۴۰ درصد بیکارها مدرک دانشگاهی دارند؛ رؤیایی که برای یک نسل فرو ریخت
به گزارش آذربایجان آنلاین، خبرگزاری رویترز روز دوشنبه ۴ خرداد به نقل از منابع آگاه گزارش داد بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، در گفتوگوهای خصوصی با نزدیکان خود پذیرفته است که در روند تصمیمگیری دونالد ترامپ درباره ایران، قدرت اثرگذاری محدودی دارد و اسرائیل عملاً از بخش مهمی از مذاکرات مربوط به پایان جنگ کنار گذاشته شده است.
بر اساس این گزارش، در حالی که تهران و واشنگتن به چارچوب اولیهای برای بازگشایی تنگه هرمز و کاهش تنش نزدیک شدهاند، تلآویو نسبت به مفاد توافق و پیامدهای امنیتی آن نگرانی جدی دارد.
رویترز به نقل از دو مقام اسرائیلی نوشته است که اسرائیل در بسیاری از مراحل مذاکرات، جزئیات تماسهای واشنگتن و تهران را نه از مسیر رسمی آمریکا، بلکه از طریق کانالهای اطلاعاتی و ارتباطات منطقهای دریافت میکند؛ موضوعی که از افزایش فاصله و بیاعتمادی میان دو متحد سنتی حکایت دارد.
اهمیت این تحولات فقط به اختلاف میان ترامپ و نتانیاهو محدود نمیشود.
در هفتههای نخست جنگ، آمریکا و اسرائیل تقریباً با ادبیاتی واحد سخن میگفتند؛ فشار حداکثری علیه ایران، مهار برنامه هستهای، تضعیف توان موشکی و محدودسازی نفوذ منطقهای تهران.
اما اکنون نشانههای روشنی از تغییر اولویتهای واشنگتن دیده میشود.
دولت ترامپ بیش از هر چیز بهدنبال خروج کنترلشده از بحرانی است که هزینههای سیاسی، اقتصادی و انرژی آن برای آمریکا و متحدانش رو به افزایش است؛ در حالی که اسرائیل همچنان بر ادامه فشار نظامی و حفظ فضای تقابل اصرار دارد.
اختلاف اصلی دو طرف اکنون بر سر این پرسش شکل گرفته که آیا باید به سمت توافقی مرحلهای و مدیریت بحران حرکت کرد یا همچنان بر راهبرد فرسایشی فشار و جنگ تکیه داشت.
طبق گزارش رویترز، چارچوب اولیه مذاکرات شامل بازگشایی تنگه هرمز، کاهش محدودیتهای دریایی علیه ایران و سپس ورود به مذاکرات گستردهتر درباره پرونده هستهای است.
این دقیقاً همان نقطهای است که اسرائیل آن را تهدیدآمیز میداند.
تلآویو معتقد است هرگونه توافق موقت که بدون برچیدن کامل زیرساختهای هستهای و موشکی ایران شکل بگیرد، در نهایت به تقویت موقعیت منطقهای جمهوری اسلامی منجر خواهد شد.
نتانیاهو در گفتوگوی اخیر خود با شبکه سیبیاس نیز تأکید کرده بود:
«کارهای زیادی برای خروج اورانیوم از ایران، توقف برنامه موشکی و پایان حمایت از گروههای نیابتی باقی مانده است.»
اما برخلاف ماههای گذشته، بهنظر میرسد ترامپ دیگر تمایلی ندارد سیاست خود را کاملاً بر اساس خواستههای تلآویو تنظیم کند.
حتی جمله جنجالی او پس از تماس تلفنی با نتانیاهو ــ «او هر کاری که من بخواهم انجام میدهد» ــ در رسانههای اسرائیلی بازتاب گستردهای پیدا کرد و بهعنوان نشانه تغییر توازن در روابط دو طرف تعبیر شد.
از سوی دیگر، مقامهای آمریکایی نیز طی روزهای اخیر مواضعی اتخاذ کردهاند که نشان میدهد اولویت فعلی واشنگتن بیش از آنکه تشدید جنگ باشد، مهار بحران و کنترل تبعات آن است.
مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، اخیراً گفته بود:
«هدف ایالات متحده جلوگیری از گسترش بحران و رسیدن به توافقی است که امنیت منطقه و منافع آمریکا را حفظ کند.»
جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، نیز تأکید کرده بود:
«واشنگتن وارد یک جنگ بیپایان نخواهد شد و هرگونه اقدام احتمالی صرفاً در چارچوب منافع بلندمدت آمریکا تعریف میشود.»
این مواضع از منظر تحلیلی بسیار مهم هستند؛ زیرا نشان میدهند بخشی از ساختار سیاسی آمریکا به این جمعبندی رسیده که ادامه جنگ میتواند هزینههایی فراتر از دستاوردهای آن ایجاد کند.
افزایش قیمت انرژی، فشار افکار عمومی، نگرانی بازارهای جهانی و احتمال گسترش بحران به کل منطقه، اکنون به یکی از دغدغههای اصلی کاخ سفید تبدیل شده است.
بر اساس دادههای بازار، پس از بحران تنگه هرمز قیمت نفت و هزینه حملونقل انرژی بهشدت افزایش یافت و همین مسئله فشار سنگینی بر اقتصاد جهانی وارد کرد.
به همین دلیل، واشنگتن اکنون بیش از هر زمان دیگری بهدنبال کنترل بحران از مسیر دیپلماتیک است.
اما در مقابل، اسرائیل همچنان معتقد است هرگونه کاهش فشار علیه ایران میتواند موقعیت منطقهای تهران را تقویت کند.
نتانیاهو بهویژه نگران آن است که توافق احتمالی، بدون محدودسازی جدی برنامه موشکی و نفوذ منطقهای ایران، به پایان برسد.
رویترز گزارش داده نخستوزیر اسرائیل اصرار دارد تلآویو باید حق ادامه عملیات نظامی در همه جبههها، از جمله لبنان، را حفظ کند.
این مسئله یکی از پیچیدهترین گرههای مذاکرات فعلی است.
زیرا ایران و متحدان منطقهای آن تأکید دارند هرگونه توافق پایدار باید شامل توقف تجاوزات اسرائیل در منطقه نیز باشد.
در واقع، مذاکرات جاری دیگر فقط درباره پرونده هستهای نیست؛ بلکه درباره کل معماری امنیتی خاورمیانه است.
از منظر ایران، تحولات اخیر نشان میدهد راهبرد مقاومت و حفظ اهرمهای منطقهای توانسته معادلات را تغییر دهد.
برخلاف برخی پیشبینیهای اولیه، جنگ نهتنها به حذف نقش ایران منجر نشد، بلکه باعث شد حتی متحدان آمریکا نیز ناچار شوند نقش تهران را در امنیت انرژی و ثبات منطقه به رسمیت بشناسند.
تنگه هرمز در این میان به مهمترین اهرم فشار ژئوپلیتیکی ایران تبدیل شد.
پس از محدود شدن عبور و مرور دریایی، بازار جهانی انرژی بهشدت دچار شوک شد و همین مسئله بهتدریج نگاه بخشی از سیاستمداران آمریکایی را تغییر داد.
استیو ویتکاف، فرستاده ویژه ترامپ، نیز اخیراً گفته بود:
«هیچ راهحل پایداری بدون گفتوگو و کاهش تنش در منطقه وجود ندارد.»
این موضعگیریها نشان میدهد در داخل دولت آمریکا نیز نگاهها نسبت به ادامه جنگ یکدست نیست.
در مقابل، مقامهای ایرانی تأکید میکنند جمهوری اسلامی تحت فشار نظامی و اقتصادی، از خطوط قرمز خود عقبنشینی نخواهد کرد.
کمال خرازی، رئیس شورای راهبردی روابط خارجی، اخیراً گفته بود:
«ایران نشان داده در برابر فشار و تهدید، عقبنشینی نمیکند و توان مدیریت بحرانهای بزرگ را دارد.»
محسن رضایی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، نیز هشدار داده بود:
«هرگونه اشتباه راهبردی علیه ایران، میتواند کل منطقه را وارد شرایطی غیرقابل پیشبینی کند.»
این مواضع نشان میدهد تهران تلاش دارد مذاکرات را نه از موضع ضعف، بلکه بهعنوان نتیجه تغییر موازنه منطقهای تعریف کند.
از زاویه داخلی اسرائیل نیز، تحولات اخیر برای نتانیاهو هزینهساز شده است.
او طی ماههای گذشته تلاش کرده بود جنگ با ایران را بهعنوان یک پیروزی راهبردی معرفی کند، اما اکنون اگر توافقی شکل بگیرد که بخشی از مطالبات اسرائیل را نادیده بگیرد، مخالفان داخلی او این وضعیت را شکست سیاسی و دیپلماتیک دولت نتانیاهو توصیف خواهند کرد.
یائیر لاپید، رهبر مخالفان دولت اسرائیل، نیز گفته بود:
«نتانیاهو نتوانست بر روند توافق اثر بگذارد و این توافق برای اسرائیل و منطقه خطرناک است.»
این اختلافات نشان میدهد شکاف در داخل ساختار سیاسی اسرائیل نیز در حال عمیقتر شدن است.
شکاف میان واشنگتن و تلآویو بر سر ایران وارد مرحلهای جدی شده است. آمریکا اکنون بیش از هر چیز بهدنبال مهار بحران انرژی، کنترل تبعات جنگ و رسیدن به یک مسیر خروج مدیریتشده است، در حالی که اسرائیل همچنان بر ادامه فشار حداکثری و حفظ آزادی عملیات نظامی تأکید دارد. گزارش رویترز درباره اعتراف نتانیاهو به ناتوانی در اثرگذاری بر ترامپ نیز نشان میدهد تلآویو برخلاف سالهای گذشته، دیگر نمیتواند بهتنهایی مسیر سیاست آمریکا در قبال ایران را تعیین کند؛ تغییری که بسیاری از تحلیلگران آن را یکی از مهمترین جابهجاییهای ژئوپلیتیکی ماههای اخیر خاورمیانه میدانند.
دیدگاهتان را بنویسید