال تبدیل شود.

اما اگر تنظیم‌گری فقط با رویکرد محدودیت و هزینه انجام شود، نتیجه ممکن است معکوس باشد؛ بخشی از فروشندگان از بازار خارج می‌شوند و بخشی دیگر به کانال‌های غیرشفاف‌تر منتقل خواهند شد.

در چنین شرایطی، موفقیت سند تازه نه با تعداد مقررات، بلکه با یک معیار ساده سنجیده می‌شود: آیا خریدار مطمئن‌تر شده و فروشنده خرد همچنان توان ادامه فعالیت دارد یا نه؟

اگر هر دو پاسخ مثبت باشد، سامان‌دهی موفق بوده است. اگر یکی از آنها قربانی دیگری شود، بازار ۸۸.۸ همتی فقط از یک مسئله غیررسمی به یک مسئله سیاست‌گذاری تبدیل خواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *